کربو بلا و خیمه و ذبح عظیمها
آتش گرفته آیهی کهف الرقیمها . . .
#فاطمه_مظفری
@dorde_dard
ظاهراً آخرین نامهای که از کربلا به مدینه فرستاده شد چنین بود:
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم
از حسین بن علی به محمد (حنفیه) پسر علی و هرکس از قبیله بنیهاشم که نزد اوست.
امّا بَعد: فَکانَّ الدُّنیا لَمْ تَکُنْ وَ کانَّ الْآخِرَةَ لَمْ تَزَلْ وَ السَّلام.
امّا بعد: پس گویی هرگز دنیایی نبوده و گویا هماره آخرت است، والسلام.
@dorde_dard
یا قوم إن لم ترحمونی فارحموا هذا الطفل، أما ترونه کیف یتلظی عطشاً
فذبح الطفل من الورید إلی الورید، أو من الأذن إلی الأذن
الله اکبر😭
دُردِ دَرد . . .
یا قوم إن لم ترحمونی فارحموا هذا الطفل، أما ترونه کیف یتلظی عطشاً فذبح الطفل من الورید إلی الورید،
گلوی نازک اصغر گلاب میریزد
به سرخوارِ جگرپارهی غمِ حسنت
#فاطمه_مظفری
@dorde_dard
رهاست در وسط دشت، پارههای تنات
کجاست یوسف در خون خضاب پیرهنات؟!
به آسمان بسپاریم جان پاک تو را
زمین اگر چه گرفتهست جسم بیکفنات
گلوی نازک اصغر گلاب میریزد
به سرخوار جگرپارهی غم حسنات
هزار شور شکفتهست از هزاران زخم
از آن زمان که نشاندند نیزه بر بدنات
هنوز میرود این کاروان به سوی عراق
به جاودانگی زخمهای بر بدنات
شعار مشربتان تا همیشهها جاریست
زمین تشنه پر است از شرابهی سخنات . . .
#فاطمه_مظفری
@dorde_dard
کاروان خستهای در راه بود
توشهی راهش غمی جانکاه بود
طی منزل مینمود از کوه و دشت
دیده گریان از صحاری میگذشت
کاروانِ داغداران را امیر
زینب است و لیک، اینک خود اسیر
ای دریغا یادگار فاطمه
نقطهای شد در مدار واهمه
از عماری گاه سر برمیکشید
از درونِ سینه اخگر میدمید
بیم راه و اشک و آه از یکطرف
کودکان بیپناه از یکطرف
یک طرف رأس برادر بر سنان
لالهگون چون مهر صبح خاوران
با برادر گفتوگو آغاز کرد
با بلاغت در سخن اعجاز کرد
گفت: ای خورشید خونین فام من!
پر شد از خونابهی دل، جام من
ای فروزان اختر شبهای من
ای شراب سرخ در صهبای من
با تو پیمان بستم از آغاز راه
با تو باشم همدم و همراز راه
خشم خارستان و سوز آفتاب
آفتابا لختی آسانتر بتاب!
پای زینب در عذاب آبله
دست زین العابدین در سلسله
گرچه جسمِ جانِ عالم در تب است
جانِ زین العابدین با زینب است . . .
حضرت آیت الله #حسن_مظفری
#کاروان_اسرای_کربلا
@dorde_dard