eitaa logo
دُردِ دَرد . . .
182 دنبال‌کننده
798 عکس
221 ویدیو
3 فایل
ساقی بریز میکده‌ای در گلوی ما. . . صفحه کوچک علاقه‌مندی‌های فاطمه مظفری شعر، عکس، عرفان و . . . @Fm0zaffari
مشاهده در ایتا
دانلود
کسی می‌خواستم از جنس خود؛ که او را قبله سازم؛ و روی به او آرم؛ که از خود ملول شده بودم . . . @dorde_dard
‌ نبستم دل به مهرِ ديگران اما ز کوی تو ز بس نامهربانی ديدم ای نامهربان, رفتم . . . @dorde_dard
همه چیز را تا نجویی نیابی؛ جز این دوست را تا نیابی نجویی؛ طلب آدمی آن باشد که چیزی نایافته طلب کند . . . @dorde_dard
بسطامی را گفتند که تو بر سر آب همی روی؟ گفت: چوب خشک بر سر آب همی رود، مرغان نیز در هوا می‌پرند، جادوان نیز به یک شب از قاف تا قاف می‌روند! پس کار مرد آن است که بر هیچ چیز دل نبندد جز به خدای تعالی. @dorde_dard
خوش بود گر محک تجربه آید به میان تا سیه‌روی شود هر که در او غش باشد .‌ . . @dorde_dard
7.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ابر می بارد و من می شوم از یار جدا چون کنم دل به چنین روز ز دلدار جدا ابر و باران و من و یار ستاده به وداع من جدا گریه کنان، ابر جدا، یار جدا ای مرا در ته هر موی به زلفت بندی چه کنی بند ز بندم همه یکبار جدا دیده از بهر تو خونبار شد، ای مردم چشم مردمی کن، مشو از دیده خونبار جدا نعمت دیده نخواهم که بماند پس از این مانده چون دیده ازان نعمت دیدار جدا @dorde_dard
گفت: از جای‌ها کجا بهتر؟ گفت: جایگاه آن بهتر که آدمی را آنجا مونسی باشد! @dorde_dard
با مردمان شهر خودم آشناترم در آسمان آبی املش، رهاترم با کودکان کوچه‌ی خاکی، رفیق‌تر در روستای مادری‌ام بی‌ریاترم در محضر خدایگان سر خم نمی‌کنم هر جا که نیست معبدی، من باخداترم ییلاق می‌روم که دلم را جلا دهد چوپان اگر شوم، به خدا باصفاترم از تپه‌ی هلی‌سرا تا ماه می‌روم با بلبلان دشت و دمن، خوش‌نواترم . . . @dorde_dard
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بسان رود که در نشیب دره سر به سنگ می‌زند رونده باش! امید هیچ معجزی ز مرده نیست  زنده باش . . . @dorde_dard
لیلا دوباره قسمت ابن السّلام شد عشق بزرگم آه چه آسان حرام شد می‌شد بدانم این‌که خطِ سرنوشتِ من از دفترِ کدام شب بسته، وام شد؟! اوّل دلم، فراقِ تُو را سرسری گرفت و آن زخمِ کوچکِ دلم آخِر جُذام شد گلچین رسید و نوبت با من وزیدنت دیگر تمام شد؛ گل سرخم! تمام شد! شعر من از قبیلهٔ خون‌ست. خون من، فوّاره از دلم زد و آمد کلام شد ما خونِ تازه در تن عشقیم و عشق را شعر من و شکوه تو، رمزالدّوام شد بعد از تو عاشقی و باز …آه نه! این داستان به نام تو، این‌جا تمام شد. @dorde_dard
به قدر وسعت دلهای بی‌ریا شادم زهر چه قید تعلق پذیرد آزادم برای لیلی عاشق‌ندیده مجنونم برای قصه‌ی شیرین، همیشه فرهادم هزار کوه اگر بیستون شود غم نیست اگر به گوش حبیبم رسیده فریادم خرابه‌ایست دلم در غبار  غیبت تو اگر نظر فکنی بر خرابه آبادم سحر ز خانه برون رفتم و پریشان‌حال به هر غریب و غریبه، هزار دل دادم اذان مسجد کوفه و ظهر جمعه گذشت خدا کند نبرد عندلیب از یادم . . . @dorde_dard