eitaa logo
دقایقی پیرامون دوران جدید عالم
948 دنبال‌کننده
431 عکس
64 ویدیو
17 فایل
ما به دوران جدیدی از عالم وارد شده‌ایم. به‌تدریج آثار این آغاز، محسوس‌تر می‌شود و تاثیر خود را در تغییر چهره زندگی بشر آشکار می‌کند. در این کانال، این دوران جدید را از سه زاویه مورد تامل قرار می‌دهیم: #روش، #دولت و #استعمار. Admin: @yas_aa
مشاهده در ایتا
دانلود
⭕️ سیاست، حرفه است یا علم یا دانش؟! زمانی که «سیاست» با چالش‌های مطالعات انسانی(humanity) در مواجه شد، میان این‌که خودش را یک «حرفه» بداند یا «علم» یا «دانش»، دچار تشویش شد. سیاست اگر حرفه بود، یک دانشجوی سیاسی لاجرم باید مهارت‌های سیاست را در عرصه‌ی عمل می‌آموخت؛ تازه، بخش عمده‌ای از سیاست به‌مثابه حرفه باید از طریق ژن به انسان منتقل شود، چرا که هیچ دانشگاهی نمی‌تواند ضمانت دهد که خروجی آن مثلا چرچیل خواهد شد. البته تجربه دانشگاه‌های فرانسوی در این زمینه تا حدودی قابل دفاع بوده است. سیاست را اگر علم می‌دانستند، لاجرم باید قواعد پوزیتویسم را نیز بر این علم بار می‌کردند. این بود که گاهی علم سیاست، بخشی از فیزیک اجتماعی دانسته می‌شد و عالم سیاست باید قواعد علمی تجربه‌پذیری را کشف می‌کرد که جهان شمول باشد و P آن‌گاه Q های متعددی را در اختیار اداره‌کنندگان ساحت سیاسی جامعه قرار دهد. اگر منصف باشیم، این دیدگاه تاکنون توانسته است خودش را نسبت به دو دیدگاه دیگر غلبه دهد. امروز سیطره در دانشگاه‌های جهان با علوم سیاسی و سیاست به‌مثابه یک علم تجربی است. ‌ اما سیاست به‌مثابه یک دانش که لاجرم اجین با فرهیختگی و تامل‌های عمیق برای دست‌یابی به شناخت و آگاهی است، نیز یک طرف ماجرا بوده است. سیاست را می‌توان به‌مثابه حوزه‌ای نگریست که آدمی بخشی از وجود خودش را در آن باید بشناسد و به آن آگاهی پیدا کند. سیاست بخشی از وجود ماست؛ لاجرم دانش سیاست، بخشی از خودشناسی ماست. ما در دانش سیاست باید کالبد جمعی خودمان را بشناسیم. تبعا این دیدگاه به نگرش تفهمی به سیاست می‌انجامد. اکنون این پرسش مطرح می‌شود که گسست سیاسی در ایران، چه نسبتی به سه‌گانه سیاست به‌مثابه حرفه، علم یا دانش دارد؟ بخش مهمی از به‌سازی عرصه‌ی سیاسی در کشور عزیزمان به این امر برمی‌گردد که مشخص کنیم سیاست‌مداران ما باید انسان‌های حرفه‌ای باشند، یا مهندسان اجتماعی خوب، یا دانشمندان متامل و متعمق؟ کدامین فرد ما را به ساحل آرمان‌شهر ایرانی-اسلامی خواهند رساند: یک سیاست‌مدار حرفه‌ای، یک کاشف سیاسی، یا یک فیلسوف سیاسی؟ . این مطلب نیز لاجرم ادامه خواهد داشت... . https://rubika.ir/dolatema .
