eitaa logo
دقایقی پیرامون دوران جدید عالم
950 دنبال‌کننده
431 عکس
64 ویدیو
17 فایل
ما به دوران جدیدی از عالم وارد شده‌ایم. به‌تدریج آثار این آغاز، محسوس‌تر می‌شود و تاثیر خود را در تغییر چهره زندگی بشر آشکار می‌کند. در این کانال، این دوران جدید را از سه زاویه مورد تامل قرار می‌دهیم: #روش، #دولت و #استعمار. Admin: @yas_aa
مشاهده در ایتا
دانلود
⭕️ عقیده بهتر است یا ثروت؟! 👈 به‌مناسبت سالگرد شهید بدون مرز "کنت لوکا گائتانی لاواتلی" یکی از ویژگی‌های عصر قدیم، دوئالیسم یا دوگانه‌سازی بود. علم یا عمل، دنیا یا آخرت، دین یا دانش، انسان یا خدا و ... . و در پس سر این دوگانه‌ها چنین القا می‌کرد که گویا غیراز گزینه‌های مطرح‌شده، هیچ گزینه‌ی دیگری هم‌وزن آن‌ها نیست. ما هم که – به‌قول آن‌ها در یک کشور جهان سومی - زیر سلطه‌ی تاریکی‌هایش به‌سر می‌بردیم، بی‌خبر از همه‌جا پرسیدیم: علم بهتر است یا ثروت؟! و در پس این سوال خود را بین دو گزینه‌ی مدرن مخیر می‌کردیم که آیا علم مدرن را یاد بگیرم یا به‌دنبال ثروت دنیای مدرن بروم؟ اگر علم، که باید دانشگاه؛ اگر ثروت، که باید بیزینس به‌سان یک مغرب‌زمین. ستاره‌ی علم یا انیشتین است یا هاروی یا دیگر قله‌های علم کاربردی غرب؛ ستاره‌ی ثروت هم یا گیتس است یا جابز یا دیگر قله‌های اقتصاد دنیای جدید. 🔅بگذریم... وقتی دوران جدید عالم با سر رسید و عصر جدیدی را آغاز کرد و فصل نوینی را به‌روی دنیا گشود، بودند آزاده‌هایی که در همین قله‌ها زندگی می‌کردند؛ جان زنده‌ی آن‌ها طلیعه‌ی تازه‌ی دوران را درک کرد و قله‌ی روزگار کهنه‌ی خود را حضیضی بیش نیافت. بار بست و رهسپار عالم جدید شد. امروز، 13 فروردین، سالگرد شهادت "لوکا لاواتللی"، از دوستان صمیمی شهید ادواردو آنیللی است. لوکا، بین انتخاب عقیده و ثروت مخیر شده بود. این‌که وارث ثروت پدری شود که از سلاطین کارخانه‌های شراب‌سازی جهان بود؛ یا در عداد اولین پرستوهای فرامرزی انقلاب اسلامی درآید و در طلوع ، از ستاره‌هایی باشد که راه را می‌توان با آن‌ها شناخت. لوکا لاواتللی، عقیده را انتخاب کرد. دوربینی را به‌دست گرفت و پشت با دنیای مستهجن زد و در کسوت خبرنگار در جبهه‌های نبرد و کوزوو حضور پیدا کرد؛ همان‌جا بود که با احمدشاه‌مسعود آشنا شد. لوکا در 1988 به‌همراه آنیللی به آمد و به آیین تشیع گروید. ترد از طرف خانواده، از دست‌دادن ثروت هنگفت پدری و ده‌ها مشکل دیگر نتوانست لوکا را از این مسیر برگرداند. تا در نهایت، مزد پایمردی در مسیر حق را در 13 فروردین 1386 – 2007 میلادی – گرفت و شهد شیرین شهادت را سر کشید و مهر تاییدی بر این واقعیت زد که دوران جدید نه در ایران که در عالم آغاز شده است؛ دورانی که نه مرز می‌شناسد و نه طبقه‌ی اجتماعی. @doranejadid
🔴 این 200 سال را بخوانید... روشنفکران مسلمان، تاریخچه‌ی در منطقه‌ی آسیای غربی یا آسیای میانه، منطقه‌ی ، ، را با دقت نگاه کنند، ببینند ـ که در این منطقه استعمارِ یکه‌تاز بود و در بعضی از مناطق، ـ در این مناطق با اسلام چه کار داشت و نسبت به اسلام چگونه فکر می‌کرد و تأثیرات آن حرکات وسیع و همه‌جانبه و پول‌های زیادی را که خرج کردند، بر روی جریان فکر اسلامی در این منطقه مطالعه کنند و مشاهده کنند. البته در این خلال و اصلاح‌گرانی از قبیل و محمد عبدُه پدید آمدند، و بسیاری از روشنفکران در ایران، و بالاخره اقبال لاهوری در هند، فهمیدند که دارد چه اتفاق می‌افتد. این فریادی را که شما در کلمات اقبال مشاهده می‌کنید، فریادِ مصیبت یک انسان آگاه و روشنفکر است که مشاهده می‌کند اسلامش را دارند چه‌جور از دستش می‌برند. حرکات وسیع سیدجمال‌الدین در مصر، ایران، هند، اروپا و عثمانی، همه ناشی از این احساس خطر بسیار حادّی است که آن روز، دشمنِ اسلام طراحی و برای آن پول‌های بسیاری را خرج می‌کرد و متفکرین زبده‌ای را به این کار می‌گماشت. تعداد کنفرانس‌هایی که در آن، درباره‌ی اسلام فکر می‌شد، در کشورهای اروپایی به‌مراتب بیشتر از مجالسی است که علمای اسلام، در سطوح بالا برای و تحقیقات تشکیل می‌دادند. می‌شود گفت که: استعمار یک برای حذف و محو اسلام از کل مناطق اسلامی به‌دست آورد؛ طرحی که آمیزه‌ای بود از تلاش سیاسی و تلاش فرهنگی و تلاش اجتماعی و تلاش نظامی. ، یعنی تاریخ نیم قرنِ اولِ قرن بیستم، کاملاً حاکی و نمایشگر این استراتژی وسیع و همه‌جانبه است. آیت‌الله خامنه‌ای: 12 بهمن 1367 . https://virgool.io/@mhtaheri https://eitaa.com/doranejadid
🔴 قرن اسلام‌زدایی در اواخر قرن نوزدهم، معروف که قدرتِ مطلقه‌ی منطقه‌ی و در برهه‌ای از زمان بود، در کتاب خودش نوشت: «حیات بدون تصرف این منطقه و به‌خصوص هند، امکان‌پذیر نیست» و نایب‌السلطنه‌ی هند، لُرد آلِنبُرو نیز گفت: «تا وقتی مسلمان‌ها در هند حضور دارند، امکان سیادت مطلق انگلیس بر هند امکان‌پذیر نیست.» انگلیسی ها این را از روی تجربه می‌گفتند؛ آنان مسلمین را هم در هند و هم در تجربه کرده بودند. هم در منطقه‌ی و هم در مسائلی حادث شده بود که اطلاعش را داشتند؛ می‌دانستند که عامل و عنصر اصلی برای مقابله‌ی با استعمارِ انگلیس در این منطقه، اسلام است. لذا شروع کردند به . آیت‌الله خامنه‌ای: 12 بهمن 1367 . https://virgool.io/@mhtaheri https://eitaa.com/doranejadid
9.05M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️ پل سبز بر روی دریاچه‌ی عطاآباد کشمیر-پاکستان 🔻قریب به ۲۴ کیلومتر از جاده مواصلاتی چین به بندر ، از منطقه و دریاچه عطاآباد می‌گذرد. پلی که روی این دریاچه احداث شده است، از شاهکارهای مهندسی و جاده‌سازی است. 🔻با این اتوبان، ترکستان شرقی چین، به پاکستان وصل می‌شود و در ادامه با طی قریب به 800 کیلومتر دیگر به آب‌های می‌رسد. 🔻تبعا نگهداری و امنیت این پل برای چینی که می‌خواهد در قله‌های قدرت جهانی بایستد، بسیار حیاتی است. نزدیکی این منطقه به شمال شرقی و پاکستان -دو کارخانه‌ی تولید و تربیت در جهان اسلام- اهمیت امنیت در این منطقه را مضاعف می‌کند. 🌐 https://eitaa.com/doranejadid 🌐 https://t.me/doranejadid .
دقایقی پیرامون دوران جدید عالم
⭕️ پل سبز بر روی دریاچه‌ی عطاآباد کشمیر-پاکستان 🔻قریب به ۲۴ کیلومتر از جاده مواصلاتی چین به بندر #گ
⭕️ سقوط هواپیمای هندی در مرز پاکستان-چین-افغانستان 🔻منابع خبری افغان، یکشنبه اول بهمن ماه 1402 اعلام کردند یک هواپیمای مسافربری که مبدا پرواز آن بوده، در مناطق کوهستانی ولایت «بدخشان» در شمال شرق ، که همجوار با مرز و است، سقوط کرد. مقامات محلی ضمن تایید این خبر گفته‌اند یک تیم تجسس برای تحقیق و بررسی‌های بیشترِ محل حادثه به منطقه اعزام شده است. اطلاعاتی که تاکنون به دست آمده، همچنین حاکیست هواپیما در مسیر حرکت به سمت بوده و به دلیل مشکلات فنی در بدخشان سقوط کرده است. شش تبعه در این هواپیما حضور داشتند. 🔻 روز قبل، یعنی 30 دیماه 1402 نیز درگیری مرزی شدید میان افغانستان و پاکستان رخ داده بود. 🌐 https://eitaa.com/doranejadid 🌐 https://t.me/doranejadid ..
