eitaa logo
دُردِ دَرد . . .
182 دنبال‌کننده
797 عکس
221 ویدیو
3 فایل
ساقی بریز میکده‌ای در گلوی ما. . . صفحه کوچک علاقه‌مندی‌های فاطمه مظفری شعر، عکس، عرفان و . . . @Fm0zaffari
مشاهده در ایتا
دانلود
چه کرده‌ام که دلم از فراق خون کردی؟ چه اوفتاد که درد دلم فزون کردی؟ چرا ز غم دل پر حسرتم بیازردی؟ چه شد که جان حزینم ز غصه خون کردی؟ نخست ار چه به صد زاریم درون خواندی به آخر از چه به صد خواریم برون کردی؟ همه حدیث وفا و وصال می‌گفتی چو عاشق تو شدم قصه واژگون کردی ز اشتیاق تو جانم به لب رسید، بیا نظر به حال دلم کن، ببین که: چون کردی؟ لوای عشق برافراختی چنان در دل که در زمان، علم صبر سرنگون کردی کنون که با تو شدم راست چون الف یکتا ز بار محنت، پشتم دو تا چو نون کردی نگفته بودی، بیداد کم کنم روزی؟ چو کم نکردی باری چرا فزون کردی؟ هزار بار بگفتی نکو کنم کارت نکو نکردی و از بد بتر کنون کردی به دشمنی نکند هیچ کس به جان کسی که تو به دوستی آن با من زبون کردی بسوختی دل و جانم، گداختی جگرم به آتش غمت از بسکه آزمون کردی کجا به درگه وصل تو ره توانم یافت؟ چو تو مرا به در هجر رهنمون کردی سیاهروی دو عالم شدم، که در خم فقر گلیم بخت عراقی سیاه گون کردی . . . @dorde_dard
4.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من عهد تو سخت، سست می‌دانستم بشکستن آن درست می‌دانستم این دشمنی ای دوست که با من ز جفا آخر کردی، نخست می‌دانستم @dorde_dard
ما در گشودن مژه‌ی خویش عاجزیم خود واکنی تو بندِ قبا را چه می‌شود؟! پ.ن: شما دیگه چرا با این حال‌ت دوست عزیز ؟!! خو مگه مجبوری؟؟!! خواستم پی‌نوشتی درخور، برای این بیت آقا طغرا بنویسم، حقیقتا روم نشد🤦‍♀ تو خود حدیث مفصل بخوان . . . @dorde_dard
دردهای من جامه نیستند تا ز تن در آورم چامه و چکامه نیستند تا به رشته ی سخن درآورم نعره نیستند تا ز نای جان بر آورم دردهای من نگفتنی دردهای من نهفتنی است دردهای من گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست درد مردم زمانه است مردمی که چین پوستینشان مردمی که رنگ روی آستینشان مردمی که نامهایشان جلد کهنه ی شناسنامه هایشان درد می کند من ولی تمام استخوان بودنم لحظه های ساده ی سرودنم درد می کند انحنای روح من شانه های خسته ی غرور من تکیه گاه بی پناهی دلم شکسته است کتف گریه های بی بهانه ام بازوان حس شاعرانه ام زخم خورده است دردهای پوستی کجا؟ درد دوستی کجا؟ این سماجت عجیب پافشاری شگفت دردهاست دردهای آشنا دردهای بومی غریب دردهای خانگی دردهای کهنه ی لجوج اولین قلم حرف حرف درد را در دلم نوشته است دست سرنوشت خون درد را با گلم سرشته است پس چگونه سرنوشت ناگزیر خویش را رها کنم؟ درد رنگ و بوی غنچه ی دل است پس چگونه من رنگ و بوی غنچه را ز برگهای تو به توی آن جدا کنم؟ دفتر مرا دست درد می زند ورق شعر تازه ی مرا درد گفته است درد هم شنفته است پس در این میانه من از چه حرف می زنم؟ درد، حرف نیست درد، نام دیگر من است من چگونه خویش را صدا کنم @dorde_dard
سحر به دست اجابت، ستاره خواهم چید . . .   @dorde_dard
چقدر حال و هوایت، شبیه باران است چقدر خنده‌ی  اشکت، طنین طغیان است چقدر رنگ به رخسار ارغوان دادی چقدر نیلی اندیشه‌ات غزل‌خوان است چه کرده‌ای که نگاهت، نگاهدار من است که دردهای مرا دیدن تو درمان است ! همیشه خاطرم از خاطر تو لبریز است شبیه لب‌به‌لبِ چایی است و فنجان است خزان کمر به زمستان برگها بسته بیا که آمدنت آیه‌ی بهاران است . . . 402/8/9 @dorde_dard
در این تردد تردید، رو به پایانم گدازه‌های فروخورده‌های عصیانم مگر حقیقت دنیا نبود لهو و لعب؟! چرا همیشه‌ به آغوش رنج  مهمانم؟! گناه کیست که دنیا پر از جهنم شد؟ چرا نمی‌شود اصلا بهشت، تاوانم؟! چقدر رنگ ریا بر مناصب شهر است که ذره ذره کدر کرد نور ایمانم گواهِ حسرت من رد‌پای تاول‌هاست هنووووز در‌به‌درِ جست‌و‌جوی انسانم . . . 402/8/9 @dorde_dard
Mohsen Namjoo1_467402457392087356.mp3
زمان: حجم: 14.7M
اجرنا من النار یا مجیر . . . محسن نامجو @dorde_dard
می‌دانستیم که برای معشوقه باید گل خرید؛ اما ما گرسنه بودیم، پولی را که برای خرید گل کنار گذاشته بودیم، خوردیم . . . @dorde_dard
غرض رنجیدن ما بود از دنیا، که حاصل شد . . . @dorde_dard
بیرون  روشنایی صبح هزاربار کابوس‌هایِ هر شبِ بیدارِ روزگار . .‌. همین صبح @dorde_dard