eitaa logo
دقایقی پیرامون دوران جدید عالم
951 دنبال‌کننده
431 عکس
64 ویدیو
17 فایل
ما به دوران جدیدی از عالم وارد شده‌ایم. به‌تدریج آثار این آغاز، محسوس‌تر می‌شود و تاثیر خود را در تغییر چهره زندگی بشر آشکار می‌کند. در این کانال، این دوران جدید را از سه زاویه مورد تامل قرار می‌دهیم: #روش، #دولت و #استعمار. Admin: @yas_aa
مشاهده در ایتا
دانلود
شعور موج‌زننده در یک انقلاب را باید در شعارهایش جست‌وجو کرد؛ مثل این عبارت که تبلور شعور دوران‌ جدیدماست: . این جهان زندان و ما زندانیان / همتی بنما و خود را وارهان @doranejadid
10. آیت‌الله‌خامنه‌ای: پیام بمناسبت ۱۲ بهمن، سالروز ورود امام به ایران بسم الله الرحمن الرحیم دوازدهم بهمن ماه از روزهای نادر و بی‌نظیر در تاریخ ملت ماست. روز حرکت سرنوشت‌سازی که در آن همه‌ی فریادهای ملتی بپاخاسته، یکی شد و دریایی از انسان‌ها به حرکت درآمد و به‌صورت موجی یکپارچه بسوی مقصدی الهی و انسانی روان شد. در دوازدهم بهمن ماه ۵۷، جهان شاهد یکی از شگفت انگیزترین قیامهای مردمی تاریخ بود. در آن روز، ملتی یکپارچه و مصمم، با شعاری واحد و با قلب و روحی سرشار از عشق و ایمان، مرزهای خطر را در نور دید و به استقبال مردی شتافت که پس از پانزده سال دوری و تبعید، به میان ملتش باز میگشت، تا بر پیکر شهیدانش نماز بگزارد و بنام خدا سفینه‌ی نجات خلق را از میان لُجّه‌ی خون به ساحل پیروزی رهنمون شود. مستضعفان جهان، آنروز، همچون امروز، نگران سرنوشت ملتی بودند که گلوله‌های مجهزترین زرادخانه‌های جهان را به سپر سینه‌ی دلیرترین جوانان خویش می‌آزمود و سربلند و با افتخار، با خون خویش وضو میساخت تا نمونه‌ی بی‌نظیر و با شکوهی از اخلاص و ایمان و ایثار را در تاریخ انقلاب‌های جهان به نمایش بگذارد. در آن روز این ملت، نگران هیچ چیز نبود، جز آنکه، آن نجات‌دهنده چگونه به آغوش ملتش باز میگردد و با دژخیمان و ددمنشان چه میکند؟ در آن روزهای خون و شرف، در آن لحظه‌های اخلاص و ارادت، در آن ساعات گل و گلوله، چشمها و مشتها، نظاره‌گر آسمان و مفسّر خشم مقدس ملتی بپاخاسته بود که تنها رهبر خود را میخواست. آنان که خدا را نمی‌شناسند و وعده‌ی الهی را باور ندارند، نه آنروز دانستند که آن مرد چگونه آمد و نه امروز میدانند و نه در آینده خواهند دانست. اما آنان که فریاد دشمن شکن او را در فیضیه شنیده بودند، آنان که گلوله‌ی جلادان در پانزدهم خرداد ماه سینه‌ی عزیزانشان را دریده بود، آنان که قامت رعنای جوانان وطن را در هفدهم شهریور ماه، غرقه به خون دیده بودند، میدانستند که او می‌آید و می‌فهمیدند که چرا می‌آید. «باطل باید برود» و... رفت. حق، «باید بیاید» و... آمد. مصلحت‌جویانی که در دل، به آن «رفتن» خشنود