دقایقی پیرامون دوران جدید عالم
| 🟥 روایت نهم، سر سخن با اقتضائات جغرافیا و بهینه‌بودن برخی مناطق برای برخی گونه‌های زندگی است. زمی
| 3️⃣ از 4️⃣ روایت تولد نخستین اراده‌ی ملی در ایران‌زمین 🔸 مناطق مختلف جغرافیایی، بهینگی‌های متفاوتی دارند. شاید جلگه برای رفاه، و کوهستان برای گریز و فرار، مناسب‌تر و مساعدتر و باشد. زندگی در جلگه‌های ، زمین تا آسمان فرق می‌کند با زیستن در کوه و بیابان . برای درک بهتر این مدعا، مقایسه کنید حمله‌‎ی به را با حمله‌اش به . حتی شوروی هم که همسایه‌ی دیواربه‌دیوار افغانستان بود، سال‌ها تلاش و تقلا کرد که لشگر خود را از کوهستان‌های افغانستان عبور دهد؛ اما نشد که نشد. 🔹 بی‌شک با ابزارهای سه هزار سال پیش، گذر از کوهستان و فتح سکونت‌گاه‌های آن، به‌مراتب سخت‌تر از امروز بود. با این مقدمه، بیایید کمی دقیق‌تر روی این پرسش وقت بگذاریم و بیاندیشیم که: ❓ ایران ما، ایران محصور در ، ایران گرم و خشک، برای کدامین مهاجران بهینه بوده است؟ ❓ چرا مهاجرانی که نخستین بار در این فلات رحل اقامت افکندند، این سرزمین را گزینه‌ی برتری برای ماندن، در مقایسه با یافتند؟ ❓ اساسا چه شد که ماندند و سودای سفر از سر بیرون کردند و به جست‌وجوی خود پایان بخشیدند؟ 🔸 وقتی به روایت غرب از مراجعه می‌کنیم، گویا انسان دغدغه‌ای جز شکار و تکثیر مثل نداشته است. انسان خلاصه می‌شد در شکم و مادونش. آیا انسان ذی‌شعوری که تشخیص می‌داد کجا به شکار بیش‌تر می‌تواند برسد، مغزی برای اندیشیدن و قلبی برای تعلقات و تمنیات شدید نداشته است؟ آیا همان‌گونه‌که بهره‌مندی بیش‌تر از شیر گاو و گوشت گوسفند و خوش‌رکابی اسب می‌توانسته قبایل را در سرزمین‌ها به حرکت وادارد، «امنیت برای اندیشه» و «ایمنی برای ایمان» نمی‌توانسته گروه‌هایی -هرچند اندک- را به و سفر بکشاند؟ این محرک در روایت غرب از سفر جغرافیایی بشر غایب است. به این پرسش پاسخ می‌دهد. 🔹 چه‌بسی بتوان فرض کرد: اقوامی که به‌جای جلگه‌های سرسبز ترجیح دادند در حصار کوهستان زندگی کنند، گرانی چشم‌شان را گرفته باشد. به‌طور طبیعی، فلات ایران، برای کسانی که از بیم و امثالش باید هر روز دست به عصا در بین‌النهرین زندگی می‌کردند، بهینه بوده است. 🔸 همین‌قدر می‌توان فرض کرد که: جایی که بین‌النهرین، گهواره‌ی خوش آب و هوای برای برخورداری از مواهب زمین بهینه بوده، فلات ایران هم برای گروهی بوده است که به‌خاطر حفظ و تداوم در اندیشه‌ی هجرت بودند و نزدیک‌ترین منطقه را می‌دانستند. آن‌ها روزی بار سفر بستند؛ هم‌چون خروج و گذر از ، دل به صخره‌های زاگرس زدند. اگرچه وهم‌انگیز بود و می‌توانست پایانی نداشته باشد، اما بالاخره ایران را یافتند و احساس کردند می‌شود برای در آن خانه ساخت. ماندند؛ چه‌بسی کنار کسانی ماندند که، شکار بیش‌تر بهانه‌ی ایشان برای ماندن در این سرزمین بود. 🔹 در فلات ایرانی، رودی بود و هست به نام ؛ جایی که کوهستان داشت و هنوز هم دارد، برای فرار. دشت داشت و هنوز هم دارد برای کشت و کار. وقت زمستان آنقدر سرد می‌شد و هنوز می‌شود که کسی خیال گذر از آن به سرش نزند؛ وقت تابستان آن‌قدر گرم می‌شد و هنوز می‌شود که بتوان خوشه و توشه برای روزهای بوران و طوفان کنار گذاشت. کنار قزل‌اوزن جای مناسبی برای گریز و پناه بود. نه تعقیب در آن‌جا ارزان بود؛ نه زمین آن‌قدر نامهربان. در آن ایام دور، آن مهاجران، روزی که قصد کردند ایرانی شوند، در کنار قزل‌اوزن هم یکی از جاهایی بود که بار از دوش زمین بگذارند. قبیله‌ای شدند برای خودشان، در کنار صدها قبیله‌ی پراکنده و خودفرمان . 🪔 این مطلب هم‌چنان ادامه دارد... 🌐 https://eitaa.com/doranejadid 🌐 https://t.me/doranejadid
