eitaa logo
دُردِ دَرد . . .
177 دنبال‌کننده
788 عکس
218 ویدیو
3 فایل
ساقی بریز میکده‌ای در گلوی ما. . . صفحه کوچک علاقه‌مندی‌های فاطمه مظفری شعر، عکس، عرفان و . . . @Fm0zaffari
مشاهده در ایتا
دانلود
ابن شهرآشوب در مناقب به سند خود از امام باقر ع نقل می‌کند: در عصر رسول خدا ص مردی گناهی کرد و سپس خود را مخفی نمود تا او را دستگیر نکنند، تا اینکه روزی در خفا در یک راه خلوت حسن و حسین ع را دید؛ آن‌ها را بر دوش گرفت و به محضر رسول خدا آمد و ملتمسانه عرض کرد: ای رسول خدا من پناه آورده‌ام به خدا به‌وسیله این دو کودک پیامبر ص آن‌چنان خندید، به گونه‌ای که دستش را در دهانش گرفت، آن‌گاه به آن مرد گفت: "اِذهَب فَاَنتَ طلیق" برو که تو آزاد شده هستی سپس به حسن و حسین ع فرمود: این مرد شما را در مورد نجات خود، شفیع خود قرار داد تا او را شفاعت کنید. در این هنگام این آیات نازل شد: وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا اگر آنان هنگامی که [با ارتکاب گناه] به خود ستم کردند، نزد تو می آمدند و از خدا آمرزش می خواستند، و پیامبر هم برای آنان طلب آمرزش می کرد، یقیناً خدا را بسیار توبه پذیر و مهربان می یافتند. نساء_۶۴ @dorde_dard
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
شمر نزد یزید آمد و گفت: امْلَأْ رِكَابِي فِضَّةً وَ ذَهَباً إِنِّي قَتَلْتُ الْمَلِكَ الْمُحَجَّبَا تا زانویم را پر از نقره و طلا کن، زیرا من سروری شکوهمند را کشتم؛ آن کسی را که از نظر پدر و مادر و حسب و نسب و کرامت برترینِ مردم بود، هلاک کردم یزید گفت: اگر حسین را این‌گونه بزرگ می‌دانستی، چرا او را کشتی؟: شمر گفت برای جایزه یزید گفت: هرگز نزد من جایزه نداری، شمر هراسان شد و به عقب بازگشت و از دنیا و آخرت محروم گردید. @dorde_dard
 اَللّهُمَّ اجْعَلْ مَحْیایَ مَحْیا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَماتی مَماتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
چه مبارک است این غم که تو در دلم نهادی به غمت که هرگز این غم ندهم به هیچ شادی 🖤 @dorde_dard
پیچیده است رنج عطش در صدای تو ای آب‌های تشنه‌ی عالم فدای تو . . ‌   @dorde_dard
وصیت دیگر امام حسین علیه‌السلام به محمد حنفیه هنگامی که امام حسین علیه‌السلام تصمیم گرفت تا از مدینه به سوی مکه رهسپار شود، کاغذی طلبید و بر روی آن چنین نوشت: "بِسم اللهِ الرحمنِ الرَحیم: اما بَعد فانَّ من لَحِقَ بی منکم اُسْتُشْهِد و مَن تَخلَّف لم یَبْلُغ الفتحَ و السلام" به نام خداوند بخشنده مهربان اما بعد، هر کس از شما به من پیوست به شهادت می‌رسد و هر کس از حرکت با ما دریغ کرد، به پیروزی و نجات نمی‌رسد. والسلام @dorde_dard
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بی‌دین‌ها امام حسین (ع) را نکشتند، دیندارها کشتند آیت‌الله مصطفی محقق‌داماد: هیچ بلایی نقش کج‌ اندیشی دینی را ایفا نکرده است. اگر بنا نیست معرفت داشته باشیم، بهتر است دین نداشته باشیم چرا که دین بدون معرفت به‌ مراتب از بی‌دینی بدتر است. شاید به اندازه‌ای که جهلِ ناشی از دین خون ریخته، سر برید و انسان‌های دیگر را به قصد قربت قطعه‌ قطعه کرده، آدم نکشته باشد و هیچ بلایی نقش کج‌اندیشی دینی را ایفا نکرده است. من در «فاجعه جهل مقدس» آورده‌ام که والله این حرف دروغ است که یک عده‌ای برای پول به کربلا آمدند. این طور نیست! این‌ها از روی خجالت، بعداً جعل کردند، و الاّ شاید جز یکی دو نفر مثل عمر سعد که برای گرفتن ولایت ری آمدند، بقیه‌شان برای خدا امام حسین (علیه السلام) را کشتند؛ حواستان باشد که بی‌دین‌ها امام حسین (علیه السلام) را نکشتند، دیندارها کشتند. مستضعف یعنی کسی که او را از آگاهی پوچ کرده‌اند و در مغزش جهل تزریق کرده‌اند. @dorde_dard
بر نطع مرگِ سرخ هیاهوی ما نگر در جستجوی یار تکاپوی ما نگر صحرای کربلاست کجا؟! کوی ما نگر آیینه! سوختیم ... سر و روی ما نگر تن وا گذاشتیم و به یکباره جان شدیم "رفتیم و داغ ما به دل روزگار ماند" از ما به کوی یار خطی از غبار ماند هر چند نام و یاد زِ ما یادگار ماند در مرگ ما نشان بلند تبار ماند از بیکران رسیده سوی بیکران شدیم آل علی است دایره‌ی بیکرانگی خود را زیاد برده به ذوق یگانگی با خون گشوده قفل در جاودانگی با جان ما یکی شدگان بی تَنانگی با این تبار همسفر بی نشان شدیم رفتیم اگر، زِ خاطر یاران نرفته ایم چون خاک جز به خانه‌ی باران نرفته ایم جز رو به سوی شاه سواران نرفته ایم بنگر به رنگ و بوی بهاران نرفته ایم تن را به خاک داده به جان جاودان شدیم از دست رفته خاک نشین ستمکش است بیچاره آنکه بر سر جان در کشاکش است تا مرگ سرخ ساغر صهبای بی غش است پروانه پیر هم که شود مست آتش است ما نیز فصل تازه‌ی این داستان شدیم تقدیر شیعه سیر و سفر با محرم است همزاد اشک و آه و فغان، مرگ و ماتم است خونی که یادنامه‌ی حوا و آدم است خورشید وار بر سر بام دو عالم است خون خدا شدیم و به پیری جوان شدیم سنگ فسانه ایم، صبوری مدار ماست شنزار تشنه ایم، زمستان بهار ماست آنسوی مرگ، موقف دیدار یار ماست بر تن مباد سر که شهادت عیار ماست این بس که با حسین علی همعنان شدیم گیرم کسی مقیم حریم حرم نماند یا این حریم نیز دگر محترم نماند شد رستخیز ناگه و نقش ستم نماند وز هرچه بر صحیفه‌ی هستی رقم نماند ما را همین بس است که بی آشیان شدیم از غربتی به غربت دیگر مسافریم بر سنگلاخ آتش و خنجر مسافریم همراه خاندان پیمبر مسافریم بر نطع مرگ با تن بی سر مسافریم از آن زمان که امت صاحب زمان شدیم @dorde_dard