نبودند، این «آمدن» را نیز «غلط» میدانستند. و این اولین تلاش برای به انحراف کشاندن انقلاب اسلامی مردم در آستانه‌ی پیروزی بود. اما امام می‌بایست بیاید تا سراسیمگی جهانخوار و عوامل حقیر داخلیش کامل شود. تا دشمن خوار و بی‌مقدار گردد. تا ملت، مصمم‌تر و استوارتر بماند و انقلاب به پیش رود. و انقلاب چگونه به پیش میرفت، اگر در نخستین گام، پاسداری از خون شهیدان و ادای احترام به آنان فراموش میشد؟ پس امام امت شهید پرور، نخست به میعادگاه شهیدان رفت تا با آنان که عاشقانه جان بر سر پیمان نهاده بودند، تجدید عهد و پیمان کند و به همه درس وفاداری به عقیده و آرمان و به یاران جان در این راه باخته، راه بیاموزد. و امروز در حاکمیت الله و تا استقرار کامل حکومت اسلامی، مبارزه را ادامه خواهیم داد. که کار ما، نه با شکست دشمن که با پیروزی کامل اسلام، پایان می‌پذیرد . «و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین»(۱) والسلام علیکم و رحمة الله سید علی خامنه‌ای رئیس جمهوری اسلامی ایران ۱۱ بهمن ۱۳۶۰ @doranejadid
زمینه‌سازی برای قیام منجی عالم و خاتم‌الاوصیا و اولیاء، یک اقدام دوران‌ساز است که به‌نوبه‌ی خود توسط یک جریان تاریخی عظیم، به‌قدمت کل تاریخ بشریت، تمهید شده است. انقلاب اسلامی در یک چنین مقیاسی، یک گام بزرگ به‌سمت برپایی دولت کریمه‌ی و دولت‌الله است. @doranejadid
نگاهی کلان به بنیان‌های تاریخی دوران جدید عالم . @doranejadid
💡 دولت آدم و دولت ابلیس عَنْ أَبِي خَالِدٍ الْكَابُلِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ جَعَلَ الدِّينَ دَوْلَتَيْنِ دَوْلَةَ آدَمَ وَ هِيَ دَوْلَةُ اللَّهِ وَ دَوْلَةَ إِبْلِيسَ فَإِذَا أَرَادَ اللَّهُ أَنْ يُعْبَدَ عَلَانِيَةً كَانَتْ دَوْلَةُ آدَمَ وَ إِذَا أَرَادَ اللَّهُ أَنْ يُعْبَدَ فِي السِّرِّ كَانَتْ دَوْلَةُ إِبْلِيس... ⭕️ اصول کافی، جلد2: 372 @doranejadid
❌ فوکو و انقلاب اسلامی در مورد دیدگاه "میشل فوکو" نسبت به انقلاب اسلامی، اما و اگرهای فراوانی وجود دارد، اما به‌هرحال نمی‌توان از گفته‌های او در 1979 و در سفر به ایران به‌راحتی گذشت؛ حتی اگر عده‌ای اصرار داشته باشند که وی در ارزیابی انقلاب اسلامی دچار خطای محاسباتی شده است! فوکو از مفسران پیشتازی است که متوجه شد آن‌چه در ایران واقع می‌شود، یک انقلاب منحصر به‌فرد، بدیع و کاملا متفاوت با انقلاب‌های قرن بیستم است؛ انقلابی که در پدیدارشدن‌اش از مدل انقلاب‌های تجربه‌شده پیروی نخواهد کرد و سخنی نو در تحولات اجتماعی به جهان مخابره خواهد نمود و دوران جدیدی را در روزگار ما رقم خواهد زد. آن‌چه این فیلسوف اجتماعی را به این نتیجه می‌رساند، مشاهده‌ی توان گفتمان اسلام مبارز در بسیج فراگیر توده‌ها