| 🔴 جابه‌جایی محور توازن منازعات تمدنی به مدیترانه 📮 معماری صلح و پیشرفت در سرزمین میانه، از سند تا نیل 4️⃣ از 4️⃣ 🔹 یکی از نقاط پیوند با و StateBuilding، عبارت است از: تعریف و حاکم بر شیوه‌ی تعیین و تنظیم برای مشخص‌کردن قلمرو یک . ، به سرزمینی با سرحدات مشخص و معین احتیاج دارد. این‌که این سرحدات براساس چه شاخص و معیاری، و با چه وسعت و گستره‌ای مشخص شوند، بر و تاثیر مستقیم دارند. تغییرات این منطق و الگو را تحت‌الشعاع قرار می‌دهند. 🔸 ، شاخص جدیدی است که در مورد توجه قرار گرفت. با تعریف مرز، که ماهیتی صرفا مادی و ریاضیاتی داشت، شاخص که ماهیتی انسانی داشتند، کنار گذاشته شدند. سرحد براساس وفاداری اقوام و قبایل و ایلات تعریف می‌شد؛ اما مرز، کاملا کمّی بود و با متراژ سرزمین تعیین می‌گردید. 🔹 رونق‌گرفتن نگاهی کمّی و امکان رام‌کردن عالم طبیعت با افسار ، ابزاری بود که این گذار را تسهیل می‌کرد. یا همان چیزی که به‌خطا تحت‌عنوان «گفتار در روش» معروف شده است، مهم‌ترین کتاب است؛ این کتاب تنها 10 سال پیش از و در نقطه‌ی اوج منتشر شد و بر منطق پیدایش جهان مدرن و شیوه‌ی نظام بین‌الملل تاثیر گذاشت. 🔸 شاخص مرز، گذار از سنتی به را ممکن کرد. حتی نیز متاثر از ریاضیات جدیدی که دکارت عرضه کرده بود، را نوشت. خود هابز، یعنی معمار دولت مدرن و نخستین مدون جدید، به این نکته تصریح کرده است. 🔹 این‌که دقیقا از کدامین نقطه از خاک گسترده‌ی زمین، مرزهای یک سرزمین آغاز شود و در کدامین نقطه به اتمام برسد، نیازمند مطالعه‌ی پیچیده‌تر جغرافیا بود. اگرچه این پیچیدگی با ابزار ریاضی مهار می‌شد، اما نگاه پیچیده‌تری به ماهیت انسانی و تاریخی جغرافیا را نیز می‌طلبید. به‌مرور زمین، دانش‌هایی هم‌چون ، ، ، ، و ... درراستای تامین این نیاز، عمدتا با مرکزیت جهان آنگلاساکسونی شکل گرفتند. 🔸 از آن روز تا به‌اکنون، یکی از مهم‌ترین اهرم‌های و شکل‌دادن به و بوده است. این‌که می‌بینیم از تا به امروز، سکان‌داران و پایه‌گذاران دانش‌های مرتبط با آن، کشورهای ابرقدرت جهان هستند، نشان می‌دهد که هژمونی مدرنیته با روش فهم جغرافیا در پیوند بوده است. 🔹 یکی از این مسابقات است که در قلب و در پیرامون مرزهای عزیز شکل گرفت و نتیجه‌ی آن، تجزیه‌ی بخش‌هایی از قلمرو ملی و تاریخی ما شد. این سرزمین‌های جداشده اکنون 9 کشور را دربر می‌گیرند که عبارتند از: ، ، ، ، ، ، ، و . در اثنای بازی بزرگ، کارکرد خاکی و زمین‌پایه‌ی در شکل‌دادن به ، به مرزهای آبی در منتقل گردید. 🔸 به‌تبع تغییراتی که دانش‌های جغرافیایی جدید رقم زده‌اند، مختصات و نقطه‌ی تعادل و لبه‌های منازعه‌خیز از به شرق مدیترانه منتقل شده است. از این رو است که سرزمین در جوار ، امروزه سنگر مقاومت سرزمین میانه و نماینده‌ی در برابر سینه سپر کرده است. امروز فردای سرزمین ، در لبه‌های سرخ این نقطه از عالم، در حال رقم‌خوردن است. / پایان 📎 یادداشت‌های پیشین 👇👇👇 1️⃣ یادداشت اول: وابستگی توازن‌بخش 2️⃣ یادداشت دوم: منطق طبیعی مرز 3️⃣ یادداشت سوم: استعلای جغرافیایی زیربنای استیلای سیاسی . 🌐 https://eitaa.com/doranejadid 🌐 https://t.me/doranejadid
