eitaa logo
دُردِ دَرد . . .
180 دنبال‌کننده
794 عکس
220 ویدیو
3 فایل
ساقی بریز میکده‌ای در گلوی ما. . . صفحه کوچک علاقه‌مندی‌های فاطمه مظفری شعر، عکس، عرفان و . . . @Fm0zaffari
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بزم شبانه‌ی مرا آغوش خواب باش زیباترین ترنم احساس ناب باش اینحا تمام سایه‌ها تاریک و مبهم‌اند روشن‌ترین ستاره‌ی این‌ماهتاب باش هر صبح رقص جلوه‌ی خورشید در افق هر روز مهربانی این آفتاب باش . . . @dorde_dard
چون‌چشم‌های قونیه، از خُم، خمارتر از تاک‌های موسم غم، خوش گوارتر اینجا شبیه هیچ زمانی نشسته‌ام در انتظار فرصت لیل و نهارتر بازنده‌ایم بازی چرخ حسود را بیهوده است بردنِ باری قمارتر کوچانده‌ایم عقل و دل و جان خویش را باشد دوباره باز نگردد بهارتر در تار و پود گستره‌ی دام زندگی شکر خدا! که هستی ما شد شکارتر . . . @dorde_dard
دل را اگر به جلوه‌ی جانان نظر نبود هرگز بساط حسن چنین جلوه‌گر نبود . .‌. @dorde_dard
خراب ناز و پامال اداها می‌کند ما را خدا رسوا کند دل را ! که رسوا می‌کند ما را . .‌. @dorde_dard
از بیابان عدم تا سر بازار وجود به تلاش کفنی آمده عریانی چند . . . @dorde_dard
مُردم ز رشک؛ چند ببینم که جام می لب بر لبت گذارد و قالب تهی کند . . . @dorde_dard
در روز وعده جان به خدا هم نمی‌دهم جانم تویی؛ چگونه تو را کَس به کَس دهد؟! پ.ن: الحق که حکیم برازنده‌ای بودن😄 حالا  اگر من چنین ادعایی می‌کردم، خدا جون خوب و مهربون همون لحظه منو تحویل حضرت عزراییل می‌داد تا بفهمم که مجبور به جبرم و بدونم من کی‌ام ‌اینجا کجاست . . . @dorde_dard
شعر پریشان مو‌به‌مو شرح شب‌ات می‌داد هذیانی از دلشوره را دست تب‌ات می‌داد آیینه‌ها آیین ناصافی نمی‌دانند در سینه‌ام آهی نشان از مذهب‌ات می‌داد . . . # فاطمه_مظفری @dorde_dard
⭕️ تاویل پذیری شعر حافظ هر هنر راستینی عمیق و چند وجهی و پذیرای تعبیر و تفسیرهای چندگانه و چند گونه است ( فی‌المثل مانند لبخند مجسمه مشهور بودا، و لبخند ژوکوند). در قدیم‌الایام به دیوان حافظ «لسان‌الغیب» لقب داده بودند که بعدها این صفت از شعر به شاعر تسرّی یافت و به خود او اطلاق گردید. بسیاری داستان‌های مدوّن یا هنوز نامدوّن هست از راست در آمدن‌ها و موافق نیّت افتادن‌های غزل حافظ یا بیتی از غزلش به هنگام فال گرفتن. مگر غزل مولانا یا سعدی یا سلمان در اوج نیست، چرا با آنها فال نگرفته‌اند؟ حافظ به واقع نه دارای کشف و کرامات و نه حتی مدعی آنها بوده، ولی نفَسِ صدق داشته است. غیب‌گو و غیب‌دان نبوده ولی به ژرفی و گستردگی زیسته است. گوشه‌های نزیسته را زیسته است. گوشه‌های پنهان مانده را که کمتر کسی توانسته است بزید زیسته و اندیشه کرده و به شعر در آورده. چنانکه پیشتر گفته شد شعر او آینه‌دار طلعت و طبیعت يک قوم است، زندگینامه‌ی جمعی ماست. همین است که عاشق و غریب و اسیر و دردمند و مهجور و آرزومند و مشتاق و منتظر و گبر و ترسا و مؤمن و آزاداندیش و عارف و عامی و مست و هشیار همه نقش خویشتن را در آئینه‌ی صافی شعر او باز می‌یابند. شعر حافظ بس تأویل‌پذیر است. باده‌های او را هم می‌توان به انگوری تفسیر کرد و هم به عرفانی. حتی بعضی شعرهای او که اینک و از بیرون عارفانه می‌نماید در اصل و با توجه به شأن نزولش در مدح امیر و امیرزاده‌ای بوده است (مثل : «ستاره‌ای بدرخشید و ماه مجلس شد» که آنهمه اشارات و تنبیهات عرفانی دارد ولی در اصل در مدح شاه شجاع است) طنزهای او را که به مقدساتی چون تسبیح و طیلسان و خرقه و سجاده و نماز و روزه و مسجد و خانقاه و مشایخ شهر و امام شهر کنایه می‌زند، هم می‌توان به عقیده‌مندی عمیق او به اصل شریعت و طریقت حمل کرد، و هم به بی‌اعتقادی یا سست‌عقیدگی او. همچنین بین عشق زمینی و انسانی و عشق آسمانی و عرفانی او فرق فارقی نیست. آری غزل‌های دیگران فی‌المثل غزل سنائی و انوری و عطار و عراقی و مولوی و سعدی اینهمه چند وجهی و تأویل‌پذیر نیست. @dorde_dard
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
روزى انورى از بازار بلخ مى‏ گذشت، هنگامه ‏اى دید، پیش رفت و سرى در میان کرد، مردى دید که قصاید انورى به نام خود مى ‏خواند و مردم او را تحسین مى ‏کردند. انورى پیش رفت و گفت: اى مرد این اشعار کیست که مى ‏خوانى؟ گفت: اشعار انورى انورى گفت: انورى را مى ‏شناسى؟ گفت: انورى منم. انورى بخندید و گفت: «شعر دزد» دیده بودم اما «شاعر دزد» ندیده بودم. @dorde_dard