آب به خیمه نرسید.... فدای سرت.... فدای سرت.... فدای سرت...
حسین قامتش خمید.... فدای سرت... فدای سرت.... فدای سرت....
امشبی را شه دین در حرمش مهمان است
مکن ای صبح طلوع مکن ای صبح طلوع
عصر فردا بدنش زیر سم اسبان است
مکن ای صبح طلوع مکن ای صبح طلوع
مادرم زهرا در این گودال مهمان من است
عید قربان من است عید قربان من است
شاه گفتا کربلا امروز میدان من است
عید قربان من است عید قربان من است
روز عاشورا هم تموم شد...
نه تو این دهه یه دل سیر گریه کردیم، نه روز عاشورا مردیم...
اصلا حسین، نکنه بخوای مارو دور بندازیااا...
من بدون تو میمیرم.
اگه سال بعد نشد بگم حسین چی؟
اگه سال بعد زیر علم عمو عباس نبودم چی؟
اگه سال بعد زنده نبودم چی؟