⭕️ عقیده بهتر است یا ثروت؟!
👈 بهمناسبت سالگرد شهید بدون مرز "کنت لوکا گائتانی لاواتلی"
یکی از ویژگیهای عصر قدیم، دوئالیسم یا دوگانهسازی بود. علم یا عمل، دنیا یا آخرت، دین یا دانش، انسان یا خدا و ... . و در پس سر این دوگانهها چنین القا میکرد که گویا غیراز گزینههای مطرحشده، هیچ گزینهی دیگری هموزن آنها نیست.
ما هم که – بهقول آنها در یک کشور جهان سومی - زیر سلطهی تاریکیهایش بهسر میبردیم، بیخبر از همهجا پرسیدیم: علم بهتر است یا ثروت؟! و در پس این سوال خود را بین دو گزینهی مدرن مخیر میکردیم که آیا علم مدرن را یاد بگیرم یا بهدنبال ثروت دنیای مدرن بروم؟ اگر علم، که باید دانشگاه؛ اگر ثروت، که باید بیزینس بهسان یک #مرچنت مغربزمین. ستارهی علم یا انیشتین است یا هاروی یا دیگر قلههای علم کاربردی غرب؛ ستارهی ثروت هم یا گیتس است یا جابز یا دیگر قلههای اقتصاد دنیای جدید.
🔅بگذریم...
وقتی دوران جدید عالم با #انقلاب_اسلامی سر رسید و عصر جدیدی را آغاز کرد و فصل نوینی را بهروی دنیا گشود، بودند آزادههایی که در همین قلهها زندگی میکردند؛ جان زندهی آنها طلیعهی تازهی دوران را درک کرد و قلهی روزگار کهنهی خود را حضیضی بیش نیافت. بار بست و رهسپار عالم جدید شد.
امروز، 13 فروردین، سالگرد شهادت "لوکا لاواتللی"، از دوستان صمیمی شهید ادواردو آنیللی است. لوکا، بین انتخاب عقیده و ثروت مخیر شده بود. اینکه وارث ثروت پدری شود که از سلاطین کارخانههای شرابسازی جهان بود؛ یا در عداد اولین پرستوهای فرامرزی انقلاب اسلامی درآید و در طلوع #دوران_جدید_عالم، از ستارههایی باشد که راه را میتوان با آنها شناخت. لوکا لاواتللی، عقیده را انتخاب کرد. دوربینی را بهدست گرفت و پشت با دنیای مستهجن زد و در کسوت خبرنگار در جبهههای نبرد #افغانستان و کوزوو حضور پیدا کرد؛ همانجا بود که با احمدشاهمسعود آشنا شد. لوکا در 1988 بههمراه آنیللی به #ایران آمد و به آیین تشیع گروید.
ترد از طرف خانواده، از دستدادن ثروت هنگفت پدری و دهها مشکل دیگر نتوانست لوکا را از این مسیر برگرداند. تا در نهایت، مزد پایمردی در مسیر حق را در 13 فروردین 1386 – 2007 میلادی – گرفت و شهد شیرین شهادت را سر کشید و مهر تاییدی بر این واقعیت زد که دوران جدید نه در ایران که در عالم آغاز شده است؛ دورانی که نه مرز میشناسد و نه طبقهی اجتماعی.
#لوکا_لاواتللی
#ادواردو_آنیللی
#شهدای_بدون_مرز
@doranejadid
🔴 این 200 سال را بخوانید...
روشنفکران مسلمان، تاریخچهی #اسلام_زدایی در منطقهی آسیای غربی یا آسیای میانه، منطقهی #هند، #ایران، #افغانستان را با دقت نگاه کنند، ببینند #استعمار ـ که در این منطقه استعمارِ #انگلیس یکهتاز بود و در بعضی از مناطق، #روس ـ در این مناطق با اسلام چه کار داشت و نسبت به اسلام چگونه فکر میکرد و تأثیرات آن حرکات وسیع و همهجانبه و پولهای زیادی را که خرج کردند، بر روی جریان فکر اسلامی در این منطقه مطالعه کنند و مشاهده کنند.
البته در این خلال #روشنفکران و اصلاحگرانی از قبیل #سید_جمال_لدین و محمد عبدُه پدید آمدند، و بسیاری از روشنفکران در ایران، #مصر و بالاخره اقبال لاهوری در هند، فهمیدند که دارد چه اتفاق میافتد. این فریادی را که شما در کلمات اقبال مشاهده میکنید، فریادِ مصیبت یک انسان آگاه و روشنفکر است که مشاهده میکند اسلامش را دارند چهجور از دستش میبرند.
حرکات وسیع سیدجمالالدین در مصر، ایران، هند، اروپا و عثمانی، همه ناشی از این احساس خطر بسیار حادّی است که آن روز، دشمنِ اسلام طراحی و برای آن پولهای بسیاری را خرج میکرد و متفکرین زبدهای را به این کار میگماشت. تعداد کنفرانسهایی که در آن، دربارهی اسلام فکر میشد، در کشورهای اروپایی بهمراتب بیشتر از مجالسی است که علمای اسلام، در سطوح بالا برای #بازشناسی_اسلام و تحقیقات تشکیل میدادند.
میشود گفت که:
استعمار یک #نقشه_بلندمدت برای حذف و محو اسلام از کل مناطق اسلامی بهدست آورد؛ طرحی که آمیزهای بود از تلاش سیاسی و تلاش فرهنگی و تلاش اجتماعی و تلاش نظامی. #تاریخ_معاصر ، یعنی تاریخ نیم قرنِ اولِ قرن بیستم، کاملاً حاکی و نمایشگر این استراتژی وسیع و همهجانبه است.
آیتالله خامنهای: 12 بهمن 1367
#آیت_الله_خامنه_ای
#تاریخ_ایران_معاصر
#بازی_بزرگ
#ساختارهای_وستفالیایی
.
https://virgool.io/@mhtaheri
https://eitaa.com/doranejadid
🔴 قرن اسلامزدایی
در اواخر قرن نوزدهم، #لُرد_کرزُن معروف که قدرتِ مطلقهی منطقهی #هند و #خلیج_فارس در برههای از زمان بود، در کتاب خودش نوشت:
«حیات #انگلیس بدون تصرف این منطقه و بهخصوص هند، امکانپذیر نیست» و نایبالسلطنهی هند، لُرد آلِنبُرو نیز گفت: «تا وقتی مسلمانها در هند حضور دارند، امکان سیادت مطلق انگلیس بر هند امکانپذیر نیست.»
انگلیسی ها این را از روی تجربه میگفتند؛ آنان مسلمین را هم در هند و هم در #افغانستان تجربه کرده بودند. هم در منطقهی #قفقاز و هم در #آسیای_مرکزی مسائلی حادث شده بود که اطلاعش را داشتند؛ میدانستند که عامل و عنصر اصلی برای مقابلهی با استعمارِ انگلیس در این منطقه، اسلام است. لذا شروع کردند به #اسلام_زدایی.
آیتالله خامنهای: 12 بهمن 1367
#آیت_الله_خامنه_ای
#تاریخ_ایران_معاصر
#بازی_بزرگ
#ساختارهای_وستفالیایی
.
https://virgool.io/@mhtaheri
https://eitaa.com/doranejadid
9.05M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️ پل سبز بر روی دریاچهی عطاآباد کشمیر-پاکستان
🔻قریب به ۲۴ کیلومتر از جاده مواصلاتی چین به بندر #گوادر، از منطقه و دریاچه عطاآباد #پاکستان میگذرد. پلی که روی این دریاچه احداث شده است، از شاهکارهای مهندسی و جادهسازی است.
🔻با این اتوبان، ترکستان شرقی چین، به #کشمیر پاکستان وصل میشود و در ادامه با طی قریب به 800 کیلومتر دیگر به آبهای #دریای_عمان میرسد.
🔻تبعا نگهداری و امنیت این پل برای چینی که میخواهد در قلههای قدرت جهانی بایستد، بسیار حیاتی است. نزدیکی این منطقه به شمال شرقی #افغانستان و #وزیرستان پاکستان -دو کارخانهی تولید و تربیت #تروریست در جهان اسلام- اهمیت امنیت در این منطقه را مضاعف میکند.
🌐 https://eitaa.com/doranejadid
🌐 https://t.me/doranejadid
.
دقایقی پیرامون دوران جدید عالم
⭕️ پل سبز بر روی دریاچهی عطاآباد کشمیر-پاکستان 🔻قریب به ۲۴ کیلومتر از جاده مواصلاتی چین به بندر #گ
⭕️ سقوط هواپیمای هندی در مرز پاکستان-چین-افغانستان
🔻منابع خبری افغان، یکشنبه اول بهمن ماه 1402 اعلام کردند یک هواپیمای مسافربری که مبدا پرواز آن #هند بوده، در مناطق کوهستانی ولایت «بدخشان» در شمال شرق #افغانستان، که همجوار با مرز #چین و #پاکستان است، سقوط کرد. مقامات محلی ضمن تایید این خبر گفتهاند یک تیم تجسس برای تحقیق و بررسیهای بیشترِ محل حادثه به منطقه اعزام شده است. اطلاعاتی که تاکنون به دست آمده، همچنین حاکیست هواپیما در مسیر حرکت به سمت #مسکو بوده و به دلیل مشکلات فنی در بدخشان سقوط کرده است. شش تبعه #روسیه در این هواپیما حضور داشتند.
🔻 روز قبل، یعنی 30 دیماه 1402 نیز درگیری مرزی شدید میان افغانستان و پاکستان رخ داده بود.
#پیمان_امنیتی
#سازمان_همکاریهای_شانگهای
#26_دی_1402
🌐 https://eitaa.com/doranejadid
🌐 https://t.me/doranejadid
..