| 🔹 منطق دولت مدرن را به‌گونه‌ای در طراحی حدّ فاصل و تعیین به‌کار گرفته است که برخی مناطق نمی‌توانند مشتری خوب و مناسبی برای جهان توسعه باشند! آن‌ها نامشتری توسعه هستند و این امر یکی از عجایب روزگار است. 🔸 مثلا؛ درحالی‌که برای بذل به مردم از انواع مختلف تسلیحات نظامی استفاده کرد، حاضر به پذیرفتن برگزاری و رای‌گیری همگانی در سرتاسر خاک با حضور همه‌ی مذاهب و اقوام و گرایش‌های سیاسی نیست! مثال دیگر؛ است که در تاریخ مدرن همواره میزبان انواع مختلف چالش و بحران بوده است. 🔹 برخلاف بیان رایج و قول مشهور که را زیرساخت توسعه می‌داند، این رابطه می‌تواند برعکس باشد. اساسا ما در مواجهه با امنیت، با یک مفهوم بسیط و الگوی یکسان و ثابت طرف نیستیم. تفاوت و می‌تواند تمایزات امنیت را توضیح دهد. امنیت برای معماران دنیای مدرن، کالایی است که از طریق فروش آن، زمینه را برای تمنای توسعه فراهم می‌کنند. چنین امنیتی، امنیت کالایی است. ملتی که امنیت کالایی را خریده، ناخواسته به میزبان بحران‌های کشور فروشنده تبدیل می‌شود. در این تبادل، کشور فروشنده به امنیت وجودی دست پیدا می‌کند. 🔸 وجود چندین نقطه‌ی ناامن در برخی مناطق، شکل‌دادن به را ممکن می‌گرداند. این مطلب یکی از لوازم است. ، شرایط لازم برای فروش توسعه در لوای امنیت کالایی است. توسعه، پیوست امنیت کالایی است. وجود مناطق ناامن، که نامشتری مدرنیته محسوب می‌شوند، نه‌تنها بازار مناسبی را برای فروش این کالای گران فراهم می‌کند، بلکه شرایط خیزش رقیبان را نیز مهار می‌نماید. افغانستان در شرق سرزمین میانه و فلسطین در غرب این سرزمین، نامشتری‌های توسعه‌ی مدرن هستند. 🔹 ارتش ایالات متحده، بخشی از بازار بزرگ این کشور است. 800 پایگاه نظامی امریکا در جهان، شعبه‌های این مارکتینگ عظیم برای فروش امنیت کالایی به در جهان هستند. در قلب این بازار بزرگ تعریف شده است. آرایش نیروهای نظامی امریکا بر این مطلب صحه می‌گذارد. با این منطق، ضمن ایجاد محیط مناسب برای دوشیدن کشورک‌های نفت‌خیز حاشیه ، ارتش امریکا از خیزش ، و نیز مراقبت می‌کند. با آمدن قرار است که یک بیزینس‌من بالای سر این آرایش تکیه بزند. 🌐 https://eitaa.com/doranejadid 🌐 https://t.me/doranejadid
| 🔸 از زمانی که کابوس ملکه به‌دست تاویل شد، سیاست امپراتوری نیز متناسب با احتمالاتی که راه مواصلاتی لندن به دهلی را تهدید می‌کردند، تحول یافت. پشتیبانی از حکومت‌های محلی در صدر اقدامات جدید سیاست‌مداران قرار گرفت؛ بدین‌ترتیب ملکه‌ی دست به معماری خاصی در این منطقه زد تا منطقه‌ی حائل زمینی را قریب به چند هزار کیلومتر، پیرامون بچیند. کار این کمربند، ممانعت از دستیابی (و بعدها ) به مرزهای آبی و خاکی هند بود. 🔹 حکومت‌های بومی غرب آسیا، به‌دلیل جاماندن از کاروان ، حکومت‌های رو به زوالی بودند. کم‌ترین دخالت خارجی می‌توانست این کالاهای گران‌قیمت را به طعمه‌ای برای قدرت‌های نوظهور تبدیل نماید. یکی از این حکومت‌های بومی، سلسله‌ی جدیدالتاسیس در ایران بود. 