#تربیت_فرزند
❌هرگز از هوش خوب فرزندمان نگوییم، از تلاش زیادش بگوییم. اگر از هوشش گفتیم، دیر یا زود، با هر شکست یا اشتباه، باور خود را به هوش بالایش و به حرفهای ما از دست خواهد داد.
✅ اما وقتی از تلاش زیادش گفتیم، اگر هم شکست یا اشتباه کرد، باورش را به خودش از دست نمیدهد؛ بلکه تصمیم میگیرد که بهتر و بیشتر تلاش کند. هر شکستی او را محکمتر و پرتلاشتر خواهد کرد.
👌ضمن اینکه به تدریج خواهد آموخت، که چیزی باعث افتخار است که برای آن زحمت کشیده باشد.
کانال«دوتا کافی نیست»
@dotakafinist1
#رهبر_انقلاب
❌ اسلام می خواهد اینها نباشد...
#جهیزیه برای دختر مایه عزت نیست. عزت دختر به #اخلاق او، به رفتار و شخصیت خود اوست. بعضی از خانوادههای عروس، خودشان را اذیت میکنند و به زحمت میاندازند و اگر پول هم ندارند به زور پول تهیه میکنند. اگر پول دارند زیادی خرج میکنند، برای اینکه یک جهیزیه پر زرق و برقی را مثلا در اختیار دخترشان بگذارند.
خانواده ها روی چشم و هم چشمی، جهیزیّه را برای خودشان یک معضل میکنند. بعد که این معضل را خودشان به یک نحوی تحمّل کردند، تازه نوبت دیگران است که رنج این معضل را ببرند. برای خاطر اینکه وقتی شما در جهیزیّه دخترتان این همه وسایل درست کردید، بعد کسانی که دیدند، تکلیف آنها چیست؟! این چشم و هم چشمیها آخر به کجا خواهد رسید؟! این همان مشکلاتی است که درست خواهد شد. اسلام میخواهد اینها نباشد.
«خطبه عقد ۷۳/۰۳/۱۶، ۷۷/۱۲/۲۸ »
#ازدواج_آسان
کانال«دوتا کافی نیست»
@dotakafinist1
#پیام_مخاطبین
سلام و وقت به خیر
لطفا از #تجربه_برگزیده ۶۸ بخواهید چگونگی احیای جسمی خودشان را در زایمان سزارین های پی در پی توضیح دهند.
و برنامه روزانه خود را تشریح کنند
که بفهمیم یک مادر با ۵ فرزند در طول روز چه کارهایی دارد؟!
🔹پاسخ در پست بعدی 👇👇
کانال«دوتا کافی نیست»
@dotakafinist1
#تجربه_من ۱۸۳
#چند_فرزندی
#برنامه_ریزی
#احیا_قوای_جسمانی
نکته ی مهمی که بعد از زایمان هام خیلی روش تکیه داشتم، یکی استفاده از گرمیجات، دوم دوری از غذاهای سرد و سوم هم بستن کمر و سر بعد از زایمانه که مادرم با اینکه کمتر پیشم بودند، اما خیلی روش تاکید داشتند.
درمورد غذا هم قبل زایمان چند کیلویی گوشت بره تهیه میکردم، تو بسته های یه نفری و روزی یک تا دوبسته اش رو می پختم😊 که واقعا تو بازیابی انرژی و بازسازی بخیه ها خیلی موثر بود.
غذاهای سرد مثل برنج و... هم تا حداقل ۲۰ روز استفاده نمیکردم. یه سری غذاهای محلی مثل کاچی و... هم خیلی تو تجدید قوا موثر بودند.
ارده شیره، بادام و عسل هم جزو برنامه غذاییم بود...
البته این نکته رو هم بگم که نباید فکر کنیم ما از لحاظ مالی خیلی بالا هستیم که این مواد رو به راحتی تهیه می کردم، بلکه چون شرایطم خاص بود( ۵ بار سزارین ظرف ۹ سال) و میدونستم که اگه الان از لحاظ غذایی به خودم نرسم، بعدها باید خرج دوا دکتر کنیم، لذا این مواد رو نوعی دارو حساب میکردیم که حتما باید تهیه بشه و براش هزینه می کردیم.
در مورد برنامه روزانه هم باید بگم، مادر ۵ تا بچه، بجز یه سری کارهای ضروری مثل پختن غذا و ساماندهی نسبی کارهای خونه، دیگه کاری بجز ۵ تا بچه اش نباید داشته باشه. اگه تصمیم گرفتیم چندتا بچه داشته باشیم، تو یه مقطع چند ساله باید واقعا با درس و کار خداحافظی کنیم. از طرف دیگه از فعالیت های غیرضروری هم باید بزنیم، مکالمه های تلفنی طولانی، رفتن به مهمونی های غیر ضروری، بازار گردی و... واقعا باید محدود بشن. البته منظورم این نیست که دیگه باید خودمون رو فراموش کنیم، بلکه من خیلی مقیدم تو هفته هر طور شده چند ساعتی رو برای خودم خالی کنم و کاری رو که دوست دارم مثل یه خرید کوتاه، رفتن به استخر، دیدن یکی از دوستام، خوندن کتاب انجام بدم. اما نکته مهم اینه که اولا من مادر باید زرنگ باشم تا از وقتم درست استفاده کنم، ثانیا این که بدونم درمقابل این بچه ها مسئولم و باید براشون وقت بذارم.