دقایقی پیرامون دوران جدید عالم
| 🟥 روایت نهم، سر سخن با اقتضائات جغرافیا و بهینهبودن برخی مناطق برای برخی گونههای زندگی است. زمی
|
3️⃣ از 4️⃣ روایت تولد نخستین ارادهی ملی در ایرانزمین
🔸 مناطق مختلف جغرافیایی، بهینگیهای متفاوتی دارند. شاید جلگه برای رفاه، و کوهستان برای گریز و فرار، مناسبتر و مساعدتر و #بهینه باشد. زندگی در جلگههای #بینالنهرین، زمین تا آسمان فرق میکند با زیستن در کوه و بیابان #فلات_ایران. برای درک بهتر این مدعا، مقایسه کنید حملهی #آمریکا به #عراق را با حملهاش به #افغانستان. حتی شوروی هم که همسایهی دیواربهدیوار افغانستان بود، سالها تلاش و تقلا کرد که لشگر خود را از کوهستانهای افغانستان عبور دهد؛ اما نشد که نشد.
🔹 بیشک با ابزارهای سه هزار سال پیش، گذر از کوهستان #زاگرس و فتح سکونتگاههای آن، بهمراتب سختتر از امروز بود. با این مقدمه، بیایید کمی دقیقتر روی این پرسش وقت بگذاریم و بیاندیشیم که:
❓ ایران ما، ایران محصور در #کوهستان، ایران گرم و خشک، برای کدامین مهاجران بهینه بوده است؟
❓ چرا مهاجرانی که نخستین بار در این فلات رحل اقامت افکندند، این سرزمین را گزینهی برتری برای ماندن، در مقایسه با #جلگه یافتند؟
❓ اساسا چه شد که ماندند و سودای سفر از سر بیرون کردند و به جستوجوی خود پایان بخشیدند؟
🔸 وقتی به روایت غرب از #انتشار_جغرافیایی_بشر مراجعه میکنیم، گویا انسان دغدغهای جز شکار و تکثیر مثل نداشته است. انسان خلاصه میشد در شکم و مادونش. آیا انسان ذیشعوری که تشخیص میداد کجا به شکار بیشتر میتواند برسد، مغزی برای اندیشیدن و قلبی برای تعلقات و تمنیات شدید نداشته است؟ آیا همانگونهکه بهرهمندی بیشتر از شیر گاو و گوشت گوسفند و خوشرکابی اسب میتوانسته قبایل را در سرزمینها به حرکت وادارد، «امنیت برای اندیشه» و «ایمنی برای ایمان» نمیتوانسته گروههایی -هرچند اندک- را به #هجرت و سفر بکشاند؟ این محرک در روایت غرب از سفر جغرافیایی بشر غایب است. #الهیات_جغرافیا به این پرسش پاسخ میدهد.
🔹 چهبسی بتوان فرض کرد: اقوامی که بهجای جلگههای سرسبز #بینالنهرین ترجیح دادند در حصار کوهستان زندگی کنند، گرانی #تعقیب_و_گریز چشمشان را گرفته باشد. بهطور طبیعی، #امتناعات_جغرافیایی فلات ایران، برای کسانی که از بیم #نمرود و امثالش باید هر روز دست به عصا در بینالنهرین زندگی میکردند، بهینه بوده است.
🔸 همینقدر میتوان فرض کرد که: جایی که بینالنهرین، گهوارهی خوش آب و هوای #ما_بعد_طوفان برای برخورداری از مواهب زمین بهینه بوده، فلات ایران هم برای گروهی #بهینه بوده است که بهخاطر حفظ #ایمان و تداوم #اراده در اندیشهی هجرت بودند و نزدیکترین منطقه را #ایران میدانستند. آنها روزی بار سفر بستند؛ همچون خروج #بنیاسرائیل و گذر از #نیل، دل به صخرههای زاگرس زدند. اگرچه #سفر وهمانگیز بود و میتوانست پایانی نداشته باشد، اما بالاخره ایران را #وادی_ایمن یافتند و احساس کردند میشود برای #با_خدا_زیستی در آن خانه ساخت. ماندند؛ چهبسی کنار کسانی ماندند که، شکار بیشتر بهانهی ایشان برای ماندن در این سرزمین بود.
🔹 در فلات ایرانی، رودی بود و هست به نام #قزلاوزن؛ جایی که کوهستان داشت و هنوز هم دارد، برای فرار. دشت داشت و هنوز هم دارد برای کشت و کار. وقت زمستان آنقدر سرد میشد و هنوز میشود که کسی خیال گذر از آن به سرش نزند؛ وقت تابستان آنقدر گرم میشد و هنوز میشود که بتوان خوشه و توشه برای روزهای بوران و طوفان کنار گذاشت. کنار قزلاوزن جای مناسبی برای گریز و پناه بود. نه تعقیب در آنجا ارزان بود؛ نه زمین آنقدر نامهربان. در آن ایام دور، آن مهاجران، روزی که قصد کردند ایرانی شوند، در کنار قزلاوزن هم یکی از جاهایی بود که بار از دوش زمین بگذارند. قبیلهای شدند برای خودشان، در کنار صدها قبیلهی پراکنده و خودفرمان #ماد.