🔸 روسیه به‌دلیل نزدیک‌تربودن به هند، مهم‌ترین رقیب در آسیا محسوب می‌شد. روسیه ماهیتا کشوری آسیایی بود. لشگر روس می‌توانست با پشت‌سرگذاشتن ، بخش‌هایی از هند را تصرف کند. روسیه، نخستین کشور آسیا بود. به‌تبع تقلید از اروپای غربی به درجاتی از ترقی دست یافته و خود را در مضانّ قدرت جهانی قرار داده بود. این امر برای ملکه‌ی امپراتوری فراقاره‌ای بریتانیا سنگین می‌آمد. 🔹 باری به هر طریق، نطفه‌ی در میان روسیه و انگلیس بسته شد؛ یکی برای رسیدن به هند و دیگری برای حفظ هند. زمین و محیط این مسابقه‌ی امنیتی، با تبدیل حکومت‌ها و ملت‌های محلی به مهره‌های بازی، چیده شد و پیش رفت. 🔸 در این‌باره می‌گوید: ترکستان، ، ماورای ، ایران و ...؛ برای بسیاری این نام‌ها فقط یک افق دور را تداعی می‌کنند. اما اعتراف می‌کنم که از نظر من، این‌ها نام‌های مهره‌های شطرنجی هستند در دست کسانی که بناست با آن‌ها بر سر فرمان‌روایی دنیا بازی کنند. 🔹 صراحت بیان ملکه حتی بیش از جورج کرزن بود. او حتی پشت صحنه‌ی این بازی را نیز برملا کرد و گفت: مساله این است که در این بازی، روسیه آقای دنیا شود یا بریتانیا؟! 🌐 https://eitaa.com/doranejadid 🌐 https://t.me/doranejadid
دقایقی پیرامون دوران جدید عالم
| 🟥 علی‌رغم شباهت‌ها، تفاوت‌هایی نیز میان #بازی_بزرگ کلاسیک و #بازی_بزرگ_جدید وجود دارند که توجه به
| 🔴 مناطق مورد منازعه یا میدان بازی در بازی بزرگ جدید، مناطق وسیعی از جغرافیای محور یا ، در قاعده‌ی بازی برای پیش‌برد بازی مد نظر گرفته شده‌اند؛ در حالی که در بازی بزرگ کلاسیک، تنها تمرکز روی یک یا دو منطقه بود. 🔴 تغییر و تعدد بازیگران در بازی بزرگ جدید، بازیگران فرامنطقه‌ای بیش‌تری وارد بازی شده‌اند. از ، ، و گرفته تا ، و . در حالی که در شکل کلاسیک آن، دو قدرت بزرگ اروپایی، طرف‌های اصلی منازعه و کشمکش حساب می‌شدند. 🔴 تاثیر وضعیت افغانستان بر وضعیت منطقه در بازی بزرگ جدید، از حیث یک تخته‌ی خیز برای بی‌ثبات‌سازی سیاسی و امنیتی تمام منطقه (و تحمیل ) مورد استفاده قرار می‌گیرد؛ در حالی که در شکل کلاسیک، افغانستان، منطقه‌ی حائل میان قدرت‌های متخاصم بود. 🔴 قطبی‌شدن وضعیت بازیگران در بازی بزرگ جدید، تمام بازیگران و طرف‌های درگیر رقابت در محور هارتلند، به‌دلیل قطبی‌شدن رقابت در تلاش‌اند تا منافع خود را به شکل انفرادی تامین کنند؛ در حالی که در شکل کلاسیک، دو قدرت بزرگ اروپایی به‌شکل منظم برای دسترسی به منافع بزرگ‌شان تلاش می‌کردند. 🔴 تلاش برای متوازن‌سازی نفوذ هژمونیک در بازی بزرگ جدید برای متوازن‌سازی قدرت و ساختار ، هم‌چنین برای کنترل جغرافیای موثر در این بازی و رقابت‌های نظامی، سیاسی و اقتصادی؛ رهیافت‌های بسیار مدرن‌تری دنبال می‌شوند. در حالی که در بازی بزرگ کلاسیک، صرفا تلاش برای جلوگیری از نفوذ رقبا در دستور کار قرار داشت و هنوز سیاست چهره‌ی به خود نگرفته بود. 🔴 ابزارهای مدرن بازی بزرگ جدید در بازی بزرگ جدید، ابزارهای مدرن در فرایند رقابت مورد استفاده قرار می‌گیرند. بدین‌ترتیب شکل جنگ چهره‌ی هیبریدی پیدا کرده است. یعنی تمام اشکال، وسایل و ابزارهای مدرن و فناوری‌های نوظهور در این میدان به کار گرفته می‌شوند. در حالی که در شکل کلاسیک، تنها از ابزارهای جاسوسی و خبرچینی استفاده می‌شد. 