⭕️ سیاست: «شهر» یا «آرمان‌شهر» بی‌شک یکی از نقطه‌اختلاف‌های مهم در تصور از سیاست این است که آیا موضوع سیاست، امور جزئی است یا امور کلی؟! علوم سیاسی موضوع سیاست را امور جزئی می‌داند، درحالی‌که «فلسفه‌ی سیاسی کلاسیک» به‌ویژه در نزد فیلسوفان کلاسیک یونان و فیلسوفان مسلمان، فهم ماهیت سیاست موضوعیت داشته است. حکیم سیاسی می‌خواسته از جزئیات و مصادیق فراتر رود و بنیان و ماهیت راستین این امور را فهم کند. نمونه بارز این امر را می‌توان در تفکرات مشاهده کرد. موضوع افلاطون، زاده‌شده در نیست، بلکه او به می‌اندیشد و آن را در آسمان‌ها دنبال می‌کند و تصریح می‌کند که اتوپیا در زمین محقق نمی‌شود و تنها می‌توان سایه‌ای و انعکاسی از آن را در زمین پیدا کرد. بااین‌توصیف، موضوع سیاست نزد افلاطون، آرمان‌شهر است و سیاست نیز به «امور کلّی» می‌پردازد، نه امور جزئی پولیس/شهر. اگر به این دیدگاه خدشه وارد کرده و موضوع سیاست را به زمین می‌کشاند و ساخت را دنبال می‌کند، اما باز هم ابزار نظری «ارسطو» برای این کار، منطق کلی‌نگر اوست و پر واضح است که شکاف میان «امر کلّی» و «امر جزئی» را نمی‌توان با «منطق کلی‌نگر» پر کرد. تنها در و است که موضوع سیاست، امور شهر به‌مثابه یک «کلّ» می‌شود. فیلسوفان مدرن از لویاتانی صحبت می‌کنند که اگرچه باید به امور جزئی شهر بپردازد، اما یک سیستم و یک کل مرکب است، نه یک کلّی منطقی و آرمان‌شهری در آسمان. اساسا جدید متولد چنین نگاهی است؛ عبور از «کلی‌نگری» و «جزئی‌نگری» به «کلّ‌نگری سیستمی». اکنون پرسش این است که فلسفه‌ی سیاسی ایران اسلامی کجای این ماجرا و تحول است؟ ما در ایران اسلامی، سیاست را به‌مثابه یک امر کلی دنبال می‌کنیم، یا امر جزئی، یا امر یک کلّ سیستمی؟! . این مطلب نیز لاجرم ادامه خواهد داشت... . https://rubika.ir/dolatema https://eitaa.com/doranejadid .
⭕️ گذر از الهیات و اخلاق به سیاست هگل دانشجوی الهیات پروتستان بود که آشکارا تحت تاثیر فلسفه‌ی اخلاق کانت قرار گرفت. از همین نقطه‌ی تاریخی است که شاهد تلاش او برای ترسیم «دین مدنی» هستیم. هگل در مخالفت با قرائتی از دین برمی‌آید که به‌واسطه‌ی آن، اصحاب کلیسا دین را به ابزاری برای تسلط‌یافتن بر انسان‌ها تبدیل می‌کنند. او می‌خواهد به تفسیری از دین برسد که همه‌ی انسان‌ها از طریق عقل یا احسان آن را بفهمند. چنین دینی باید به آزادی و خودآیینی انسان‌ها احترام بگذارد. این جست‌وجو هگل را به آستانه‌ی سیاست می‌رساند و بار دیگر سیاست در امتداد اخلاق مورد کنکاش و تامل قرار می‌گیرد؛ یعنی جایی که مرزهای اخلاق به پایان می‌رسد، آغاز وادی سیاست است. این را در سیر تحول و تطور اندیشه‌ی هگل نیز می‌توان یافت. هگل متاثر از تفکر جمهوری‌خواهی یونان به این امر می‌اندیشید که چگونه می‌توان مرز فرد و شهر را برداشت و آن‌ها را به وحدت و اتحاد رساند. این مساله را باید در تاملات او برای پی‌ریزی «دین مدنی» در نظر گرفت؛ همین مساله هگل را از ماتریالیست‌ها جدا می‌کند. این تکاپو هگل را به فلسفه‌ی روشنگری (و ) گره زد، تاجایی‌که معتقد بود با تبلیغ روشنگری و اشاعه فلسفه‌ی کانت می‌توان آلمان را از وضعیت تاریخی ناگوارش نجات داد و انقلابی در آن ایجاد کرد. او در 1795 به شیلینگ می‌نویسد: «من از نظام کانتی و اکمال رفیع آن انتظار انقلابی در آلمان دارم؛ انقلابی که از اصولی سرچشمه بگیرد که در دست هست و تنها لازم است به‌طور عمومی به تشریح آن پرداخته شود و در تمام دانش تا کنون به‌کار بسته شود». ر.