eitaa logo
دُردِ دَرد . . .
183 دنبال‌کننده
798 عکس
221 ویدیو
3 فایل
ساقی بریز میکده‌ای در گلوی ما. . . صفحه کوچک علاقه‌مندی‌های فاطمه مظفری شعر، عکس، عرفان و . . . @Fm0zaffari
مشاهده در ایتا
دانلود
بخشایش الهی گم شده‌ای را در مناهی چراغ توفیق فرا راه داشت تا به حلقه اهل تحقیق درآمد به یمن قدم درویشان و صدق نفس ایشان ذمائم اخلاقش به حمائد مبدل گشت دست از هوا و هوس کوتاه کرده و زبان طاعنان در حق او همچنان دراز که بر قاعده اوّلست و زهد و طاعتش نامعوّل به عذر و توبه توان رستن از عذاب خدای ولیک می‌نتوان از زبان مردم رست طاقت جور زبان‌ها نیاورد و شکایت پیش پیر طریقت برد جوابش داد که شکر این نعمت چگونه گزاری که بهتر از آنی که پندارندت چند گویی که بداندیش و حسود عیب جویان من مسکینند گه به خون ریختنم برخیزند گه به بد خواستنم بنشینند نیک باشی و بدت گوید خلق به که بد باشی و نیکت بینند لیکن مرا که حسن ظن همگان در حق من به کمالست و من در عین نقصان روا باشد اندیشه بردن و تیمار خوردن اِنّی لَمُستَتِرٌ مِنْ عَینِ جیرانی وَ الله یَعلمُ اِسراری و اِعلانی در بسته بروی خود ز مردم تا عیب نگسترند ما را در بسته چه سود و عالم الغیب دانای نهان و آشکارا @dorde_dard
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ما رخ ز شُکر افروخته، با موج و بحر آموخته زان سان که ماهی را بُوَد دریا و طوفان جانْ‌فزا 📸 @dorde_dard
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بخت اگر درخواب يک شب همدم یارم کند دل تپد از شوق چندانی که بیدارم کند پ.ن: حق داره که زاری باشه🤦‍♀ @dorde_dard
آخرین روز پاییز ۴۰۴
دُردِ دَرد . . .
بسم الله الرحمن الرحیم نمی‌دانم مردان بزرگ تاریخ می‌سازند یا تاریخ، مردان بزرگ را؛ اما تاثیر متقابل این دو بر هم انکارناپذیر است. حضرت آیت الله شیخ حسن مظفری از جمله بزرگانی بودند که پیش‌تر از زمان و فراتر از دوران خود زیستند و بی‌تابانه به احیای ارزش‌های اصیل اخلاقی پرداختند؛ هرچند مورد ملامت ساده‌اندیشان بودند، اما عزم راسخ و اعتقاد واثق، ایشان را در مسیر آرمان‌های ارجمندشان همراهی نمود و خضر این راه، اندیشه‌ی شایگانشان بود. حکیمی به‌غایت مَآل‌اندیش؛ آنچه سایرین در آینه‌ی صاف نمی‌دیدند، در خشت خام می‌دید. به هر شآن از شئون حضرتشان نظر می‌کنم، متحیر می‌شوم که چگونه این حجم از تناقض‌های زیبا را در کسی می‌توان جمع دید!! فقیهی اهل موسیقی، شاعری فیلسوف، سیاستمداری صادق، زاهدی شجاع، عارفی روشنفکر، مدیری متواضع، اندیشمندی خوش‌محضر،ادیبی آراسته به ادب، عالِمی عامل، به شدت اهل مطالعه، هنرمندی هنردوست و هنرشناس و هنرمندپرور  خطی بسیار نیکو داشتند و نی می‌نواختند؛ صوت خوشی داشتند و نیکو آواز می‌خواندند و روضه‌هایشان از رضوان نصیب داشت مسلط بر تاریخ و جغرافیا، شجاعتی کم‌نظیر در ایشان بود؛ در مسابقات تیراندازی معمولا رتبه‌ی اول مقامات را کسب می‌کردند اهل سفر بر زمین و سیر در آسمان، اهل سلوک و مکاشفه که گهگاه با توجه به شرایط متوجه حالات معنوی ایشان می‌شدیم؛ او را خبرها بود؛ اما گویای اسرار نبود. در رعایت ادب و احترام و مهربانی الگوی مسلم بودند، آنچنان‌که اگر کودکی ۵ ساله وارد می‌شد، حضرت پدر به احترام برمی‌خاست. اهل شِکوِه نبودن، از جلوه‌های دیگر شُکوه او بود؛ از رنجی که زندان‌های ساواک پیکر پاکشان را آزرده بود، تا آنچه بعد از انقلاب روحشان را مجروح می‌داشت، گلایه نمی‌کردند( خاطره مرحوم مشفق کاشانی در کتاب سرگذشت یادها از ایشان، خواندنی‌ست)، حتی از رنجی که به سبب بیماری پارکینسون می‌بردند