🔴 اهمیت نسبت به در شکل جدید این بازی، تلاش بیش‌تر برای دست‌یابی به منافع اقتصادی و منابع زیرزمینی، برطرف‌کننده‌ی نیازهای فوری طرف‌های درگیر در این رقابت شمرده می‌شود. اگرچه در نگاه نخست چنین القا می‌شود که مقصود، سیاسی و اقتصادی یکی از مناسبات مهم و قواعد بازی است، اما در واقع امر شاهدیم که منافع اقتصادی بر منافع سیاسی حاکم‌اند. 🔴 استفاده از اهرم اقتصادی برای بی‌ثبات‌سازی منطقه‌ای در بازی بزرگ جدید، از اهرم‌های اقتصادی مانند: ارائه‌ی مشوق‌ها، فشارهای اقتصادی و تحریم‌ها و ممانعت‌های ترانزیتی برای تطمیع کشورهای دخیل در دایره‌ی سرزمینی بازی، به شکل وسیعی استفاده می‌شود. در حالی که در شکل کلاسیک این بازی، رقابت تنها معطوف به رقابت‌های سیاسی بود و در آن بیش‌تر مطمح نظر قرار می‌گرفت. 🔴 استفاده از نیروی‌های نیابتی در بازی بزرگ جدید، نیروهای نیابتی () برای برهم‌زنی توازن در حاکم بر قاعده‌ی بازی مورد استفاده قرار می‌گیرند. گروه‌های تروریستی، جدایی‌طلبان و شبکه‌های قاچاق، اضلاع اساسی و ابزارهای این بازی را در کنار فعالیت‌های جاسوسی می‌سازند. در حالی که در شکل کلاسیک بازی بزرگ، تنها بازی‌گران دولتی در با یک‌دیگر قرار می‌گرفتند. 🔴 تقابل فرهنگ‌ها در بازی بزرگ جدید، اصل تقابل فرهنگی و تمدنی قاعده‌ای حاکم بر دایره‌ی رقابت‌هاست. تمدن چینی، ، هندی، ترکی، جاپانی، و غیره در این عرصه قابل ذکرند. در حالی که در بازی بزرگ کلاسیک، تقابل فرهنگ‌ها نه، بلکه ترس از رقابت هژمونیک و تسخیر جغرافیای بیش‌تر توسط قدرت‌های بزرگ مطرح بود. 🔴 فقدان ایدئولوژی دولتی در بازی بزرگ کلاسیک، تلاش عمده برای تسلط هژمونیک سیاسی و ایدئولوژی دولتی، بیش‌تر محسوس بود؛ در حالی که در شکل جدید، این رقابت بدون موجودیت ایدئولوژی دولتی و سیاسی، به‌دنبال کسب هرچه‌بیش‌تر منافع اقتصادی است و حوزه‌ی (خطرات و تهدیدهای امنیتی) اساس آن را می‌سازد. 🌐 https://eitaa.com/doranejadid 🌐 https://t.me/doranejadid
| 🚩 چگونه جبهه‌ی مقاومت از هژمونی غرب مرکززدایی کرده است؟ 🔹 دهه‌ی پایانی و دهه‌ی نخست بازه‌ی زمانی تدوین نظریه‌های ترمیم‌گر و رخنه‌پوش ژئوپلیتیک بود؛ بازه‌ای که در آن به پیروزی رسید و اتحاد جماهیر از هم فروپاشید. بار تئوریک این کار بر دوش و قرار داشت. نظرورزی آن‌ها کوه یخی را ساخت که نوک آن را می‌شد در طراحی و اجرای در و در و دید. هانتینگتون آشکارا در کتابش اعلام کرد که درصدد بازسازی نظم نوین جهانی از دل درگیری تمدن‌هاست. کاپلان نیز از کارکرد شورش و آنارشی در تبیین مسابقات جغرافیایی پرده برداشت. 🔸 تمرکز معماری دفاعی و امنیتی جمهوری اسلامی حول پی‌ریزی و پیاده‌سازی نشان‌دهنده‌ی اعتنای این نظام به اهمیت جغرافیا و قدرت برخاسته از آرایش زمین و سرزمین است. ما به تدریج عقلانیت خود را در برای هضم و ترتیبات امنیتی این نقطه‌ی حادثه‌خیز جهان رشد داده و همواره در مسیر بلوغ و تکامل حرکت کرده است. با این نشانه‌هاست که می‌توان قسم خورد که در پس تصمیمات این نظام با عقل شدیدا عمیقی روبه‌رو هستیم که به تغییر افق‌های برسازنده‌ی مناسبات بین‌المللی واقف است و خود را در مقیاس بازی‌گر می‌بیند و میدان را برای بازی‌گری خود تنظیم می‌کند. 