خود بنده شاید تا ظهر مشغول آشپزی و تمیزکاری و... باشم که تو این فرصت یا بچه ها خوابند و یا وقتی بیدار میشن با هم مشغولند ولی دیگه بعد از ظهر، بعد از یه استراحت کوتاه، برنامه ام طبق نیاز بچه هاست و باید با اونا باشم مثلا یا نقاشی بکشیم، یا کاردستی درست کنیم، تو بهار و تابستون که تقریبا هر روز پارک بریم.
و در مورد کارهای منزل و رفت و آمدها هم بگم، باید طوری برخورد کنیم که همه بدونند ما شرایطمون خاص تره و توقعات بیجا ازمون نداشته باشند. مثلا من قبلا که بچه هام کوچیکتر بودند، همسرم اصلا توقع نداشت وقتی میاد خونه، همه چی مرتب باشه، یا همیشه غذا حاضر باشه. ولی خب من خودم کلا رو بحث غذا حساسم😂 اونو آماده میکردم، میگفتم حالا خونه هم جمع نشد اشکالی نداره. اما الان خداروشکر بچه ها خودشون قبل از حضور پدر خونه رو خودجوش تمیز میکنند.
اما با توجه به شرایطم نمیشد که هر مهمونی برم یا مهمون زیاد بیاد برای ناهار و شام بمونه. چون واقعا اذیت میشدم، هرچند مهمونای راه دوری زیاد داشتیم و داریم ولی بنده خداها خودشون تو خونه ما همه کاره بودند، چون وضعیت رو درک میکردند...
کانال«دوتا کافی نیست»
@dotakafinist1
✅ ارائه #خدمات_رایگان به زوج های نابارور
🔷 مرکز فوق تخصصی درمان ناباروری و سقط مکرر #ابن_سینا که از مراکز پیشرفته ارائه کننده همه خدمات درمان ناباروری و سقط مکرر در کشور است، همزمان با #روز_ملی_جمعیت از ۲۸ اردیبهشت تا ۲ خرداد بخشی از خدمات خود را به صورت رایگان به #زوجهای_نابارور ارائه میکند.
👈 طبق اعلام روابط عمومی جهاد دانشگاهی، زوجهای ناباروری که تمایل به دریافت خدمات رایگان دارند میتوانند با شماره ۲۳۵۱۹ داخلی ۳۱۱ واحد روابط عمومی، تماس بگیرند.
🏨 مرکز درمان ناباروری ابن سینا در خیابان شریعتی، ابتدای خیابان یخچال، پلاک ۹۷ واقع است.
#فرزندآوری
کانال«دوتا کافی نیست»
@dotakafinist1
#استاد_قرائتی
❌یک تبلیغاتی کردند در مورد تنظیم خانواده و کنترل نسل، اولاد کمتر و زندگی بهتر، از بزرگان ما تا متوسطین ما تا کوچکترها، تبلیغات راه انداختند
📌و چند جلسه هم نزد من آمدند بعضی از اساتید دانشگاه و دانشجوها، که آقای قرائتی شما هم بگو در تلویزیون مردم بچهدار نشوند. دو تا بچه بس است. کنترل نسل و تنظیم خانواده.
✅ من دیدم قرآن یک آیه روشنی دارد و میگوید: یادتان نرود، «إِذْ كُنْتُمْ قَلِيلًا فَكَثَّرَكُمْ» ... یادتان نرود آمار شما کم بود، آمار شما را بالا بردم. یعنی آمار زیاد افتخار است. خدا منت میگذارد.
📌از طرفی هم آمار کم ناله دارد. یک دعا داریم آه میکشد از چه؟ از «فقد نبینا» میگوید: پیغمبر ما از دنیا رفت. «و غیبة ولینا» امام زمان هم که غایب است. «و کثرة عدونا» دشمن هم زیاد است. «و قلة عددنا» عدد ما کم است.
🔰یعنی عدد کم ناله دارد و عدد زیاد افتخار دارد. میگوید: یادتان نرود عدد شما کم بود، آمار را بالا بردیم. گفتیم: این آیه قرآن است. با این چه کنیم؟!