و گاه ساعت‌ها از هر حرکتی ایشان را باز‌می‌داشت، گلایه نمی‌کردند هرگز اعتنایی به دنیا و امور دنیوی برای شخص خودشان نداشتند آنچنان‌که فرمودند: به دنیا رو مکن تا رو ز رویت برنگرداند که این رقاصّه با ساز کسی هرگز نمی‌خواند سرگردن‌فرازان زیر پایت با تو می‌گوید که ای غافل بدان جای تو هم خالی نمی‌ماند آزادگی غیر قابل توصیفی در رد جاه و مقام و مکنت داشتند، سلامت نفسی مثال زدنی، روایت بزرگی‌اش را کوچکی قلم چون منی، از عهده خارج است. و اما پدر و مادرم: آیینه‌ی تمام نمای خدامحوری، سادگی، صداقت، یکرنگی، فداکاری، مردم‌داری و دیگر صفات عالیه‌ی انسانی بودند. مادر بلندمرتبه‌ام فخرالسادات، شاعر نبود که اهل تشبیه و استعاره باشد اما همیشه در وصف پدر اینگونه می‌فرمود: " وقتی پدر وارد خانه می‌شد، گوبی نور به خانه می‌آمد" همین جمله نشانگر دلدادگی پدر و مادرم به یکدیگر است. مادرم بسیار بر تکریم پدر تاکید داشتند و او را مریدانه محترم می‌داشتند و البته این احساس و اکرام دوسویه بود. گفتن از این دو بزرگوار مجال بسیار می‌طلبد و در این مقال نمی‌گنجد. نامشان زمزمه‌ی نيمه‌شب مستان باد تا نگویند که از یاد فراموشانند به بهانه سالگرد حضرت پدر @dorde_dard
کو آن که رو به رحمت عام خدا کند؟! عذر گناه خواهد و کسب رضا کند خلوت گزیند از سر اخلاص و خویش را از های و هوی عربده جویان جدا کند تا نشنود نفیر بدآهنگ این و آن گفت و شنود هرزه درایان رها کند کبر و ریا نشان نفاق است، الحذَر آلوده دامن است هر آن کو ریا کند دنیا اگرچه نزد لئیمان گرانبهاست طبع بلند میل به دنیا چرا کند؟! این جیفه ی مجوّف ناپایدار را بگذارد و به قدر حلال اکتفا کند دل را به غیر دلبر محبوب نسپرد جان را جلا به صیقل اشک و دعا کند جان کسی ست پرتو انوار معرفت کاو دست التجا به خدا در دعا کند حضرت آیت الله @dorde_dard
غم نامه ی هجرت ای دیده چراغان کن، دامان ز گهر امشب مهمان دل خویشم، تا وقت سحر امشب در خلوت تنهایی، دور از من و از مایی خونین جگری دارم، از شور و شرر امشب مینوی تو مینایم، صحرای تو سینایم از سینه‌ی من بشنو، آواز شجر امشب ای ساقی سیمین بر، از کوچه‌ی ما بگذر کاشانه‌ی ما را کن، روشن چو قمر امشب آن دلبر جانانه، دردانه‌ی یکدانه از تُنگ دهان ریزد، دریای دُرَر امشب ماییم و خیال او، در شوق وصال او او را نه نگاهی بود، نه قصد نظر امشب محنت‌کش نازش من، لب‌بسته‌ی رازش من او غنچه‌لب خاموش، من زمزمه‌گر امشب از زخمه‌ی بر تارش، از چنگ غم آوارش سوز دگری دارد، از زخم دگر امشب ای بدر فلک‌پیما، هر جا که تویی زآنجا کن دفع رقیب از ما، از دور قمر امشب ای باز همایونفر،  بر باد نما شهپر سرمست غرورم کن، زان شوکت و فر امشب ای سرو برازنده،  من شمع گدازنده در پای تواَم زنده، تا صبح دگر امشب آیت الله @dorde_dard
فروغی به جا مانده از آفتابم نمی از یم بیکران شرابم نوایی ز نای گلوی به دارم طنین طربناک تار ربابم تجلی در آفاق جان منت بود که چون زهره‌ی شهره در پیچ و تابم ز من بشنوید آنچه حلاج میگفت به دارم فرازید و بند طنابم سخن بر سر نقد جان مختصر کن که با سر، من این راه را در شتابم به موی تو دارد دلم پای تمکین ز چشم تو اینگونه مست و خرابم زلالی ز سرچشمه‌ی خوشگوارم من آبم، شرابم، شرابم،  من آبم مدیدی ست مهر تو در سینه دارم خدا را شبی میهمان شو به خوابم بیا با تو نجوا کنم درد هجران ز دردی که پژمرد عهد شبابم نخواهم شکستن دل مهربانت وگر بشکند کاسه ی صبر و تابم آیت الله @dorde_dard
خورشید را ببین که چه زیبا برآمده انگار ذره‌ای شده از حسن روی تو شعر وعکس @dorde_dard