آسمان را به من نشان میداد
آنکه در خون خویش جان میداد
دیدم آن روز حضرت خورشید
بر سر نیزهها اذان میداد
تشنهای بر منارههای عطش
اذن رفتن به کاروان میداد
عابران رد پای ایماناند
بوسه بر گامشان، جهان میداد
مهر، همسایهی سخاوت شد
کودکی داشت آب و نان میداد
یک نفر زیر بارشِ تابش
مرهم از جنسِ سایبان میداد
جاریِ شوقِ چشمهای حزین
مهربانی به رایگان میداد
سرو، آیینهی سرفرازی
نخل در پای نهر جان میداد
تا رسیدن چقدر باید رفت؟!
شورِ " یا لیتنا " توان میداد
عشق در جاده گرم هروله بود
کاش این غصهها امان میداد . . .
#فاطمه_مظفری
#اربعین
#سلامبرحسین🖤
@dorde_dard
.
مباد لذّتِ جورت هوس کند دگری
به من عتاب مکن در مقابلِ همه کس . . .
#شفایی_اصفهانی
پن:
بدبخت، عاشق🤦♀
@dorde_dard
5.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 ژاله ای برای شهیدان، افتخاری برای موسیقی
✍علیرضا دباغ
جنایت ارتش شاهنشاهی در کشتار مردان وزنان انقلابی ایران درمیدان ژاله تهران خبری نبود که می توانستند روی آن سرپوش بگذارند.
آن روزها اینترنت وماهواره ای نبود اما رادیو وتلفنسریعتر ازمعمول خبر را از تهران به گوشه وکنار شهرهای ایران وخارج از مرزها رساندند.غمی بزرگ دلها را فراگرفته بودوبغضی انقلاب درگلوی اهل هنرسنگینی می کرد.
“باید کاری کرد”
این حرفی بودکه فردای آن روز دربین اهالی رادیوپیچید.بچه های موسیقی رادیو روح لطیفشان ازاین خبرآزرده بود…
خشم انقلابیشان ازاستعفای دسته جمعی فروکش نکرد!
حسین علیزاده ودوستان هنرمندش کاری کردندکارستان….
واقعه ای بزرگ دربطن خانه استاد محمدرضا لطفی درحال وقوع بود. همه جمع شده بودند.
شایدروزی به بزرگی روزهای مشروطه وجمعی به عظمت عارف قزوینی
یارانش یکی یکی آمدند…
سلاحشان تار وتنبک…
نی و سه تار…
خواندند ونواختند…
تک خوانی در میان نبود..
همه با هم خواندند …
مثل ژاله ای که خون شد..
فریادشد…
وبرسردیکتاتور کوبیده شد..
پ. ن:تقدیم به شهیدان جمعه خونین ۱۷ شهریور ۱۳۵۷
@dorde_dard
لبت میخندد و خون در دلم آشوب میپاشد
الهی سرنیاید دولت لبخندهای تو . . .
#فاطمه_مظفری
@dorde_dard
هزار بار به تیرِ تغافلم کُشتی
هنوز ناز تو سرگرم امتحان من است . . .
#فصیحی_هروی
@dorde_dard