🪔 این مطلب همچنان ادامه دارد...
#روایت_ایران
🌐 https://eitaa.com/doranejadid
🌐 https://t.me/doranejadid
|
🔴 جابهجایی محور توازن منازعات تمدنی به مدیترانه
📮 معماری صلح و پیشرفت در سرزمین میانه، از سند تا نیل
4️⃣ از 4️⃣
🔹 یکی از نقاط پیوند #ژئوپولیتیک با #دولتسازی و StateBuilding، عبارت است از: #منطق تعریف #سرزمین و #روش حاکم بر شیوهی تعیین و تنظیم #مرز برای مشخصکردن قلمرو یک #ملت. #توطّن، به سرزمینی با سرحدات مشخص و معین احتیاج دارد. اینکه این سرحدات براساس چه شاخص و معیاری، و با چه وسعت و گسترهای مشخص شوند، بر #سبک_زندگی و #الگوی_زمامداری تاثیر مستقیم دارند. تغییرات #روششناسی این منطق و الگو را تحتالشعاع قرار میدهند.
🔸 #مرز، شاخص جدیدی است که در #دولت_مدرن مورد توجه قرار گرفت. با تعریف مرز، که ماهیتی صرفا مادی و ریاضیاتی داشت، شاخص #سرحدّات که ماهیتی انسانی داشتند، کنار گذاشته شدند. سرحد براساس وفاداری اقوام و قبایل و ایلات #دور_از_مرکز تعریف میشد؛ اما مرز، کاملا کمّی بود و با متراژ سرزمین تعیین میگردید.
🔹 رونقگرفتن نگاهی کمّی و امکان رامکردن عالم طبیعت با افسار #ریاضیات، ابزاری بود که این گذار را تسهیل میکرد. #دیکورس_متد یا همان چیزی که بهخطا تحتعنوان «گفتار در روش» معروف شده است، مهمترین کتاب #دکارت است؛ این کتاب تنها 10 سال پیش از #وستفالیا و در نقطهی اوج #جنگهای_سیساله_مذهبی منتشر شد و بر منطق پیدایش جهان مدرن و شیوهی #واحدبندی نظام بینالملل تاثیر گذاشت.
🔸 شاخص مرز، گذار از #حکومت سنتی به #دولت_مدرن را ممکن کرد. حتی #هابز نیز متاثر از ریاضیات جدیدی که دکارت عرضه کرده بود، #لویاتان را نوشت. خود هابز، یعنی معمار دولت مدرن و نخستین مدون #فلسفه_سیاسی جدید، به این نکته تصریح کرده است.
🔹 اینکه دقیقا از کدامین نقطه از خاک گستردهی زمین، مرزهای یک سرزمین آغاز شود و در کدامین نقطه به اتمام برسد، نیازمند مطالعهی پیچیدهتر جغرافیا بود. اگرچه این پیچیدگی با ابزار ریاضی مهار میشد، اما نگاه پیچیدهتری به ماهیت انسانی و تاریخی جغرافیا را نیز میطلبید. بهمرور زمین، دانشهایی همچون #روابط_بینالملل، #ژئوپلیتیک، #ژئواستراتژی، #ژئواکونومی، #ژئوکالچر و ... درراستای تامین این نیاز، عمدتا با مرکزیت جهان آنگلاساکسونی شکل گرفتند.
🔸 از آن روز تا بهاکنون، #منازعات_مرزی یکی از مهمترین اهرمهای #دولتسازی و شکلدادن به #نظم_جهانی و #نظام_بینالملل بوده است. اینکه میبینیم از #وستفالیا تا به امروز، سکانداران #مسابقات_جغرافیایی و پایهگذاران دانشهای مرتبط با آن، کشورهای ابرقدرت جهان هستند، نشان میدهد که هژمونی مدرنیته با روش فهم جغرافیا در پیوند بوده است.
🔹 #بازی_بزرگ یکی از این مسابقات است که در قلب #سرزمین_میانه و در پیرامون مرزهای #ایران عزیز شکل گرفت و نتیجهی آن، تجزیهی بخشهایی از قلمرو ملی و تاریخی ما شد. این سرزمینهای جداشده اکنون 9 کشور را دربر میگیرند که عبارتند از: #گرجستان، #آذربایجان، #ارمنستان، #داغستان، #چچن، #ترکمنستان، #افغانستان، #پاکستان و #بحرین. در اثنای بازی بزرگ، کارکرد خاکی و زمینپایهی #زاگرس در شکلدادن به #سرزمین_میانه، به مرزهای آبی در #شرق_مدیترانه منتقل گردید.