بود؛ توانی که می‌تواند در سطح جهان به‌عنوان یک منبع کنش‌گر فعال شود و به انفصال فرهنگی و اجتماعی از نظام مدرنیته، اعم از چپ و راست دنیای متجدد، بیانجامد. برداشت فوکو این بود که این تجربه‌ی ناب و دوران جدیدی که خواهد ساخت، بر محور "سیاست معنوی" سامان خواهد گرفت؛ لذا وی به این مطلب با وسواس تمام و با حساسیت می‌نگریست و بر آن بود که چگونگی معماری یک حرکت اجتماعی بدیع بر مبنای معنویت سیاسی را عمیقا درک کند. اکنون که بیش از چهل سال از این واقعه می‌گذرد، می‌توان جان‌مایه‌ی سخن فوکو مبنی‌بر "فرامدرن‌بودن انقلاب اسلامی" را، اعتراف یک فیلسوف اجتماعی به توان تمدنی انقلاب اسلامی دانست؛ تمدنی که با تولید نظریه‌ی سیاسی و اجتماعی بر محوریت "معنویت سیاسی" قد برخواهد افراشت و هویت مدرن را به چالش‌های جدی‌تری فراخواهد خواند و اندک‌اندک، چهره‌ی زندگی عمومی بشریت را تغییر خواهد داد. تغییراتی که مهم‌ترین ویژگی‌های آن، شکل‌گیری‌ ائتلاف‌های بزرگ جهانی حول ظلم‌ستیزی، کرامت ذاتی بشر، توجه به زبان فطرت و توانایی‌های عظیم معنوی انسان خواهد بود. @doranejadid
✍️ بازخوانی یک کتاب 👓 «علم تحولات جامعه؛ پژوهشی در فلسفه‌ی تاریخ و تاریخ‌گرایی علمی» ⛳️ قطعه‌ی شماره‌‌ی 8 الف) نظریه‌های فلسفه‌ی تاریخی؛ 1. نظریه‌ی جغرافیایی بنیان‌گذاران نظریه‌ی جغرافیایی تاریخ، یا به‌عبارت‌روشن‌تر، پایه‌گذاران مذهب اصالت جغرافیایی در تبیین ، یونانیان بودند. البته، برخی خردمندان و و که به منجمین معروفند، هم‌چنین پیامبران عهد عتیق و اصحاب کلیسا - به‌خصوص سنت و – و از میان مسلمانان ابن‌خلدون به‌نحوی از اصحاب نظریه‌ی جغرافیایی در امر تکامل و پیدایش تمدن و جامعه‌ی انسانی به‌شمار می‌آیند. به‌نظر پیروان این نظریه، عوامل جغرافیایی یعنی آب و خاک و هوا، اصیل‌ترین عامل تشکیل‌دهنده‌ی جامعه و تاریخ و علت تامه‌ی تشخص جامعه‌ها و تمدن‌هاست. آن‌ها با قبول عوامل جغرافیایی به‌عنوان عناصر اصلی و سازنده‌ی محیط معتقدند که این عوامل تاثیر قاطع و تعیین‌کننده‌ای در سرنوشت تمدن‌ها، پیدایش تاریخ و چگونگی رفتار و خوی آدمی و سازمان‌های اجتماعی و فعالیت‌های انسانی دارند. در نزد اصحاب این نظریه عبارتند از آب و هوا طبیعی، حرارت، تغییرات فصلی، جریان‌های زیرزمینی، پدیده‌ی جاذبه، جریان رودها و دریاها به‌اندازه‌ای که مستقل از دخالت انسان وجود دارند و مستقل از فعالیت‌های آدمی محسوب می‌شوند؛ لذا تغییرات مستقل این عوامل ناشی از روابط ذاتی خود آن‌هاست. از شاخص‌ترین اصحاب متاخر جغرافیاگرایی در می‌توان به فهرست زیر اشاره کرد: مارک، ، ، ، ، بولکه، لوپله، ست چین کوف، ، آرنولو، هانری گیوت (A.H. Gwuwt)، یوهان جرج کوهل (J.G. Kohl)، اسکار پرشل (O. Perchal)، لاروف (Lavrow)، (Mwscinder)، (CKirchof) و موگلوله. متقدمین این مکتب نیز عبارت‌اند از: هپیوگراتس (Hefhacrctes)، ، ارسطو، تئوسیدیس، گزنفون، هرودوت، استرابو، پولیبوس، اراتوستن، سیسرون، فلوروس، لوکرتیوس و سنکا. ر.