eitaa logo
دقایقی پیرامون دوران جدید عالم
952 دنبال‌کننده
431 عکس
64 ویدیو
17 فایل
ما به دوران جدیدی از عالم وارد شده‌ایم. به‌تدریج آثار این آغاز، محسوس‌تر می‌شود و تاثیر خود را در تغییر چهره زندگی بشر آشکار می‌کند. در این کانال، این دوران جدید را از سه زاویه مورد تامل قرار می‌دهیم: #روش، #دولت و #استعمار. Admin: @yas_aa
مشاهده در ایتا
دانلود
پایگاه تولید و ترویج ادبیات تحلیلی جهت کلان‌نگری پیرامون انقلاب اسلامی @doranejadid
✍️ بازخوانی یک کتاب 👓 «علم تحولات جامعه؛ پژوهشی در فلسفه‌ی تاریخ و تاریخ‌گرایی علمی» ⛳️ قطعه‌ی شماره‌ی 5 وجه مشخصه‌ی روشن‌فکری هر زمانی آن است که به حرکت تاریخ و سیر اصیل جامعه با منطقی پویا آگاه است. روشن‌فکر در جریان همبسته‌ی مرگ و میر ارزش‌ها، محتوای مرده‌ی یک آرمان را تشخیص می‌دهد و ارزش‌های اصیل یک را باز می‌شناسد. روشنفکری در دوره‌ای، مظهر آگاهی به جوهر انتظار و ارزش‌های فرهنگی آن، رجوع‌دادن مردم جامعه به این ارزش‌ها، و ایجاد ایمان و آگاهی در آن‌ها، و نمایانیدن راه برای بازیافت وسایل تحقق این ارزش‌هاست. این‌که من با چنین قاطعیتی حکم می‌کنم که فرهنگ غربی در آخرین لحظات احتضار است، یک بیان مبتنی‌بر واقعیت‌هاست. فرهنگ غرب، یعنی جوهر ذاتی انتظار مردم اروپایی، از لحاظ تاریخی عقیم مانده است؛ آن‌چه هست، تلاشی خستگی‌آور برای حفظ این بی‌تاریخی است. قرن ما، قرن طرح مسائل نوینی است؛ انتظارها و مایه‌های جوهری آن به‌جهات دیگری از زندگی میل کرده است. تاریخ انسان در مرحله‌ی جدیدی از رسیده است و این تازگی رابطه‌ی مسائل و مشکلات و پرسش‌های نوینی را در امر زندگی، اندیشه و تعقل انسانی به‌وجود آورده است. پیداست چنین مسائلی مبتنی‌بر ارزش‌های تازه و اصیل فرهنگی است که در شرق در روند تکوین است و از بطن آن، رابطه‌ی نوینی در امر تولید خلق می‌شود. فریاد بلند است که: «غرب دارد می‌میرد». سرشاری غرب در پس جلای چشم‌گیر هیولای ماشین، پایان می‌پذیرد. این پایان را می‌توان در تاکید غرب بر "وحدت روحی و فرهنگی غرب" مشاهده کرد. دست‌وپا زدن برای ایجاد شهرهای وطنی و جهان‌وطنی. ، تنها میراثی است که غرب می‌خواهد با توسل به آن زنده بماند. بگذارید این حقیقت صریح را بگویم که مغرب‌زمین از همان آغاز که با جهش تصورناپذیری از مرحله‌ی فیضان فرهنگی به دامن و تمدن و صنعتی‌شدن درغلتید، به این مساله واقف بود که فرهنگ او به‌تنهایی نمی‌تواند عاملی برای صدور و قبضه‌کردن مناطق نفوذ و قلمروهای منتظر بی‌ایمان به‌حساب آید. پس، تنها تکنولوژی او و طمطراق گیج‌کننده‌اش می‌توانست این نقص را جبران کند. ولی امروز ما می‌دانیم که نسخه‌ی تکنولوژی و صنعتی‌کردن کاذب، ک محافل روشنفکری غرب برای ملل شرق پیچیده‌اند، نسخه‌ای است که بیمار را علاج نمی‌کند، اما پزشک را قربانی خواهد کرد. چراکه تکنولوژی ما را به یک مرحله‌ی کاذب تاریخ سوق خواهد داد. یاس او را در فریادهای ناشی از بی‌کسی روشنفکرانی هم‌چون: کار (Carr)، بایلی (Baillay)، یاسپرس (Jaspers)، توین‌بی و اشپنگلر، ژاک ماری تاین، آرتور شلزینگر(Schelsinger)، هانس کوهن (H. Kohn)، مرلوپونتی (Morleoupnoty) شنید. غرب در دوره‌ی بی‌تاریخی با مفاهیم انتزاعی و بی‌نسبتی شیرازه می‌بندد و غافل است از این حقیقت که تاریخ، حیات دیگری را آغاز کرده است. ر.ک. همان، 26-11. @doranejadid
