eitaa logo
دُردِ دَرد . . .
183 دنبال‌کننده
798 عکس
221 ویدیو
3 فایل
ساقی بریز میکده‌ای در گلوی ما. . . صفحه کوچک علاقه‌مندی‌های فاطمه مظفری شعر، عکس، عرفان و . . . @Fm0zaffari
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بسان رود که در نشیب دره سر به سنگ می‌زند رونده باش! امید هیچ معجزی ز مرده نیست  زنده باش . . . @dorde_dard
لیلا دوباره قسمت ابن السّلام شد عشق بزرگم آه چه آسان حرام شد می‌شد بدانم این‌که خطِ سرنوشتِ من از دفترِ کدام شب بسته، وام شد؟! اوّل دلم، فراقِ تُو را سرسری گرفت و آن زخمِ کوچکِ دلم آخِر جُذام شد گلچین رسید و نوبت با من وزیدنت دیگر تمام شد؛ گل سرخم! تمام شد! شعر من از قبیلهٔ خون‌ست. خون من، فوّاره از دلم زد و آمد کلام شد ما خونِ تازه در تن عشقیم و عشق را شعر من و شکوه تو، رمزالدّوام شد بعد از تو عاشقی و باز …آه نه! این داستان به نام تو، این‌جا تمام شد. @dorde_dard
به قدر وسعت دلهای بی‌ریا شادم زهر چه قید تعلق پذیرد آزادم برای لیلی عاشق‌ندیده مجنونم برای قصه‌ی شیرین، همیشه فرهادم هزار کوه اگر بیستون شود غم نیست اگر به گوش حبیبم رسیده فریادم خرابه‌ایست دلم در غبار  غیبت تو اگر نظر فکنی بر خرابه آبادم سحر ز خانه برون رفتم و پریشان‌حال به هر غریب و غریبه، هزار دل دادم اذان مسجد کوفه و ظهر جمعه گذشت خدا کند نبرد عندلیب از یادم . . . @dorde_dard
چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست سخن شناس نه‌ای جان من خطا این جاست سرم به دنیی و عقبی فرو نمی‌آید تبارک الله از این فتنه‌ها که در سر ماست در اندرون من خسته دل ندانم کیست که من خموشم و او در فغان و در غوغاست دلم ز پرده برون شد کجایی ای مطرب بنال هان که از این پرده کار ما به نواست مرا به کار جهان هرگز التفات نبود رخ تو در نظر من چنین خوشش آراست نخفته‌ام ز خیالی که می‌پزد دل من خمار صدشبه دارم شرابخانه کجاست چنین که صومعه آلوده شد ز خون دلم گرم به باده بشویید حق به دست شماست از آن به دیر مغانم عزیز می‌دارند که آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست چه ساز بود که در پرده می‌زد آن مطرب که رفت عمر و هنوزم دماغ پر ز هواست ندای عشق تو دیشب در اندرون دادند فضای سینه حافظ هنوز پر ز صداست @dorde_dard
بر من اگر جفای شداد رفته باشد جسمم اگر به کام فولاد رفته باشد سهل است سر به تیغ جلاد رفته باشد ای وای بر اسیری،  کز یاد رفته باشد در دام مانده صید و صیاد رفته باشد.... در کامم ار شرنگ غم میکند حواله گه جرعه جرعه گاهی، لبریز از پیاله رخسار چون گلش را، شویم به اشک ژاله آه از دمی که تنها، با داغ او چو لاله در خون نشسته و او، چون باد رفته باشد.... بر کام او خدایا، شهد وصال بادا بختش قرین ناز و عزّ و جلال بادا بر عارضش مبادا، گرد ملال بادا خونش به تیغ حسرت، یارب حلال بادا صیدی که از کمندت،  آزاد رفته باشد.... آخر تفقدی کن، این مرغ بسملت را از جان و سر گذشته، در پای محملت را مپسند سرد و خاموش، این شمع محفلت را از آه دردناکی، سازم خبر دلت را روزی که کوه صبرم، بر باد رفته باشد.... لطف نسیم وامی ست، از مشکفام زلفت گلهای روح پرور، دارند وام زلفت دل چون تذرو خسته، در دام کام زلفت رحم است بر اسیری، کز گرد دام