از خون جگر قافیه پرداختمت
چون خنجر تیز بر گلو آختمت
وقت ثمرت بود که غافل ماندم
دیدی که به غارت خزان باختمت؟!
#فاطمه_مظفری
چالش بداهه
@dorde_dard
من خشت به خشت قلعه را ساختمت
با اسب مراد، رخ به رخ تاختمت
من مات شبیخون وزیرت بودم
هر بار که بردمت، تو را باختمت
#فاطمه_مظفری
چالش بداهه
@dorde_dard
سر را به قمار عاشقی باختمت
با عهد وقت نکردی و ساختمت
لعنت به دل سادهی عاشقپیشه
با این همه جور، باز نشناختمت
#فاطمه_مظفری
چالش بداهه
@dorde_dard
کوه با نخستین سنگها آغاز میشود
و انسان با نخستین درد!
#احمد_شاملو
پ.ن:
و حالا ما چقدررررر انسانیم 😔
@dorde_dard
در پشت پردهها چه به گوش تو خوانده ابر؟
پس کی تمام میشود آیا محاق تو؟!
#فاطمه_مظفری
@dorde_dard
تو ساکت زبان منی در هجوم حرف
لبریز از شنیدنم، در گفتوگوی تو . . .
#فاطمه_مظفری
@dorde_dard
کاش پایان پذیرد این دوری، کاش این انتظار سر برود
شامِ تعبیرهای هر کابوس، گاهِ اندوههای پرتکرار . . .
#فاطمه_مظفری
@dorde_dard
در نظر هایدگر، شعر ذاتِ هنر است آن هم به واسطهی زبان، در نزد هایدگر زبان و شعر رابطهای تنگاتنگ دارند. زبان انسان را از پنهان بودن نجات میدهد. همان کاری که شعر بایستی آنرا به حضور درآورد. در واقع شعر نه تنها گشودگی را نشان می.دهد. بلکه هر لحظه احیاکننده هستی ست. زبان و شعر گویی یک رابطه با آنچه_ هست، میباشد. به زبان ساده تر، این شعر است که زبان را در گشودگیِ عالم رها میکند. پس شعر و زبان یک نشانه اند. نشانهای خوانده نشده.
زبان در معنای اصلی و اساسی، خود شعرسرایی است. ولکن از آن جا که زبان واقعهای است که درآن موجود بماهو موجود بر انسان گشوده می گردد، شاعری در زبان روی میدهد و زبان پاسدار سرآغازترین ذاتِ شعرسرایی است.
#هایدگر
سرآغاز کارهنری
@dorde_dard