✍️ بازخوانی یک کتاب 👓 «علم تحولات جامعه؛ پژوهشی در فلسفه‌ی تاریخ و تاریخ‌گرایی علمی» ⛳️ قطعه‌ی شماره‌‌ی 6 یک جامعه‌ی واقعی نمی‌تواند به‌وجود آید مگر آن‌که فردی مسئولیت صریح و آگاهانه‌ای را نسبت به دیگری و جامعه و ارزش‌های فرهنگی و ایده‌ی انتظار اجتماعی، در خود احساس کند. روشن‌فکر غربی امروز خود را در یک خانه‌به‌دوشی فکری دریافته است؛ او به مرحله‌ای رسیده که می‌بیند جامعه‌ی او فاقد یک انتظار تاریخی است و صرفا عضو نامتجانس اتحادیه‌های اقتصادی است که از هیچ مجرای روحی اصیل و جاذبی برخوردار نیستند و سیراب نمی‌شوند. برعکس؛ هدف‌های آن‌ها بدون هیچ معیار و ملاک جهانی‌ای، صرفا متوجه منافع استعماری و سوداگرایانه‌ است. فلسفه‌ی او در چارچوب اگزیستانسیالیسم و پوزیتویسم، انسان غربی را به گریز از حقایق عینی جهان و پناه‌بردن به دنیاهای وهمی و تخیلی اشراق کاذب راهبری می‌کند. روان‌شناسی او، بی‌آن‌که روابط متقابل انسان و جامعه‌اش را در پرتو قوانین عمومی تکامل در نظر بگیرد، به استثنایی‌ترین وقایع و عوامل روحی می‌آمیزد و سرخوردگی‌های جنسی انسان بی‌تاریخ مغرب را "عامل تغییرات روحی دوران انسان‌ها" معرفی می‌کند. @doranejadid
7. آیت‌الله خامنه‌ای: یکی از چیزهایی که حیات طیّبه را تأمین میکند، پیش‌رانی در علم و تمدّن جهانی است. یک ملّتی بتواند در مجموعه‌ی دانش جهانی و مدنیّت جهانی، حالت پیش‌ران داشته باشد و جلو ببرد؛ برای ارتقای کلّ بشریّت، یک نردبان جدیدی را جلوی پای بشریّت بگذارد؛ این یکی از اجزای حیات طیّبه است. غربی‌ها این‌جور نیستند؛ بله، پیشرفتهای مادّی زیاد آوردند، در این زمینه‌ها حرفهای جدید زدند، هنوز هم دارند میزنند، منتها این را همراه کردند با چیزی که سقوط از این نردبان در آن حتمی است؛ بله، نردبان را جلوی پای بشر میگذارند منتها کاری میکنند که از این نردبان حتماً بشر سقوط خواهد کرد؛ اخلاق را فاسد میکنند. شما امروز ملاحظه کنید در فرهنگ غربی زشت‌ترین و شنیع‌ترین کارها دارد شکل عادی، عرفی، قانونی میگیرد که اگرچنانچه کسی با اینها مخالفت بکند، محکوم میشود که چرا مخالفت میکند؛ به صرف اینکه انسان دلش میخواهد! خب، خیلی چیزها انسان دلش میخواهد. کار این پرده‌دری‌ها در غرب به کجا خواهد رسید؟ راه علاج ندارند؛ یعنی راه خلاص قطعاً ندارند؛ این راهی که اینها دارند میروند، این‌جور که اینها دارند در انحطاط اخلاقی پیش میروند، پدر غرب را در خواهد آورد، نابودشان خواهد کرد. بیچاره مردمشان، انسان دلش برای مردم این کشورها و این ملّتها میسوزد؛ مردم بیچاره‌ای هستند. نخبگان، تأثیرگذاران، برنامه‌ریزان، سیاست‌گذاران، روی اهداف خبث و پلید خودشان کارهایی دارند میکنند. (94/06/25) @doranejadid