🔸 بهتبع تغییراتی که دانشهای جغرافیایی جدید رقم زدهاند، مختصات و نقطهی تعادل #ناموازنه_تمدنی و لبههای منازعهخیز #ناترازی_تمدنی از #زاگرس به شرق مدیترانه منتقل شده است. از این رو است که سرزمین #فلسطین در جوار #نیل، امروزه سنگر مقاومت سرزمین میانه و نمایندهی #قدرت_زمینپایه در برابر #قدرت_اقیانوسپایه سینه سپر کرده است. امروز #سرنوشت فردای سرزمین #همسرنوشتان، در لبههای سرخ این نقطه از عالم، در حال رقمخوردن است.
/ پایان
📎 یادداشتهای پیشین
👇👇👇
1️⃣ یادداشت اول: وابستگی توازنبخش
2️⃣ یادداشت دوم: منطق طبیعی مرز
3️⃣ یادداشت سوم: استعلای جغرافیایی زیربنای استیلای سیاسی
.
🌐 https://eitaa.com/doranejadid
🌐 https://t.me/doranejadid
|
🔹 منطق دولت مدرن #دست_پنهان_جغرافیا را بهگونهای در طراحی حدّ فاصل #دولت_ملتها و تعیین #مرز بهکار گرفته است که برخی مناطق نمیتوانند مشتری خوب و مناسبی برای جهان توسعه باشند! آنها نامشتری توسعه هستند و این امر یکی از عجایب روزگار است.
🔸 مثلا؛ درحالیکه #ایالات_متحده برای بذل #دموکراسی به مردم #عراق از انواع مختلف تسلیحات نظامی استفاده کرد، حاضر به پذیرفتن برگزاری #رفراندوم و رایگیری همگانی در سرتاسر خاک #فلسطین با حضور همهی مذاهب و اقوام و گرایشهای سیاسی نیست! مثال دیگر؛ #افغانستان است که در تاریخ مدرن همواره میزبان انواع مختلف چالش و بحران بوده است.
🔹 برخلاف بیان رایج و قول مشهور که #امنیت را زیرساخت توسعه میداند، این رابطه میتواند برعکس باشد. اساسا ما در مواجهه با امنیت، با یک مفهوم بسیط و الگوی یکسان و ثابت طرف نیستیم. تفاوت #امنیت_وجودی و #امنیت_کالایی میتواند تمایزات امنیت را توضیح دهد. امنیت برای معماران دنیای مدرن، کالایی است که از طریق فروش آن، زمینه را برای تمنای توسعه فراهم میکنند. چنین امنیتی، امنیت کالایی است. ملتی که امنیت کالایی را خریده، ناخواسته به میزبان بحرانهای کشور فروشنده تبدیل میشود. در این تبادل، کشور فروشنده به امنیت وجودی دست پیدا میکند.
🔸 وجود چندین نقطهی ناامن در برخی مناطق، شکلدادن به #منازعات_مرزی را ممکن میگرداند. این مطلب یکی از لوازم #مسابقات_جغرافیایی است. #ناامنی، شرایط لازم برای فروش توسعه در لوای امنیت کالایی است. توسعه، پیوست امنیت کالایی است. وجود مناطق ناامن، که نامشتری مدرنیته محسوب میشوند، نهتنها بازار مناسبی را برای فروش این کالای گران فراهم میکند، بلکه شرایط خیزش رقیبان را نیز مهار مینماید. افغانستان در شرق سرزمین میانه و فلسطین در غرب این سرزمین، نامشتریهای توسعهی مدرن هستند.
🔹 ارتش ایالات متحده، بخشی از بازار بزرگ این کشور است. 800 پایگاه نظامی امریکا در جهان، شعبههای این مارکتینگ عظیم برای فروش امنیت کالایی به #جریان_سازش در جهان هستند. #سرزمین_میانه در قلب این بازار بزرگ تعریف شده است. آرایش نیروهای نظامی امریکا بر این مطلب صحه میگذارد. با این منطق، ضمن ایجاد محیط مناسب برای دوشیدن کشورکهای نفتخیز حاشیه #خلیج_فارس، ارتش امریکا از خیزش #ایران، #روسیه و #چین نیز مراقبت میکند. با آمدن #ترامپ قرار است که یک بیزینسمن بالای سر این آرایش تکیه بزند.
#روایت_ایران
#عصر_جدید
🌐 https://eitaa.com/doranejadid
🌐 https://t.me/doranejadid
|
🔸 از زمانی که کابوس ملکه بهدست #ناپلئون تاویل شد، سیاست امپراتوری #بریتانیا نیز متناسب با احتمالاتی که راه مواصلاتی لندن به دهلی را تهدید میکردند، تحول یافت. پشتیبانی از حکومتهای محلی #غرب_آسیا در صدر اقدامات جدید سیاستمداران #آنگلاساکسون قرار گرفت؛ بدینترتیب ملکهی #انگلیس دست به معماری خاصی در این منطقه زد تا منطقهی حائل زمینی را قریب به چند هزار کیلومتر، پیرامون #هند بچیند. کار این کمربند، ممانعت از دستیابی #روسیه (و بعدها #فرانسه) به مرزهای آبی و خاکی هند بود.
