4_5859327632268598353.mp3
زمان:
حجم:
2.2M
دوش از دمِ من بادِ صبا را که خبر کرد؟
وز نالهی من مرغِ هوا را که خبر کرد؟
سرگشتگیِ حالِ مرا تا نفسِ صبح
شب محرمِ سر بود صبا را که خبر کرد؟
من بودم و کنجی و حریفی و سرودی
غم را که نشان داد، بلا را که خبر کرد؟
یک صوتِ حزین، شب همه شب، مونسِ ما بود
این نعرهزنِ حیّ علی را که خبر کرد؟
عقل آمد و گفتا ز غمِ دوست مشو خوش
زین وقتِ خوش آن دشمنِ ما را که خبر کرد؟
گفتم که نیندیشم از اندوهِ خود امشب
اندیشهی اندوهفزا را که خبر کرد؟
در آتش و در آب فگندند «حَسن» را
ای سینه و ای دیده! شما را که خبر کرد؟
دیوان #حسن_دهلوی (حسن سجزی دهلوی)؛ به اهتمام مسعودعلی محوی، مکتبه ابراهیمیه میشن، حیدرآباد، ۱۳۵۲ق، ص ۱۲۰، غزل ۲۳۱.
🎙#فاطمه_مظفری
@dorde_dard
میآمدم که تنگ در آغوش گیرمت
سنگِ سرِ مزارِ توام سنگِ راه شد
#غنی_کشمیری
@dorde_dard
دوباره آمدی و عطر گل فراوان شد
خزان خاطرههایم پر از بهاران شد
نسیم مژدهی وصل تو را که میآورد
تمام باغ در اندیشهات غزلخوان شد
شعروعکس
#فاطمه_مظفری
@dorde_dard
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
واعظان کاین جلوه در محراب و منبر میکنند . . .
@dorde_dard
به تیغ میزد و میرفت وباز مینگریست
که ترک عشق نگفتی،سزای خود دیدی . . .
#سعدی
@dorde_dard
من به نزدیک شما دیوانهام و شما به نزدیک من هشیار؛
جنون من از شدت محبت است و صحت شما از غایت غفلت؛
پس خداوند اندر دیوانگی من زیادت کناد تا قربم بر قرب زیادت شود.
#کشف_المحجوب
ذکر ابوبکر شبلی
@dorde_dard
به شب، که با همهی غصهها گلاویز است
به روزها که پر از دردهای لبریز است
به لحظههای پر از تازیانهی اندوه
که چشمهای بهراهم تو را سحرخیز است . . .
#فاطمه_مظفری
@dorde_dard
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من درختی کلاغ بر دوشم
خبرم درد میکند بدجور
ساقه تا شاخه ام پر از زخم است
تبرم درد میکند بدجور
من کی ام جز نقابی از ابهام؟
درد بحران هوّیت دارم
یک اشاره بدون انگشتم
اثرم درد میکند بدجور
جنگجویی نشسته بر خاکم
در قماری که هر دو میبازیم
پسرم روی دستم افتاده
سپرم درد میکند بد جور
مثل قابیل بی قبیله شدم
بوی گندم گرفته دنیا را
بسکه حوا ، هوایی اش کرده
پدرم درد میکند بدجور
هرچه کوه بزرگ میبینی
همگی روی دوش من هستند
عاشقی هم که قوز بالا قوز
کمرم درد میکند بدجور
تو فقط صبر میکنی تجویز
من فقط صبر میکنم یکریز
بس که دندان گذاشتم رویش
جگرم درد میکند بدجور
بستری کن مرا در آغوشت
با دو نخ شعر و این هوا باران
مرغ عشقی بدون همزادم
که پرم درد میکند بد جور
برسان قرص بوسه ـ اورژانسی ـ
قرص یک ور سفید و یک ور سرخ
برسان نشئهای ز لبهایت
که سرم درد میکند بدجور
#مرتضی_خدایگان
@dorde_dard