eitaa logo
دُردِ دَرد . . .
182 دنبال‌کننده
797 عکس
221 ویدیو
3 فایل
ساقی بریز میکده‌ای در گلوی ما. . . صفحه کوچک علاقه‌مندی‌های فاطمه مظفری شعر، عکس، عرفان و . . . @Fm0zaffari
مشاهده در ایتا
دانلود
اللّهم إن كانَ لي خيراً في ليلى فإكتبها لي و إن كانَ لا خيرَ لي فيها فإجعلّي فيها خيراً و اكتبها لي خدایا اگر در لیلی برایِ من خیری‌ست او را نصیبِ من کن! و اگر در او خیری برایِ من نیست در او برایِ من خیری قرار بده و او را نصیبِ من کن . . . @dorde_dard
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سماع مولوی‌ام یک بهانه می‌خواهم به آتشم بکشان آآی شمس تبریزی @dorde_dard
هم در تو گریزم ار گریزم . . . الهی! آغوش امن من باش در هجوم بی‌پناهی مهربانی چشمانت را در عمق جانم بریز مرا از من بگیر و در خود بمیران تو تمام قبیله‌ی منی قبله ام نگاه توست در مقصد تو، نماز را کامل اقامه می‌کنم قنوت لحظه‌ی پرواز من است از دستهایم به آسمان پر‌می‌گیرم و اجابت را از ملکوت به زمین می‌آورم مرا به غربت وا مگذار که تو را وطن یافتم . . . عکس و متن @dorde_dard
ایرانِ من، زیبای شرقی، عشوه‌ی ناب گیسوبلندِ قصه‌های شامِ مهتاب آرام از غم‌ها گذر کن کشور عشق دریا پناهت باد بعد از رنجِ مرداب . . . شعروعکس @dorde_dard
بخشایش الهی گم شده‌ای را در مناهی چراغ توفیق فرا راه داشت تا به حلقه اهل تحقیق درآمد به یمن قدم درویشان و صدق نفس ایشان ذمائم اخلاقش به حمائد مبدل گشت دست از هوا و هوس کوتاه کرده و زبان طاعنان در حق او همچنان دراز که بر قاعده اوّلست و زهد و طاعتش نامعوّل به عذر و توبه توان رستن از عذاب خدای ولیک می‌نتوان از زبان مردم رست طاقت جور زبان‌ها نیاورد و شکایت پیش پیر طریقت برد جوابش داد که شکر این نعمت چگونه گزاری که بهتر از آنی که پندارندت چند گویی که بداندیش و حسود عیب جویان من مسکینند گه به خون ریختنم برخیزند گه به بد خواستنم بنشینند نیک باشی و بدت گوید خلق به که بد باشی و نیکت بینند لیکن مرا که حسن ظن همگان در حق من به کمالست و من در عین نقصان روا باشد اندیشه بردن و تیمار خوردن اِنّی لَمُستَتِرٌ مِنْ عَینِ جیرانی وَ الله یَعلمُ اِسراری و اِعلانی در بسته بروی خود ز مردم تا عیب نگسترند ما را در بسته چه سود و عالم الغیب دانای نهان و آشکارا @dorde_dard
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ما رخ ز شُکر افروخته، با موج و بحر آموخته زان سان که ماهی را بُوَد دریا و طوفان جانْ‌فزا 📸 @dorde_dard
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بخت اگر درخواب يک شب همدم یارم کند دل تپد از شوق چندانی که بیدارم کند پ.ن: حق داره که زاری باشه🤦‍♀ @dorde_dard
آخرین روز پاییز ۴۰۴
دُردِ دَرد . . .