🔹 حکومتهای بومی غرب آسیا، بهدلیل جاماندن از کاروان #ترقی، حکومتهای رو به زوالی بودند. کمترین دخالت خارجی میتوانست این کالاهای گرانقیمت را به طعمهای برای قدرتهای نوظهور #اروپای_غربی تبدیل نماید. یکی از این حکومتهای بومی، سلسلهی جدیدالتاسیس #قاجار در ایران بود.
🔸 روسیه بهدلیل نزدیکتربودن به هند، مهمترین رقیب #انگلیس در آسیا محسوب میشد. روسیه ماهیتا کشوری آسیایی بود. لشگر روس میتوانست با پشتسرگذاشتن #فلات_ایران، بخشهایی از هند را تصرف کند. روسیه، نخستین کشور #غربزده آسیا بود. #پطر_کبیر بهتبع تقلید از اروپای غربی به درجاتی از ترقی دست یافته و خود را در مضانّ قدرت جهانی قرار داده بود. این امر برای ملکهی امپراتوری فراقارهای بریتانیا سنگین میآمد.
🔹 باری به هر طریق، نطفهی #بازی_بزرگ در #مسابقات_جغرافیایی میان روسیه و انگلیس بسته شد؛ یکی برای رسیدن به هند و دیگری برای حفظ هند. زمین و محیط این مسابقهی امنیتی، با تبدیل حکومتها و ملتهای محلی به مهرههای بازی، چیده شد و پیش رفت.
🔸 #جورج_کرزن در اینباره میگوید: ترکستان، #افغانستان، ماورای #قفقاز، ایران و ...؛ برای بسیاری این نامها فقط یک افق دور را تداعی میکنند. اما اعتراف میکنم که از نظر من، اینها نامهای مهرههای شطرنجی هستند در دست کسانی که بناست با آنها بر سر فرمانروایی دنیا بازی کنند.
🔹 صراحت بیان ملکه #ویکتوریا حتی بیش از جورج کرزن بود. او حتی پشت صحنهی این بازی را نیز برملا کرد و گفت: مساله این است که در این بازی، روسیه آقای دنیا شود یا بریتانیا؟!
#روایت_ایران
#عصر_جدید
🌐 https://eitaa.com/doranejadid
🌐 https://t.me/doranejadid
دقایقی پیرامون دوران جدید عالم
| 🟥 علیرغم شباهتها، تفاوتهایی نیز میان #بازی_بزرگ کلاسیک و #بازی_بزرگ_جدید وجود دارند که توجه به
|
🔴 مناطق مورد منازعه یا میدان بازی
در بازی بزرگ جدید، مناطق وسیعی از جغرافیای محور یا #هارتلند، در قاعدهی بازی برای پیشبرد بازی مد نظر گرفته شدهاند؛ در حالی که در بازی بزرگ کلاسیک، تنها تمرکز روی یک یا دو منطقه بود.
🔴 تغییر و تعدد بازیگران
در بازی بزرگ جدید، بازیگران فرامنطقهای بیشتری وارد بازی شدهاند. از #آمریکا، #ترکیه، #هند و #پاکستان گرفته تا #ژاپن، #روسیه و #چین. در حالی که در شکل کلاسیک آن، دو قدرت بزرگ اروپایی، طرفهای اصلی منازعه و کشمکش حساب میشدند.
🔴 تاثیر وضعیت افغانستان بر وضعیت منطقه
در بازی بزرگ جدید، #افغانستان از حیث یک تختهی خیز برای بیثباتسازی سیاسی و امنیتی تمام منطقه (و تحمیل #ناامنی) مورد استفاده قرار میگیرد؛ در حالی که در شکل کلاسیک، افغانستان، منطقهی حائل میان قدرتهای متخاصم بود.
🔴 قطبیشدن وضعیت بازیگران
در بازی بزرگ جدید، تمام بازیگران و طرفهای درگیر رقابت در محور هارتلند، بهدلیل قطبیشدن رقابت در تلاشاند تا منافع خود را به شکل انفرادی تامین کنند؛ در حالی که در شکل کلاسیک، دو قدرت بزرگ اروپایی بهشکل منظم برای دسترسی به منافع بزرگشان تلاش میکردند.
🔴 تلاش برای متوازنسازی نفوذ هژمونیک
در بازی بزرگ جدید برای متوازنسازی قدرت و ساختار #هژمونیک، همچنین برای کنترل جغرافیای موثر در این بازی و رقابتهای نظامی، سیاسی و اقتصادی؛ رهیافتهای بسیار مدرنتری دنبال میشوند. در حالی که در بازی بزرگ کلاسیک، صرفا تلاش برای جلوگیری از نفوذ رقبا در دستور کار قرار داشت و هنوز سیاست چهرهی #هژمونی به خود نگرفته بود.
