شخصی یحیی معاذ را پرسید که:
«صحبت با که دارم؟»
گفت: «با آنکه چون بیمار شوی به پرسیدن تو آید، و چون از تو جرمی بیند خود از تو عذر خواهد.»
#نفحات_الانس
@dorde_dard
دُردِ دَرد . . .
شخصی یحیی معاذ را پرسید که: «صحبت با که دارم؟» گفت: «با آنکه چون بیمار شوی به پرسیدن تو آید، و چ
والا از جرم خودش هم عذربخواد قبوله 🤦♀
رسید فرصت انگور چیدنم از باغ
هزار بوسه زدم بر لبی که میگون شد . . .
#فاطمه_مظفری
@dorde_dard
چه آهها که کشیدیم و بغض را خوردیم
چه حرفها که نگفتیم و چشممان خون شد . . .
#فاطمه_مظفری
@dorde_dard
من سفر کردم از خودم به خودم، ردّ این راه مانده بر پایم
حال اینجا نشسته در دیروز، در تماشای صبح فردایم
#فاطمه_مظفری
@dorde_dard
Hamed Nikpay4_5785016464595490033.mp3
زمان:
حجم:
11.5M
ساقی به نور باده برافروز جام ما . . .
#حافظ
@dorde_dard
بر این منوال میگفتم دی با خود و گرد خندق میگشتم. سخن بر من فرو میریخت. مغلوب میشدم. زیر سخن میایستادم از غایت مغلوبی.
گفتم: چه کنم اگر بر منبر سخن بر من چنین غلبه کند؟ من بر منبر نمیروم.
#مقالات_شمس
@dorde_dard
این هم آسمان الانِ شهر من😍
حتی وقتی آفتابه، یه لایه ابر خاکستری هم حضور داره که مبادا گمانم آفتابی بشه😄
@dorde_dard
به کوی میکده، یا رب، سحر چه مشغله بود؟
که جوشِ شاهد و ساقی و شمع و مشعله بود
حدیثِ عشق که از حرف و صوت مستغنیست،
به نالهی دف و نی در خروش و ولوله بود
مباحثی که در آن مجلسِ جنون میرفت
ورایِ مدرسه و قال و قیلِ مسئله بود
دل از کرشمهی ساقی به شکر بود، ولی
ز نامساعدیِ بختش اندکی گله بود
قیاس کردم و آن چشمِ جادوانهی مست
هزار ساحر چون سامریش در گله بود
بگفتمش: «به لبم بوسهای حوالت کن.»
به خنده گفت: «کیات با من این معامله بود؟»
ز اخترم نظری سعد در ره است که دوش،
میانِ ماه و رخِ یارِ من مقابله بود
دهانِ یار که درمانِ دردِ حافظ داشت،
فغان! که وقتِ مروّت چه تنگحوصله بود
#حافظ
@dorde_dard
تا صبح سر به سجده نهادم برابرت
بر آسمان نشسته به هر سوی، اخترت
"اقراء باسم ربّکَ" میخوانم آنقدر
تا جرعه جرعه سر روَم از جام باورت
پلک پگاه و چشم شبانگاه آیهات
خورشید و ماه آینههای مصوّرت
ای کاش عید باشد و قربانیت شوم
تا تیزتر ببرّدَم لبهای خنجرت
دنیا سراب تشنهی چشمِ امیدهاست
زمزم بکار بر قدمِ رنجِ هاجرت . . .
شعر و عکس
#فاطمه_مظفری
@dorde_dard