eitaa logo
دُردِ دَرد . . .
182 دنبال‌کننده
797 عکس
221 ویدیو
3 فایل
ساقی بریز میکده‌ای در گلوی ما. . . صفحه کوچک علاقه‌مندی‌های فاطمه مظفری شعر، عکس، عرفان و . . . @Fm0zaffari
مشاهده در ایتا
دانلود
بسطامی را گفتند که تو بر سر آب همی روی؟ گفت: چوب خشک بر سر آب همی رود، مرغان نیز در هوا می‌پرند، جادوان نیز به یک شب از قاف تا قاف می‌روند! پس کار مرد آن است که بر هیچ چیز دل نبندد جز به خدای تعالی. @dorde_dard
خوش بود گر محک تجربه آید به میان تا سیه‌روی شود هر که در او غش باشد .‌ . . @dorde_dard
7.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ابر می بارد و من می شوم از یار جدا چون کنم دل به چنین روز ز دلدار جدا ابر و باران و من و یار ستاده به وداع من جدا گریه کنان، ابر جدا، یار جدا ای مرا در ته هر موی به زلفت بندی چه کنی بند ز بندم همه یکبار جدا دیده از بهر تو خونبار شد، ای مردم چشم مردمی کن، مشو از دیده خونبار جدا نعمت دیده نخواهم که بماند پس از این مانده چون دیده ازان نعمت دیدار جدا @dorde_dard
گفت: از جای‌ها کجا بهتر؟ گفت: جایگاه آن بهتر که آدمی را آنجا مونسی باشد! @dorde_dard
با مردمان شهر خودم آشناترم در آسمان آبی املش، رهاترم با کودکان کوچه‌ی خاکی، رفیق‌تر در روستای مادری‌ام بی‌ریاترم در محضر خدایگان سر خم نمی‌کنم هر جا که نیست معبدی، من باخداترم ییلاق می‌روم که دلم را جلا دهد چوپان اگر شوم، به خدا باصفاترم از تپه‌ی هلی‌سرا تا ماه می‌روم با بلبلان دشت و دمن، خوش‌نواترم . . . @dorde_dard
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بسان رود که در نشیب دره سر به سنگ می‌زند رونده باش! امید هیچ معجزی ز مرده نیست  زنده باش . . . @dorde_dard
لیلا دوباره قسمت ابن السّلام شد عشق بزرگم آه چه آسان حرام شد می‌شد بدانم این‌که خطِ سرنوشتِ من از دفترِ کدام شب بسته، وام شد؟! اوّل دلم، فراقِ تُو را سرسری گرفت و آن زخمِ کوچکِ دلم آخِر جُذام شد گلچین رسید و نوبت با من وزیدنت دیگر تمام شد؛ گل سرخم! تمام شد! شعر من از قبیلهٔ خون‌ست. خون من، فوّاره از دلم زد و آمد کلام شد ما خونِ تازه در تن عشقیم و عشق را شعر من و شکوه تو، رمزالدّوام شد بعد از تو عاشقی و باز …آه نه! این داستان به نام تو، این‌جا تمام شد. @dorde_dard
به قدر وسعت دلهای بی‌ریا شادم زهر چه قید تعلق پذیرد آزادم برای لیلی عاشق‌ندیده مجنونم برای قصه‌ی شیرین، همیشه فرهادم هزار کوه اگر بیستون شود غم نیست اگر به گوش حبیبم رسیده فریادم خرابه‌ایست دلم در غبار  غیبت تو اگر نظر فکنی بر خرابه آبادم سحر ز خانه برون رفتم و پریشان‌حال به هر غریب و غریبه، هزار دل دادم اذان مسجد کوفه و ظهر جمعه گذشت خدا کند نبرد عندلیب از یادم . . . @dorde_dard
چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست سخن شناس نه‌ای جان من خطا این جاست سرم به دنیی و عقبی فرو نمی‌آید تبارک الله از این فتنه‌ها که در سر ماست در اندرون من خسته دل ندانم کیست که من خموشم و او در فغان و در غوغاست دلم ز پرده برون شد کجایی ای مطرب بنال هان که از این پرده کار ما به نواست مرا به کار جهان هرگز التفات نبود رخ تو در نظر من چنین خوشش آراست نخفته‌ام ز خیالی که می‌پزد دل من خمار صدشبه دارم شرابخانه کجاست چنین که صومعه آلوده شد ز خون دلم گرم به باده بشویید حق به دست شماست از آن به دیر مغانم عزیز می‌دارند که آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست چه ساز بود که در پرده می‌زد آن مطرب که رفت عمر و هنوزم دماغ پر ز هواست ندای عشق تو دیشب در اندرون دادند فضای سینه حافظ هنوز پر ز صداست @dorde_dard
بر من اگر جفای شداد رفته باشد جسمم اگر به کام فولاد رفته باشد سهل است سر به تیغ جلاد رفته باشد ای وای بر اسیری،  کز یاد رفته باشد در دام مانده صید و صیاد رفته باشد.... در کامم ار شرنگ غم میکند حواله گه جرعه جرعه گاهی، لبریز از پیاله رخسار چون گلش را، شویم به اشک ژاله آه از دمی که تنها، با داغ او چو لاله در خون نشسته و او، چون باد رفته باشد.... بر کام او خدایا، شهد وصال بادا بختش قرین ناز و عزّ و جلال بادا بر عارضش مبادا، گرد ملال بادا خونش به تیغ حسرت، یارب حلال بادا صیدی که از کمندت،  آزاد رفته باشد.... آخر تفقدی کن، این مرغ بسملت را از جان و سر گذشته، در پای محملت را مپسند سرد و خاموش، این شمع محفلت را از آه دردناکی، سازم خبر دلت را روزی که کوه صبرم، بر باد رفته باشد.... لطف نسیم وامی ست، از مشکفام زلفت گلهای روح پرور، دارند وام زلفت دل چون تذرو خسته، در دام کام زلفت رحم است بر اسیری، کز گرد دام زلفت با صد امیدواری، ناشاد رفته باشد.... فریاد واحبیب از، دشت جنون نیامد نگذشت بر من آنی، کز دیده خون نیامد از قلب سنگش آخر، آهی برون نیامد آواز تيشه امشب، از بیستون نیامد گویا به خواب شیرین،  فرهاد رفته باشد.... از دل نمی‌روی گر، از دیدگان گذشتی ناکام ماندم اما، تو شادمان گذشتی حاشا به شکوه گویم، نامهربان گذشتی شادم که از رقیبان دامن کشان گذشتی گو مشت خاک ما هم، بر باد رفته باشد.... چون فرّ فرودین است امروز کوه و صحرا زیبا و دلنشین است،  امروز کوه و صحرا زین روی بی قرین است امروز کوه و صحرا پرشور از حزین است، امروز کوه و صحرا مجنون گذشته باشد، فرهاد رفته باشد..... ( حضرت پدر) تضمین حضرت آیت الله حسن مظفری بر غزل حزین لاهیجی برگرفته از کتاب مشاهیر گیلان... تألیف حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر رضا مظفری @dorde_dard
به تو سلام می‌ كنم   كنار خیال تو می‌ نشينم      و در خلوت تو           عاشقی آغاز می شود. پ.ن: خدایا این قلیل دلخوشی‌ها رو از ما نگیر 🤦‍♀ آممیییین @dorde_dard