🔴 ابزارهای مدرن بازی بزرگ جدید
در بازی بزرگ جدید، ابزارهای مدرن در فرایند رقابت مورد استفاده قرار میگیرند. بدینترتیب شکل جنگ چهرهی هیبریدی پیدا کرده است. یعنی تمام اشکال، وسایل و ابزارهای مدرن و فناوریهای نوظهور در این میدان به کار گرفته میشوند. در حالی که در شکل کلاسیک، تنها از ابزارهای جاسوسی و خبرچینی استفاده میشد.
🔴 اهمیت #ژئواکونومی نسبت به #ژئوپلیتیک
در شکل جدید این بازی، تلاش بیشتر برای دستیابی به منافع اقتصادی و منابع زیرزمینی، برطرفکنندهی نیازهای فوری طرفهای درگیر در این رقابت شمرده میشود. اگرچه در نگاه نخست چنین القا میشود که مقصود، #توازنبخشی سیاسی و اقتصادی یکی از مناسبات مهم و قواعد بازی است، اما در واقع امر شاهدیم که منافع اقتصادی بر منافع سیاسی حاکماند.
🔴 استفاده از اهرم اقتصادی برای بیثباتسازی منطقهای
در بازی بزرگ جدید، از اهرمهای اقتصادی مانند: ارائهی مشوقها، فشارهای اقتصادی و تحریمها و ممانعتهای ترانزیتی برای تطمیع کشورهای دخیل در دایرهی سرزمینی بازی، به شکل وسیعی استفاده میشود. در حالی که در شکل کلاسیک این بازی، رقابت تنها معطوف به رقابتهای سیاسی بود و #جاسوسی در آن بیشتر مطمح نظر قرار میگرفت.
🔴 استفاده از نیرویهای نیابتی
در بازی بزرگ جدید، نیروهای نیابتی (#پروکسی) برای برهمزنی توازن در #قطببندی حاکم بر قاعدهی بازی مورد استفاده قرار میگیرند. گروههای تروریستی، جداییطلبان و شبکههای قاچاق، اضلاع اساسی و ابزارهای این بازی را در کنار فعالیتهای جاسوسی میسازند. در حالی که در شکل کلاسیک بازی بزرگ، تنها بازیگران دولتی در #رقابت با یکدیگر قرار میگرفتند.
🔴 تقابل فرهنگها
در بازی بزرگ جدید، اصل تقابل فرهنگی و تمدنی قاعدهای حاکم بر دایرهی رقابتهاست. تمدن چینی، #ارتدوکس، هندی، ترکی، جاپانی، #آنگلاساکسون و غیره در این عرصه قابل ذکرند. در حالی که در بازی بزرگ کلاسیک، تقابل فرهنگها نه، بلکه ترس از رقابت هژمونیک و تسخیر جغرافیای بیشتر توسط قدرتهای بزرگ مطرح بود.
🔴 فقدان ایدئولوژی دولتی
در بازی بزرگ کلاسیک، تلاش عمده برای تسلط هژمونیک سیاسی و ایدئولوژی دولتی، بیشتر محسوس بود؛ در حالی که در شکل جدید، این رقابت بدون موجودیت ایدئولوژی دولتی و سیاسی، بهدنبال کسب هرچهبیشتر منافع اقتصادی است و حوزهی #امنیت (خطرات و تهدیدهای امنیتی) اساس آن را میسازد.
🌐 https://eitaa.com/doranejadid
🌐 https://t.me/doranejadid
|
🚩 چگونه جبههی مقاومت از هژمونی غرب مرکززدایی کرده است؟
🔹 دههی پایانی #قرن_بیستم و دههی نخست #قرن_بیستویکم بازهی زمانی تدوین نظریههای ترمیمگر و رخنهپوش ژئوپلیتیک #نظم_نوین_جهانی بود؛ بازهای که در آن #انقلاب_اسلامی به پیروزی رسید و اتحاد جماهیر #شوروی از هم فروپاشید. بار تئوریک این کار بر دوش #هانتینگتون و #کاپلان قرار داشت. نظرورزی آنها کوه یخی را ساخت که نوک آن را میشد در طراحی و اجرای #عملیات_سایکلون در #افغانستان و #جبهه_تکفیری در #عراق و #شام دید. هانتینگتون آشکارا در کتابش اعلام کرد که درصدد بازسازی نظم نوین جهانی از دل درگیری تمدنهاست. کاپلان نیز از کارکرد شورش و آنارشی در تبیین مسابقات جغرافیایی پرده برداشت.
