eitaa logo
دُردِ دَرد . . .
183 دنبال‌کننده
798 عکس
221 ویدیو
3 فایل
ساقی بریز میکده‌ای در گلوی ما. . . صفحه کوچک علاقه‌مندی‌های فاطمه مظفری شعر، عکس، عرفان و . . . @Fm0zaffari
مشاهده در ایتا
دانلود
دلم را خون مکن، ویران مکن کاشانه‌ی خود را نهان می‌دار ای گنج گران، ویرانه‌ی خود را دلم را کعبه‌ی آمال کردی، خانه‌‌ات خواندی کنون بیت الحرام خویش کن،  بتخانه‌ی خود را اسیر چشم بیمار تو مجنون‌وار می‌میرد به الطاف نگاهی شاد کن دیوانه‌ی خود را ز چشمم اشک آتش‌ناک می‌ریزد به دامانم تماشا می‌کنی خودسوزی پروانه‌ی خود را چراغان کرده‌ام دولت‌سرای خانه‌ی دل را فرودآری مگر آن موکب شاهانه‌ی خود را هزاران سینه گور آرزو شد می‌گساران را که پر کردند از خوناب دل پیمانه‌ی خود را به فرجام عمل اندیشه کن، امروز، فردا را مقدر کن به حسن عاقبت پیرانه‌ی خود را دلم را عرش عالم‌گیر کردی، خانه‌ات خواندی کنون بیت الحرام خویش کن،  بت‌خانه‌ی خود را @dord_e_dard
به کسى ندارم الفت ز جهانیان مگر تو اگرم تو هم برانی ، سر بی‌کسی سلامت . . . @dorde_dard
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
تو را بی‌کس یافتم همه‌ی یاران رفتند به سوی مطلوبانِ خود تنهات، رها کردند من یار بی‌یارانم . . . @dorde_dard
ترسم رود ز یاد تو یک‌باره نام ما از کینِ ما مکن دلِ نامهربان تهی . . . @dorde_dard
رنجِ بی‌جا که کشیدیم، عبث بود عبث... پ.ن: داد بیداااد کاش از اول، آخرش رو می‌دونستیم 😔 @dorde_dard
هر شب دلم بهانه‌ی تو ...  هیچ بگذریم.. امشب دلم دوباره تو را...هیچ شب به‌خیر . . . ‌ - @dorde_dard
اسیر خویش گرفتی بکش چنان که تو دانی . . . @dorde_dard
من بودم و دلی و هزاران شکستگی آن‌هم به زلف پرشکنت رفته‌رفته، رفت . . . @dorde_dard
مجنون خواست که پیش لیلی نامهٔ نویسد قلم در دست گرفت و این بیت گفت: خَیَالُکَ فِیْ عَیْنِیْ وَاِسْمُک فِیْ فَمِیْ وَذکْرُک فِیْ قَلْبی الی اَیْنَ اَکْتُبُ خیال تو مقیم چشم است و نام تو از زبان خالی نیست وذکر تو در صمیم جان جای دارد پس نامه پیش کی نویسم چون تو درین محلّها میگردی قلم بشکست و کاغذ بدرّید . . . @dorde_dard
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
چشمی پر از ندیدن یک اتفاق تو یک استکان چشیدن لب‌های داغ تو حجم اطاق پرشده از خاطر غمت خالی‌ست لحظه‌های غزل در فراق تو نوری تمام جان مرا شعله‌ می‌کشد از لابه‌لای سرکشی چلچراغ تو آرام مانده‌ام که تو را رام خود کنم از سبک خود رمیده‌ام سوی سیاق تو در پشت پرده‌ها چه به گوش تو خوانده ابر پس کی تمام می‌شود آیا محاق تو؟! یک‌ کوله‌بارِ راهی و یک راه منتظَر فکر مرا ببخش، که آمد سراغ تو . . . سوم آذر هزار و چهارصد و دو @dorde_dard