چو دستهای من از شب ستاره میچینند
حدیث دلهرهی وصل را حکایت کن
کجاست آنکه دهد جان و جاندهی او را؟!
لبی که تر کنی آن را به عشق، جرئت کن
شعروعکس
#فاطمه_مظفری
@dorde_dard
این همه خلق در جستجوی آنند که حق را جویند ولی یابنده آن است که حق او را جوید.
شیخ ابو الحسن خرقانی
@dorde_dard
نماز کردن و روزه داشتن کار عابدان بود اما آفت از دل جدا کردن کار مردان بود.
#ابوالحسن_خرقانی
@dorde_dard
اي جنيد! اگر روا بود كه كسی ببيند، حجاب برمي داشتم تا بندگان مرا می ديدند و می دانستند كه هر كه را چون من خدايی داشته باشد سزاوار نيست به غير از من به ديگری التفات كند.
#تذکره_الاولیاء
ذکر شیخ جنید بغدادی
@dorde_dard
وأَمَّا الخريف:
فليس سوى خُلْوة للتأمُّل في ما تساقط من عمرنا . . .
و اما پاییز:
نیست جز خلوتی برای تامل در آنچه از عمرمان فروافتاد . . .
#محمود_درويش
@dorde_dard
با هیچ زن جز تو دل دریا شدن نیست
یاراییِ در گیر توفانها شدن نیست
درخوردتو،ایهم تو موج و همتو ساحل!
جز ناخدای کشتی مولا شدن نیست
تو نور چشم مصطفیو کسبهجز تو
در شأن شمع محفلطاها شدن نیست
تو مادر سبطینی و غیر از تو کس را
اهلیّت صدّیقه ی کُبرا شدن نیست
جز تو زنی را شوکت در باغ هستی
سرو چمان عالم بالا شدن نیست
جز با تو شأن گم شدن از چشم مردم
وانگاه در چشم خدا پیدا شدن نیست
نخلی که تو در سایهاش آسودی او را
در سایه ی تو،حسرت طوبا شدن نیست
ای عالم امکان خبر، تو مبتدایش
آن جملهای که درخور معنا شدن نیست
سنگ صبور مردی از آنگونه بودن
با هیچ زن ظرفیّت زهرا شدن نیست
#حسین_منزوی
@dorde_datd
يَا مُمْتَحَنَةُ امْتَحَنَكِ اللّٰهُ الَّذِي خَلَقَكِ قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَكِ
زن، اینچنین که خم شده دنیا برابرش
صلِّ علی مُحمَّد و آل مطهرش..
آنکس که غیرِ خیر، برای کسی نخواست
از روزگار، غم شده سهم مقدرش
دستاس را به دست مبارک گرفته است
سر رشتهی زمانه بدان دست دیگرش..
در موج اشک، کشتی پهلو گرفتهای است
آن بحر بیکرانه که خوانند کوثرش
سربسته شرح میدهم این بار روضه را:
آن خانهای که وا بشود با لگد درش..
کوه گدازه است که در خاک کردهاند
پنهان نکردنی است مزار منورش
گلبرگ جمع میکند از خاک ها علی(ع)
در سوگِ یاسِ کشتهی در باد پرپرش
آری، بهشت زیر کف پای مادر است
زهراست آن کسی که نبی خوانده مادرش
عالم به فهم یک خط کوثر نمیرسد
کار علی است، آنکه فقط کرده از برش..
#سیده_تکتم_حسینی
@dorde_dard
از زبان...
*یاسی که تاب بوسهی یک شاپرک نداشت
اذن طواف خانهی او را ملک نداشت
دریای بیریای گهربار...مادرم
کوهی که هیچ کس به بلنداش شک نداشت
مادر...زنِ همیشهدعاگو که دستهاش
حتی توانِ ظلم به یک قاصدک نداشت
قلبش شکسته است نگاهش شکسته است
یادش بخیر آینههایش ترک نداشت
هی شاخهشاخه سایه شد و هی تبر شدند
دستش برای مردم دنیا نمک نداشت
در کوچه ارغوان شد و در کوچه لاله شد
ای کاش این مدینه از اول فدک نداشت
دیوار از او گرفت مرا.. یاریش نکرد
در هم سریع آمد و قصد کمک نداشت
آنروز تازیانه به گوش غلاف گفت
ما که زدیم آه...ولی او کتک نداشت
پرپر شد از مصیبت من فضّه شاهد است
یاسی که تاب بوسهی یک شاپرک نداشت...
#علی_فرزانه_موحد
@dorde_dard