8. آیت‌الله‌خامنه‌ای: [برتری ارزشی و سلطه نظامی و سیاسی دو عامل غرب برای مدیریت دنیا بود] عامل اول که عامل ارزشى بود - یعنى رجحان ارزشهاى غربى بر ارزشهاى ملل دیگر، ادیان، اسلام و غیره - دچار تزلزل شده به دلایلى. عواملى موجب شده است که دچار تزلزل بشود. من چند عامل از این عوامل را اینجا یادداشت کرده‌ام که عرض میکنم: یکى از این عواملى که نظام ارزشى غرب را و سلطه‌ى معنوى این نظام را متزلزل کرده، بحران رو به افزایش اخلاقى و معنوى در غرب است؛ که نشانه‌ى بارز آن رواج احساس پوچى، احساس بیهودگى، احساس ناامنى روحى در بین آحاد مردم - بخصوص در بین جوانها - در غرب است. تلاشىِ خانواده؛ بنیان خانواده در غرب دچار تزلزل شدید است و متلاشى شده که این آثار را میگذارد. مسئله‌ى زن که بر روى مسئله‌ى زن جهت‌گیرى غربى به‌نحوى بوده است که امروز حرکت فمینیستى - که از ده‌ها سال قبل شروع شده بود - زیر سؤال جدى از سوى متفکرین و روشنفکران و اهل فکر است؛ یعنى احساس میکنند که این یک دامى براى زن بود و زن را دچار محاذیر عجیب‌وغریبى کرده است که داستان مفصلى است. مسئله‌ى ارزش شدن منکرات؛ مثلاً همجنس‌بازى در غرب میشود ارزش؛ مخالفت با همجنس‌بازى میشود ضد ارزش! که اگر چنانچه - امروز در دنیاى غرب این‌جورى است - با کسى، با یک مقام دولتى‌اى، رئیس جمهورى، شخصیت برجسته‌اى مصاحبه کنند و او بگوید من با همجنس‌بازى مخالفم، این به‌عنوان یک نقطه‌ى منفى در کارنامه‌ى او در دنیا تلقى میشود؛ یعنى فضاى اخلاقى غرب، به این جهت، به این سمت رفته. البته در این زمینه متوقف هم نخواهد ماند و پیش خواهد رفت و به جاهاى بسیار بدتر و زشت‌ترى خواهد انجامید. و این نکته را امروز - یعنى از چندى پیش، از چند سال قبل از این، شاید از ده پانزده سال قبل - متفکرین غربى و بعضى از خیرخواهان و دلسوزان غربى متوجه شده‌اند و مدام تذکر میدهند؛ لکن فایده‌اى ندارد؛ وقتى که یک نظام اخلاقى به این سراشیب افتاد، دیگر قابل جلوگیرى نیست و سرنوشتى جز متلاشى شدن ندارد. این یک عامل براى به‌چالش گرفته شدن ارزشهاى غربى. (1393/06/13) @doranejadid
رئیس جمهور در اجلاس G7 سال 2019 تصریح کرد که رو به پایان است و علت آن را خطای کشورهای این قاره طی قرون گذشته ذکر کرد. امانوئل مکرون خواستار شد و از «بحران بی‌سابقه»‌ در انتقاد کرد. وی افزود: در سایه تردید ناشی از سیاست‌های تجاری ، اقتصاد بازار بیش از حد «مالی محور» و باعث ایجاد نابرابری‌هایی شده که #«نظم_سیاسی ما را متزلزل کرده است.» همچنین خواستار تجدیدنظر جهانی در این خصوص شد اما سخنی از جزئیات به میان نیاورد. وی همچنین تصریح کرد که «ما در پایان غرب» بر جهان زندگی می‌کنیم که حاصل خطاهای غرب طی قرون گذشته است. رئیس جمهور فرانسه یک روز پس از نشست جی ۷ به ایراد سخنرانی پرداخت که سیاست‌های تجاری آمریکا، تنش با و رکود اقتصادی، بر این اجلاس سایه انداخته بود. اجلاس با درخواست تجارت منصفانه و آزاد در حالی به پایان رسید که هیچ اشاره‌ای به ارزها و محرک‌های اقتصادی نشد. متن کامل و فایل ویدئویی صحبت‌های مکرون پیرامون پایان هژمونی غرب: https://newsobservatory.com/macron-we-are-living-the-end-of-western-hegemony-in-the-world/ https://www.youtube.com/watch?v=e6bBtVnADzU Living the End of Western Hegemony @doranejadid