#فرزندآوری
کانال«دوتا کافی نیست»
@dotakafinist1
#تجربه_من ۱۸۴
#فرزندآوری
#رزاقیت_خداوند
اوایل سال 90 بود که مادرم قبول کرد اولین خواستگار به خونمون راه پیدا کنه... قبل از اون هر کسی که خواستگاری میکرد، مامانم میگفت هنوز زوده، جواب منفی رو میداد... اما این یکی با بقیه فرق داشت😌
خلاصه آخر سال 90 عروسی گرفتیم و رفتیم سر خونه خودمون... از همون اول منو همسرم، تصمیم داشتیم که زود بچه دار بشیم... وقتی هم که حضرت آقا فرمان دادن که دیگه ما بیشتر مصمم شدیم... هرجا میرفتم میگفتم خودم نصف جمعیت رو به عهده میگیرم😅
خدا رو شکر تو سن 20 سالگی اولین دخترم بدنیا اومد... رزقش هم با خودش آورد و ما خونه دار شدیم... تو شرایطی که اصلاااااا فکرشو هم نمیتونستم بکنم و فقط تو آرزوهام بود..😍
وقتی دختر اولم 1سال و 3ماهه بود فهمیدم باردارم!!! اونم خدا خواسته... درشرایطی که اصلا انتظارشو نداشتم.. من بچه میخواستم اما نه به این زودی.. اونشب خیلی ناراحت شدم و گریه کردم😭از اون طرف اما همسرم خیلی خوشحال بود و خداروشکر میکرد☺️
فرداش رفتم دکتر... موقع سونو بهم گفت که قلب بچه تشکیل نشده😱
پاهام شل شده بود و نمیدونستم باید چیکار کنم😭 تو دلم به خدا گفتم خدا جونم من که نمیخواستم خودت بهم دادیش.. حالا که دادی سالم باشه و سالم بمونه😢
خلاصه دو هفته بعد رفتم دوباره سونو دادم که گفتن خدا رو شکر قلبش میزنه😍
الحمدلله تو سن 22 سالگی دختر دومم سالم بدنیا اومد و باخودش رزقش رو که هیئت هفتگی خونمونه آورد😍
با همه سختیایی که داشت اما شیرینایی که وجود دوتا دخترام تو زندگیمون بوجود آورد، تصمیم گرفتیم که یه فرشته کوچولو دیگه داشته باشیم😍
دقیقا 1هفته مونده به اینکه پاسپورتمو برای اربعین بگیرم، فهمیدم باردارم☺️
برای اینکه خانواده هامون مخالفت نکنن به هیچکس نگفتیم و تو 2 ماهگی بارداریم رفتیم به سفر عشق🙂
تو راه که میرفتیم من بدون اینکه یادم باشه تو موکب شهرستان قائنات کلی شربت زعفرون غلیییییییظ خوردم🙈
و اون روز پیاده روی مون شروع شده بود.. تو یه موکب که برای استراحت رفتیم، احساس بدی داشتم ولی نمیدونستم که چه حالی دارم.. برای همین دخترامو دادم به مامانم و با همسرم رفتیم درمانگاه همون موکب. دکتر که داشت فشارمو میگرفت گفتم خانوم دکتر اینم بگم که من باردارم🙊یهو دکتر عصبانی شد و گفت بارداری؟؟😠 میدونی این فشار برای زن باردار یعنی چی؟؟؟ و خلاصه شروع کرد به سرزنش کردن😐اما ما که هدفمون از سفر چیز دیگه ای بود و همه رو سپرده بودیم به اهل بیت، انگار حرفاش رو نمیشنیدیم😅
دیگه از اونجا به بعد همه خانواده چون فهمیدن حال من بده پیاده روی کنسل شد و تا کربلا رو با ماشین رفتیم .
ورودی کربلا هم دوباره فشارم افتاد و کارم به دکتر کشید. همین که دکتر نبضم رو گرفت گفت، خانوم شما بارداری؟!
مامانم گفت:نه!! منم که دیگه دیدم نمیشه بیشتر از این پنهون کرد گفتم: بله🙈
چهره خانواده:😳
چهره من:☺️
با این اوصاف پدرم تصمیم گرفت که سامرا و کاظمین نریم و بعد از دوروزی که خونه دوستمون تو کربلا بودیم برگشتیم ایران..
خداروشکر تو سن 24 سالگی دختر سومم بدنیا اومد و با خودش رزقش رو که کار گسترده پدرش هست، آورد😍
الانم خیلی دوست داریم که چهارمین فرشته وارد زندگیمون بشه.. اما دکترم گفته صبر کن زمان بیشتری بگذره تا بتونیم بعد از سه سزارین، طبیعی بدنیا بیاریم😍
کانال«دوتا کافی نیست»
@dotakafinist1
✅ «دوتا کافی نیست» را در شبکه های اجتماعی مختلف دنبال کنید.
👈 «دوتا کافی نیست» کانالی برای دریافت اخبار مهم و نکات ناب، در زمینه #فرزندآوری، #خانواده و #جمعیت
🌺 همراه ما باشید:
👇 👇 👇
🔹سروش:
Sapp.ir/dotakafinist1
🔹ایتا:
eitaa.com/dotakafinist1
🔹بله:
ble.im/dotakafinist1
🔹تلگرام:
http://t.me/dotakafinist1