eitaa logo
دُردِ دَرد . . .
178 دنبال‌کننده
788 عکس
218 ویدیو
3 فایل
ساقی بریز میکده‌ای در گلوی ما. . . صفحه کوچک علاقه‌مندی‌های فاطمه مظفری شعر، عکس، عرفان و . . . @Fm0zaffari
مشاهده در ایتا
دانلود
10.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کتاب فارسی چاپ ۱۳۰۸ کلاس سوم ابتدایی @dorde_dard
توبه از معصیت، یکی است و از طاعت، هزار. یعنی عُجب در طاعت، بدتر از گناه. @dorde_dard
شاید به یمن حضرت خورشید، جمعه‌ای بعد از هزار و سیصد و چندی، سحر شود . . ‌ @dorde_dard
(حجاب المخالفة) مخالفت ، حجاب است زیرا از احکام محبت است و تناقض محبت است، همانطور که گفته شده: خدا را نافرمانی می‌کنی و در عین حال عشقش را نشان می‌دهی؛ این در قیاس بسیار نادرست است اگر عشق تو صادق بود، از او اطاعت می‌کردی؛ عاشق برای کسی که دوست دارد، مطیع است و همانطور که دیگری در این معنا گفته است: من وصالش را می‌خواهم و او هجرت را می‌خواهد؛ پس آنچه من می‌خواهم رها می‌کنم برای آنچه او می‌خواهد. این دو حالت متناقض در عشق است که عاشق را بین آن‌ها هلاک می‌کند، زیرا عاشق خواهان اتصال به محبوب و اتحاد با اوست و خواهان موافقت محبوب با آنچه از او می‌خواهد است، اگر در اینجا موافقت کند، وصال را نمی‌طلبد، و اگر وصال را طلب کند، آنچه محبوب می‌خواهد رد می‌کند  عاشق مغلوب و محجوب است. @dorde_dard
ما فرصت دوروزه‌ی سهم نمردنیم دنیا نیرزد آنکه پریشان شوی، همین! شعر و عکس @dorde_dard
شما و همه‌ی آدم‌هایی که دوست‌شان دارید، روزی خواهید مرد. پس از مرگ شما، فقط گروه کوچکی از افراد، مدتی بسیار کوتاه، از شما و کارها و حرف‌هایتان یاد می‌کنند. این حقیقت تلخ زندگی است. افکار و کارهای شما، چیزی به‌جز فراری ماهرانه از این حقیقت نیست. ما مثل ذرات گرد و خاکی هستیم که روی توپ آبی‌رنگ وسط کهکشانی بی‌نهایت، پرسه می‌زنیم. تصور می‌کنیم مهم هستیم. برای خودمان هدف اختراع می‌کنیم، ولی هیچی نیستیم. از قهوه‌تان لذت ببرید. @dorde_dard
در این دنیا، همه چیز دست خود آدم است، حتی عشق، حتی جنون، حتی ترس آدمی‌زاد می‌تواند اگر بخواهد کوه‌ها را جابه‌جا کند. می‌تواند آب‌ها را بخشکاند. می‌تواند چرخ و فلک را بهم بریزد. آدمی‌زاد حکایتی است. @dorde_dard
به استاد فرشچیان ...🖤 خزانِ پنجره‌ی خشک را بهار کشید شکوفه های تر و تازه، نونوار کشید هزار سال عقب رفت در سکوت زمان و روی شاخه خشکیده‌ای هَزار کشید عصای معجزه‌اش در تصوری آبی برای تشنگی دشت، آبشار کشید دلش به نام امامی قرار تازه گرفت و روی دامنش آهوی بی‌قرار کشید چقدر در پی‌ات ای شاهکارِ بی تکرار غروب های غم انگیز، انتظار کشید در آن افق، که پیاده غروب آمده‌ بود به تاخت، در دلِ خورشید، یک سوار کشید به چشم های تری که به حرف آمده بود در آن کویر عطش، سرمه‌ی غبار کشید نگاه کرد به نقاشی اش ، دلش لرزید و بی‌مقدمه آهی ادامه‌دار کشید... @dorde_dard
امروز هم بی تکلف و توقع، جهانمان را روشن کرد و مهربانی را بر حیات تابید. سلام بر آغاز و آنچه امروز در انتظارمان است. @dorde_dard