🔹 ترسیمی که با ادبیات خاص خودشان از مواجهه‌ی با نظام سلطه ترسیم می‌کنند، بروز و برون‌داد همان عقلانیتی است که می‌خواهد تفوق اروپامحور را بشکند و هژمونی برآمده از آن را از مقام استیلاء به زیر بکشد. طبعا چنین مواجهه‌ای بدون پشتیبانی تئوریک نبوده و نمی‌تواند پیش برود. 🔸 ازاین‌‎رو می‌توان گمانه‌زنی کرد که یک پشتیبان و مجهز به ادراکات هستی‌شناختی، معرفت‌شناختی و روش‌شناختی در پس اراده‌ی معطوف به گذار از نظام سلطه وجود دارد؛ خواه این تئوری آشکارا عرضه گردیده باشد یا به هر دلیلی صرفا در و دولت عمیق آشکار شود. رد پای این تئوری را می‌توان در جاهایی سراغ گرفت که با تولید و به‌کارگیری ادبیاتی جدید، عزم خود را مبنی‌بر مشروعیت‌زدایی از نظم و موجود نشان داده است. 🔹مرکززدایی از نظم غرب‌محور یکی از مهم‌ترین نمودهای نظام فکری پشتیبان جبهه‌ی مقاومت است. تلاش‌های این جبهه به‌نحو واضح و میدانی، مرکزواقع‌شدن غرب در تعریف زندگی ایده‌آل را نشانه گرفته است. این جبهه موفق بوده که لخت‌بودن پادشاه غرب را فریاد بزند و نشان دهد که غرب عملا فاقد صلاحیت لازم برای تعیین هنجارهای اخلاقی، الگوهای سیاسی، شیب مبادلات اقتصادی و روندهای فرهنگی است. 🔸نویسنده‌ی کتاب «هراس بنیادین» در همان سال‌های نخست این ظرفیت را در انقلاب اسلامی مشاهده کرده است. در این کتاب می‌نویسد: رهبران اسلامی در ایران تا حد زیادی در راستای تخریب منطق اروپامداری و غرب‌مداری در جهان تلاش نموده‌اند. بنابراین ظهور اسلام‌گرایی تنها در فضایی قابل فهم است که در آن، غرب و اروپا در وضعیت مرکزیت‌زدایی قرار گیرد. 🔹در توضیح سخن سعید باید گفت که وجه نامرئی امپراتوری غرب، همان مرکزیت‌بخشیدن به شیوه‌ی اداره‌ی عرصه‌ی عمومی و سبک زندگی اروپایی است. مرکزیت‌بخشی به تجربه‌زیسته‌ی اروپا، منطق سلطه را تامین می‌کند. این منطق در تعریف جغرافیا نیز بازتاب داشته است. برای مثال، تعریف به‌عنوان مدار شاخص برای تنظیم ساعت در جهان بازتاب همین منطق است. گذر از مستلزم به چالش‌کشیدن اقتدار آن‌دسته از ابزارهای غرب است که با توسل به آن‌ها وانمود می‌کند که بر جغرافیای جهان تسلط دارد و گویا عالم در ید کنترل اوست. این گذار در رفتار جبهه‌ی مقاومت و به چالش‌کشیدن اقتدار ژئوپلیتیکی غرب کاملا نمود و بروز دارد. 🔸با نگاهی عمیق‌تر به این تقابل و با درنظرگرفتن لایه‌های مختلف درگیری دو ، که در یک‌سوی آن جبهه‌ی مقاومت ایستاده است، از شکست نظریه‌ی فرانسیس فوکویاما تفسیر بهتری می‌توان ارائه کرد؛ ازاین‌منظر، اعتراف را باید اذعان به توانایی و توفیق جبهه‌ی مقاومت در مرکزیت‌زدایی از جهان آمریکایی دانست. 🔹در ادامه و امتداد همین تلاش‌های عملی و میدانی جبهه‌ی مقاومت، کاملا قابل فرض است که بتوانیم به لایه‌های دیگری از مبارزه با نظام سلطه از طریق مرکززدایی از جهان غرب در عرصه‌های مختلف بیاندیشیم تا به از خودش پایان ببخشیم. 📮 پی‌نوشت: یادداشت‌های این عنوان از گفت‌گوی با دکتر ابراهیم متقی الهام گرفته شد. 🌐 https://eitaa.com/doranejadid 🌐 https://t.me/doranejadid