زلفت با صد امیدواری، ناشاد رفته باشد.... فریاد واحبیب از، دشت جنون نیامد نگذشت بر من آنی، کز دیده خون نیامد از قلب سنگش آخر، آهی برون نیامد آواز تيشه امشب، از بیستون نیامد گویا به خواب شیرین،  فرهاد رفته باشد.... از دل نمی‌روی گر، از دیدگان گذشتی ناکام ماندم اما، تو شادمان گذشتی حاشا به شکوه گویم، نامهربان گذشتی شادم که از رقیبان دامن کشان گذشتی گو مشت خاک ما هم، بر باد رفته باشد.... چون فرّ فرودین است امروز کوه و صحرا زیبا و دلنشین است،  امروز کوه و صحرا زین روی بی قرین است امروز کوه و صحرا پرشور از حزین است، امروز کوه و صحرا مجنون گذشته باشد، فرهاد رفته باشد..... ( حضرت پدر) تضمین حضرت آیت الله حسن مظفری بر غزل حزین لاهیجی برگرفته از کتاب مشاهیر گیلان... تألیف حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر رضا مظفری @dorde_dard
به تو سلام می‌ كنم   كنار خیال تو می‌ نشينم      و در خلوت تو           عاشقی آغاز می شود. پ.ن: خدایا این قلیل دلخوشی‌ها رو از ما نگیر 🤦‍♀ آممیییین @dorde_dard
دیدم که برنداشت کسی نعشم از زمین خود نعش خود به شانه گرفتم گریستم . . . @dorde_dard
در خیابانِ خودفروشی ها نانِ من،آجر است شکرِ خدا سفره ی خانه‌ام اگر خالیست سفره‌ی دل،پر است شکرِ خدا دوره‌ی اعتقادسازی‌هاست کافر مطلقم خدا را شکر روزگارِ زرنگ بازی‌هاست من،هنوز احمقم...خدا را شکر ... @dorde_dard
گفتیم آسمانی و دیدیم، برتری  گفتیم آفتابی و دیدیم، بهتری گفتیم دختر اسدالله غالبی ‌ایام کوفه آمد و دیدیم، حیدری تو از زمان کودکی‌ات تا بزرگی‌ات شیواترین مُفَسِّر الله اکبری تو از کدام طایفه هستی که مستقیم  فیض از حضور علم خداوند می‌بری بر شانه‌های سبز تو بار رسالت است  تو اولین پیمبر بعد از پیمبری ای آفتاب روشن شب‌های کربلا ای زینب مدینه و زهرای کربلا «ای ماورای حد تصور، کمال تو» بالاتر از پریدن جبریل، بال تو... غیر از حسینِ فاطمه چیزی ندیده‌ایم  در انعکاس‌ آینه‌های زلال تو نزدیک سایه‌های عبورت نمی‌شویم  نامحرمان عشق کجا و خیال تو؟ گیرم که خیمۀ تو به تاراج رفته است  گنجینه‌های باغ بهشت است مال تو از گوشه‌های چشم تو، ساحل درست شد از سایۀ عفاف تو، محمل درست شد ای سایۀ بلند اباالفضل بر سرت ای بال جبرئیل گلستان معبرت مهتاب هم رشیدی قد تو را ندید از بس که چون هلال گذشت از برابرت شب‌زنده‌دارِ شامِ غریبانِ کربلا! دل‌بستۀ نماز شب تو برادرت ای خطبۀ رسای تو نهج‌البلاغه‌ات وی محمل بدون جهاز تو منبرت ای قلۀ نجابت و ایثار جای تو عطر حضور فاطمه دارد صدای تو @dorde_dard
امشب چراغ بزم که بودی که بوده‌‌ای از چشمِ شب‌نخفته‌ی من شب‌نخفته‌تر ؟! @dorde_dard
برای دختر عزیزم در آغاز سپاس، بی‌همتا را که مرا لایق داشتنِ تو داشت و هدیه‌ای چنین نیکو بر من ارزانی؛ وجودت موجب وجد و حضورت آرام جانم است؛ همزمانی زادروزت با بانوی بزرگ کربلا، حضرت صبر، کلام امیر و عصمت فاطمه را، به فال نیک می‌گیرم و آن عظیم‌الشان را یاری‌گرت می‌خواهم! رهاوی عزیزم تو آن زلالی که رنگی بر تو عارض نمی‌شود جز رنگ لطف و مهر و صبر تو مجموع صفات نکویی و آن باشکوهی که همواره می‌ستایمت ؛ آفتاب عمرت سااااالهای مدید تابان و سایه‌ی مهرت بر ما مستدام مادرت فدایت ❤️ @dorde_dard