یکی چشمه ای بود جاری ز نور
ز سرمنزل بیکران حضور
فروغ سراپرده ی ایزدی
نمایندهی مظهر سرمدی
ز آغاز امکانیش بینیاز
بر آن سوی آغاز دستش دراز
ز قید زمان و مکان دور بود
ز خلوتگه قرب، ره میسپرد
در او سرّ کنز خفی مستتر
تجلی حسن ازل مستمر
در ایجاب آیینهای ملتزم
در او منجلی شد کمال اتمّ
بیا پردهی جهل را بردریم
به پای خرد سر فرود آوریم
بیا تا بیابیم سرچشمه را
که چون شد خروشنده از ناکجا
نخستش بجوییم کان بینشان
که شد صادر از عالم لامکان
که چون شد خداوند عقل آفرید
ز نور قِدَم عقل شد مستفید
از این چشمه سرحلقهی کائنات
بنوشید جامی ز آب حیات
روانش از این جام شد تابناک
که شد زبدهی جمع افلاک و خاک
کنون این فیوض مقدس نشان
گهی عقل و گه علم و گه، نور دان
مکن بر سر لفظ چون و چرا
در دل به سوی معانی گشا
در آیینهی لفظ کثرت گراست
در عرفان اندیشه وحدت نماست
خدا نام آن چشمه کوثر نهاد
درِ وحدتش رو به کثرت گشاد
به ایما رقم کردم این مختصر
به فهم آر و از گفت و گو درگذر . . .
#حسن_مظفری
@dorde_dard
ز چشم بد، خدا آن چشم مِیگون را نگه دارد!
که در هر گردشی مست تماشا میکند ما را . . .
#صائب_تبریزی
@dorde_dard
وقتی که تو در پیشِ رویش مینشینی
آیینه را تکلیف جز زیبا شدن نیست . . .
#حسین_منزوی
@dorde_dard
مردی از دیوانهای پرسید: «اسم اعظم خدا را می دانی؟!»
دیوانه گفت: «نام اعظم خدا، نان است اما این را جایی نمی توان گفت»
مرد گفت: «نادان! شرم کن! چگونه اسم اعظم خدا، نان است؟»
دیوانه گفت: «در قحطی نیشابور، چهل شبانه روز میگشتم،نه
هیچ جایی صدای اذان شنیدم و نه درِ هیچ مسجدی را باز دیدم؛
از آنجا بود که فهمیدم نام اعظم خدا و بنیاد دین، نان است».
#مصیبتنامه_عطار
@dorde_dard
سلام صبح به خیر و شبت همیشه بهخیر
کلامهای پر از رونق کلیشه بهخیر
به سنگ گفتهام امشب به جای دل بتپد
من و سکوت پر از ماه، آهِ شیشه بهخیر
تمام میشوم از این همه شکستنها
به تکههای بهجامانده، درد تیشه به خیر
عبور صحنهی چشمان پردهی دنیا
به عابران هنرپیشه، شوق گیشه بهخیر
نماز صبح خزان هم، سلام میگوید
به برگ برگ درختان، طواف ریشه بهخیر . . .
#فاطمه_مظفری
نهم آذر هزار و چهارصد و دو
@dorde_dard
گفتند مهربانی و درمان دردها
ما را چه بیملاحظه، بیمار میکنی . . .
#فاطمه_مظفری
@dorde_dard