ک. پیشین، صص.33-34. پی‌نوشت: اگرچه در متن کتاب، در فهرست جغرافیاگرایان متاخر از کسی به اسم "راتنرل" نام برده شده است، ولی به‌نظر می‌رسد که خطای تایپی در کتاب بوده و احتمال زیاد، باید مدنظر مولف، "فردریک راتزل" است که موسس جغرافیای سیاسی محسوب می‌شود. مهم‌ترین مولفه نظریه‌ی وی، توجه به کشور به‌مثابه یک موجود زنده است که این دیدگاه را در به بحث می‌گذارد. @doranejadid
⭕️ "جغرافیای تاریخی" مکتب و رویکرد جغرافیاگرایی در ، گاهی تحت عنوان "جغرافیای تاریخی" (Historical geography) نیز شناخته می‌شود. به‌طور خلاصه این دیسیپلین دانشی عبارت است از علمی که تأثیر محیط جغرافیایی را بر وقایع تاریخی، سیر تکامل دولت‌ها و تغییرات مرزی‌شان و تاریخ اکتشافات جغرافیایی را بیان می‌کند. البته باید توجه داشت که جغرافیای تاریخی، شعبه‌ای از دانش جغرافیا شناخته می‌شود. به‌عبارت‌بهتر باید بگوییم که در رویکرد جغرافیاگرایی به فلسفه‌ی تاریخ، با یک مطالعات میان‌رشته‌ای روبه‌رو هستیم که جغرافیای تاریخ می‌تواند بخشی از این مطالعات را فراهم آورد. می‌تواند کمک کند تا بفهمیم چگونه تغییر مرزها، قرار گرفتن یک ملت و فرهنگ در نقطه‌های ژئوپولیتیکی، تقسیمات کشوری، تنوع ویژگی‌های خاک و آب در یک کشور و ... در فرآیند و ملت_سازی آن جغرافیا موثر واقع شده است. جغرافیای تاریخی یاری‌گر ما در این مساله است که دارایی‌های تاریخی خودمان را - از حیث جغرافیایی - بدانیم و محترم بشمریم و در محاسبات‌مان به‌حساب آوریم. برای مثال، در دولت‌سازی اسلامی باید توجه داشت که امر طبیعی قرارگرفتن در بین دو مرز آبی خزر و خلیج فارس، تا چه اندازه می‌تواند اقتدارآفرین باشد؟ قرارگرفتن در یک نقطه‌ی ژئوپولیتیکی که 600 میلیون نفر در شعاع همسایگی‌اش قرار دارند، چگونه می‌تواند یک منبع قدرت برای دولت‌سازی اسلامی به‌حساب آید؟ تنوع فرهنگی و قومیتی، فاصله‌ی دما در یک زمان از تا تا چه اندازه می‌تواند به‌عنوان یک منبع قدرت برای معماری نظام سیاسی مورد توجه قرار بگیرد؟ وقتی در مقیاس فلسفه‌ی تاریخ به‌سراغ دولت‌سازی می‌رویم، با استفاده از ظرفیت‌های رهیافت جغرافیاگرایی می‌توانیم منابع قدرت برای دولت‌سازی را - از حیث ژئوپولیتیکی - احصا نماییم؛ به‌ویژه آن‌که تغییرات مرزی و تغییرات تقسیمات کشوری در گذشته‌ی تاریخی و آثار ناشی از آن در حوزه سیاست، یک تجربه‌زیسته‌ی تاریخی بسیار گران‌سنگی است که در تصمیم‌گیری به کمک دولت‌سازان می‌آید. لینک جغرافیای تاریخی در ویکی‌پدیا: https://en.wikipedia.org/wiki/Historical_geography @doranejadid