ک: محمد ایمانی، اولویت تاسیس دولت مدرن بر تحقق آزادی. https://www.instagram.com/mh.taheri1980/ https://virgool.io/@mhtaheri
دقایقی پیرامون دوران جدید عالم
| 🟥 اخراج اسلام از اسپانیا و آغاز استعمار ✂️ تصاحب میراث و آغاز جریان ترجمه 3️⃣ از 4️⃣ 💰 تعداد کل
| 🔸تلاش برای پیش‌روی به‌سمت جنوب به تشکیل پادشاهی‌های ، و (در بین سال‌های 1100 الی 1479میلادی) انجامید. این کار موجب شد سلطه‌ی کاتولیک‌ها رونق یافته و حضور برای مواجهه با مسلمانان در این منطقه افزون‌تر گردد. 🔹 (Alfonso I) 📎 که تاج پادشاهی آراگون را در سال ۱۱۰۹میلادی بر سر نهاد، از حامیان و حاضران در بود. وی معتقد بود که بهترین راه برای تصرف ، تسلط بر شبه‌جزیره ایبریا است. اعلام کرد که باید اسلام را از همان راهی که به اروپا آمده است، به مبدا خودش بازگرداند؛ باید از طریق به سمت حرکت کرد و آن را پس گرفت. او این اقدام را نمادی برای هزیمت و شکست مسلمانان در برابر می‌شمرد. 🔸آلفونسو در سال 1125 میلادی، لشگری را از گرد هم آورد و شروع به تصرف شهرهای مسلمان‌نشین کرد. وی زمانی که در بستر مرگ افتاد، اداره‌ی متصرفاتش را به (Knights Hospitaller) 📎 و (Knights Templar) 📎 سپرد. البته اشراف‌زادگان آراگون و سد راه تحقق این وصیت شدند و سرزمین‌ها را میان خود تقسیم کردند. 🔹تشکیل پادشاهی کاستیا (Kingdom of Castile) 📎، دومین حلقه از اقدام برای بیرون‌راندن مسلمانان از ایبریا بود. کاستیا که عرب‌زبانان آن را «القلعه» می‌نامیدند، سرزمین کوهستانی و پر از قلعه‌ها و استحکامات بود. این قلعه‌ها بر سر مسیر (Camino de Santiago) 📎 قرار داشتند و به زائران مرقد یعقوب یا همان (James the Great) 📎 یکی از حواریون حضرت عیسی و برادر خدمت‌رسانی می‌کردند. صدور و اعلام رسمی (Order of Santiago) 📎 وجوه صلیبی بیش‌تری را از این مسیر زیارتی نشان می‌دهد. 🔸فتح مرکز فرهنگی بزرگ یا طلیطله (Toledo) توسط پادشاهی کاستیا در سال 1085میلادی، نقطه‌ی عطفی در تولد اروپای جدید است. این فتح نظامی آغاز پیشرفت‌های بزرگی شد و دستاوردهای فکری مسلمانان و دانش و فناوری ایشان را در اختیار مسیحیان اروپایی قرار داد. «» (School of Toledo) 📎 که یک جریان ترجمه از زبان عربی به زبان لاتین بود، در دوران همین پادشاهی شکل گرفت و نقطه‌ی آغازی برای انتقال کثیری از آثار فلسفی و علمی اسلامی و یونانی به اروپا گردید. 🔹 (Daniel of Morley) 📎 و (Gerard of Cremona) 📎 از جمله مترجمان پیشگام اروپایی هستند که برای آموختن علوم و فنون و ترجمه‌ی دانش مسلمین، راهی پادشاهی کاستیا در تولدو شدند و مسیر را گشودند؛ مسیری که به و بعدها به ختم گردید. 🌐 https://eitaa.com/doranejadid 🌐 https://t.me/doranejadid