بسم الله الرحمن الرحیم نمی‌دانم مردان بزرگ تاریخ می‌سازند یا تاریخ، مردان بزرگ را؛ اما تاثیر متقابل این دو بر هم انکارناپذیر است. حضرت آیت الله شیخ حسن مظفری از جمله بزرگانی بودند که پیش‌تر از زمان و فراتر از دوران خود زیستند و بی‌تابانه به احیای ارزش‌های اصیل اخلاقی پرداختند؛ هرچند مورد ملامت ساده‌اندیشان بودند، اما عزم راسخ و اعتقاد واثق، ایشان را در مسیر آرمان‌های ارجمندشان همراهی نمود و خضر این راه، اندیشه‌ی شایگانشان بود. حکیمی به‌غایت مَآل‌اندیش؛ آنچه سایرین در آینه‌ی صاف نمی‌دیدند، در خشت خام می‌دید. به هر شآن از شئون حضرتشان نظر می‌کنم، متحیر می‌شوم که چگونه این حجم از تناقض‌های زیبا را در کسی می‌توان جمع دید!! فقیهی اهل موسیقی، شاعری فیلسوف، سیاستمداری صادق، زاهدی شجاع، عارفی روشنفکر، مدیری متواضع، اندیشمندی خوش‌محضر،ادیبی آراسته به ادب، عالِمی عامل، به شدت اهل مطالعه، هنرمندی هنردوست و هنرشناس و هنرمندپرور  خطی بسیار نیکو داشتند و نی می‌نواختند؛ صوت خوشی داشتند و نیکو آواز می‌خواندند و روضه‌هایشان از رضوان نصیب داشت مسلط بر تاریخ و جغرافیا، شجاعتی کم‌نظیر در ایشان بود؛ در مسابقات تیراندازی معمولا رتبه‌ی اول مقامات را کسب می‌کردند اهل سفر بر زمین و سیر در آسمان، اهل سلوک و مکاشفه که گهگاه با توجه به شرایط متوجه حالات معنوی ایشان می‌شدیم؛ او را خبرها بود؛ اما گویای اسرار نبود. در رعایت ادب و احترام و مهربانی الگوی مسلم بودند، آنچنان‌که اگر کودکی ۵ ساله وارد می‌شد، حضرت پدر به احترام برمی‌خاست. اهل شِکوِه نبودن، از جلوه‌های دیگر شُکوه او بود؛ از رنجی که زندان‌های ساواک پیکر پاکشان را آزرده بود، تا آنچه بعد از انقلاب روحشان را مجروح می‌داشت، گلایه نمی‌کردند( خاطره مرحوم مشفق کاشانی در کتاب سرگذشت یادها از ایشان، خواندنی‌ست)، حتی از رنجی که به سبب بیماری پارکینسون می‌بردند و گاه ساعت‌ها از هر حرکتی ایشان را باز‌می‌داشت، گلایه نمی‌کردند هرگز اعتنایی به دنیا و امور دنیوی برای شخص خودشان نداشتند آنچنان‌که فرمودند: به دنیا رو مکن تا رو ز رویت برنگرداند که این رقاصّه با ساز کسی هرگز نمی‌خواند سرگردن‌فرازان زیر پایت با تو می‌گوید که ای غافل بدان جای تو هم خالی نمی‌ماند آزادگی غیر قابل توصیفی در رد جاه و مقام و مکنت داشتند، سلامت نفسی مثال زدنی، روایت بزرگی‌اش را کوچکی قلم چون منی، از عهده خارج است. و اما پدر و مادرم: آیینه‌ی تمام نمای خدامحوری، سادگی، صداقت، یکرنگی، فداکاری، مردم‌داری و دیگر صفات عالیه‌ی انسانی بودند. مادر بلندمرتبه‌ام فخرالسادات، شاعر نبود که اهل تشبیه و استعاره باشد اما همیشه در وصف پدر اینگونه می‌فرمود: " وقتی پدر وارد خانه می‌شد، گوبی نور به خانه می‌آمد" همین جمله نشانگر دلدادگی پدر و مادرم به یکدیگر است. مادرم بسیار بر تکریم پدر تاکید داشتند و او را مریدانه محترم می‌داشتند و البته این احساس و اکرام دوسویه بود. گفتن از این دو بزرگوار مجال بسیار می‌طلبد و در این مقال نمی‌گنجد. نامشان زمزمه‌ی نيمه‌شب مستان باد تا نگویند که از یاد فراموشانند به بهانه سالگرد حضرت پدر @dorde_dard