⭕️ "جغرافیای تاریخی" و مساله‌ی "تمدن نوین اسلامی" یکی از الزامات استفاده از رهیافت جغرافیاگرایی و مراجعه به جغرافیای تاریخی، نسبت انقلاب اسلامی، دولت‌سازی اسلامی و تمدن نوین اسلامی است. پرواضح است که حرکت انقلاب اسلامی را به‌کم‌تر از یک حرکت تمدنی نمی‌توان تحلیل کرد؛ ادله‌ی این مدعا در طول زمان ارائه خواهند شد. لذا تاثیر یک فرهنگ در جغرافیای پیرامونی خودش، یکی از مساله‌هایی است که در جغرافیای تاریخی می‌توان آن را به‌بحث گذشت و از آن بصیرت گرفت. برای مثال؛ ایران بزرگ و عزیز ما، در گذشته‌ی تاریخی یک محیط تمدنی تجربه‌شده‌ی تاریخی دارد. مشخصا در منطقه‌ی آسیای میانه، هم‌اینک می‌توان از حوزه‌ی تمدنی ایران سخن گفت. دولت‌سازی اسلامی در نوبت اکنون ما چه طرح و برنامه و بصیرتی نسبت به استفاده از ظرفیت‌های حوزه‌ی تمدنی ایران در آسیای میانه دارد؟ دولت‌سازان جوان در این راستا چه ایده و فکر و طرح و برنامه‌ای دارند و چه ابتکاری می‌توانند در این زمینه به خرج بدهند؟ این مساله زمانی برای ما حساس می‌شود که در دولت-ملت‌سازی جدید در ترکیه‌، بعد از روی کار آمدن دولت اردوغان شاهد استفاده‌ی بسیار جدی و برنامه‌ریزی‌شده در این حوزه هستیم. تا جایی که نظریه دولت عثمانی شرقی-غربی توسط داووداوغلو به‌جای ایده‌ی دولت عثمانی شمالی-جنوبی، محور فعالیت‌های دیپلماتیک ترکیه‌ی جدید قرار گرفته است. به‌خاطر همین سیاست برخاسته از جغرافیای تاریخی است که دولت ترکیه، اروپاگرایی پیشین خود را تعدیل کرده، و به‌قو خودشان، می‌خواهد به‌جای شاگرد آخر و شاگرد تنبل اروپا، شاگرد اول آسیا باشند. تحلیل مسائل این‌چنینی، نیازمند آشنایی و مهارت در جغرافیای تاریخی است؛ دانشی که قطعه‌ای از فلسفه‌ی تاریخی مورد نیاز ما برای دولت تمدن‌ساز محسوب می‌شود. @doranejadid
⭕️ "جغرافیای تاریخی" و "نظریه‌ی ایرانشهری" سید جواد طباطبایی، صاحب نظریه‌ی "ایرانشهری"، از جمله‌ی کسانی است که با استفاده از رویکرد فلسفه‌ی تاریخی و الهام از رهیافت جغرافیاگرایی، ایران را به‌مثابه یک کل تحلیل کرده و طرحی برای آینده ایران ارائه می‌کند. وی با استفاده از داده‌هایی که از این شیوه‌ی مطالعاتی به‌دست آورده است، ادعا می‌کند که ایران تاریخی به‌عنوان یک ملت تاریخی، بعد از ورود اسلام به ایران و به‌ویژه بعد از حمله‌ی مغول، در یک فرآیند زوال و انحطاط قرار گرفته است. وی شواهد این انحطاط را در زوال اندیشه‌ی سیاسی ایرانشهری - که برگرفته از یک نگاه تاریخی است - جست‌وجو کرده و به تصویر می‌کشد. در پست بعدی، مدعای این نظریه و نسبت‌اش با رهیافت فلسفه‌ی تاریخ و جغرافیاگرایی را توضیح خواهیم داد. 👇 @doranejadid