🔸 تمرکز معماری دفاعی و امنیتی جمهوری اسلامی حول پیریزی و پیادهسازی #جبهه_مقاومت نشاندهندهی اعتنای این نظام به اهمیت جغرافیا و قدرت برخاسته از آرایش زمین و سرزمین است. #دولت_عمیق ما به تدریج عقلانیت خود را در برای هضم #نظام_سلطه و ترتیبات امنیتی این نقطهی حادثهخیز جهان رشد داده و همواره در مسیر بلوغ و تکامل حرکت کرده است. با این نشانههاست که میتوان قسم خورد که در پس تصمیمات این نظام با عقل شدیدا عمیقی روبهرو هستیم که به تغییر افقهای برسازندهی مناسبات بینالمللی واقف است و خود را در مقیاس بازیگر میبیند و میدان را برای بازیگری خود تنظیم میکند.
🔹 ترسیمی که #آیتالله_خامنهای با ادبیات خاص خودشان از مواجههی #انقلاب_اسلامی با نظام سلطه ترسیم میکنند، بروز و برونداد همان عقلانیتی است که میخواهد تفوق #نظام_جهانی اروپامحور را بشکند و هژمونی برآمده از آن را از مقام استیلاء به زیر بکشد. طبعا چنین مواجههای بدون پشتیبانی تئوریک نبوده و نمیتواند پیش برود.
🔸 ازاینرو میتوان گمانهزنی کرد که یک #نظام_فکری پشتیبان و مجهز به ادراکات هستیشناختی، معرفتشناختی و روششناختی در پس ارادهی معطوف به گذار از نظام سلطه وجود دارد؛ خواه این تئوری آشکارا عرضه گردیده باشد یا به هر دلیلی صرفا در #تصمیمسازی و #تصمیمگیری دولت عمیق آشکار شود. رد پای این تئوری را میتوان در جاهایی سراغ گرفت که با تولید و بهکارگیری ادبیاتی جدید، عزم خود را مبنیبر مشروعیتزدایی از نظم و #نظام_بینالملل موجود نشان داده است.
🔹مرکززدایی از نظم غربمحور یکی از مهمترین نمودهای نظام فکری پشتیبان جبههی مقاومت است. تلاشهای این جبهه بهنحو واضح و میدانی، مرکزواقعشدن غرب در تعریف زندگی ایدهآل را نشانه گرفته است. این جبهه موفق بوده که لختبودن پادشاه غرب را فریاد بزند و نشان دهد که غرب عملا فاقد صلاحیت لازم برای تعیین هنجارهای اخلاقی، الگوهای سیاسی، شیب مبادلات اقتصادی و روندهای فرهنگی است.
🔸نویسندهی کتاب «هراس بنیادین» در همان سالهای نخست این ظرفیت را در انقلاب اسلامی مشاهده کرده است. #بابی_سعید در این کتاب مینویسد:
رهبران اسلامی در ایران تا حد زیادی در راستای تخریب منطق اروپامداری و غربمداری در جهان تلاش نمودهاند. بنابراین ظهور اسلامگرایی تنها در فضایی قابل فهم است که در آن، غرب و اروپا در وضعیت مرکزیتزدایی قرار گیرد.
🔹در توضیح سخن سعید باید گفت که وجه نامرئی امپراتوری غرب، همان مرکزیتبخشیدن به شیوهی ادارهی عرصهی عمومی و سبک زندگی اروپایی است. مرکزیتبخشی به تجربهزیستهی اروپا، منطق سلطه را تامین میکند. این منطق در تعریف جغرافیا نیز بازتاب داشته است. برای مثال، تعریف #گرینویچ بهعنوان مدار شاخص برای تنظیم ساعت در جهان بازتاب همین منطق است. گذر از #اروپامحوری مستلزم به چالشکشیدن اقتدار آندسته از ابزارهای غرب است که با توسل به آنها وانمود میکند که بر جغرافیای جهان تسلط دارد و گویا عالم در ید کنترل اوست. این گذار در رفتار جبههی مقاومت و به چالشکشیدن اقتدار ژئوپلیتیکی غرب کاملا نمود و بروز دارد.
🔸با نگاهی عمیقتر به این تقابل و با درنظرگرفتن لایههای مختلف درگیری دو #عقلانیت_نظمساز، که در یکسوی آن جبههی مقاومت ایستاده است، از شکست نظریهی #پایان_تاریخ فرانسیس فوکویاما تفسیر بهتری میتوان ارائه کرد؛ ازاینمنظر، اعتراف #فوکویاما را باید اذعان به توانایی و توفیق جبههی مقاومت در مرکزیتزدایی از جهان آمریکایی دانست.
🔹در ادامه و امتداد همین تلاشهای عملی و میدانی جبههی مقاومت، کاملا قابل فرض است که بتوانیم به لایههای دیگری از مبارزه با نظام سلطه از طریق مرکززدایی از جهان غرب در عرصههای مختلف بیاندیشیم تا به #روایت_نارسیسی_غرب از خودش پایان ببخشیم.
📮 پینوشت:
یادداشتهای این عنوان از گفتگوی با دکتر ابراهیم متقی الهام گرفته شد.
🌐 https://eitaa.com/doranejadid
🌐 https://t.me/doranejadid