eitaa logo
دوتایی تا عرش ☁️🇮🇷
1.4هزار دنبال‌کننده
706 عکس
523 ویدیو
1 فایل
یه گوشه‌ی خودمونیه برای حال خوب 🤍 ما از آن‌هایی نیستیم که فقط زندگی کنند؛ آمده‌ایم تا از خاک عبور کنیم و به عرش برسیم. 🕊️ 👤 ادمین: @Dotayi_ta_arsh
مشاهده در ایتا
دانلود
4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اخراجی ها ورژن 1405 فقط آخری که اشک‌ تو چشماش جمع شد🥺✨
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من عاشق ایرانم 🥺 پاینده ایرانننن🌱
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
▪️بیعت متفاوت با خامنه‌ای جوان بیعت میکنیم ✨😍
میگه تو تهران دیدمشون تمام مدت اون پتو رو گرفته بود رو گوش همسرش تا گوش‌هاش یخ نزنه ؛ میتونست برای اون موتور ، سرما یا شاید ، شاید هزار تا مشکل‌ ‌دیگه تو زندگیشون غُر بزنه ، ولی خانم تصمیمش اینه که «حامی» باشه ؛ آقای موتوری من بهت حسودی کردم ؛ زندگی رو شما بُردی.🥺
مثل اینکه چند وقت پیش دیدم پسره موتور سواره دستاشو محکم رو گوش باباش گرفته بود✨🥺 میتونست دستشو بزاره تو جیبش که یخ نزنه اما...🌱
یه خاطرو طنز برامان تعریف کن ۰۰ میم کاف بگه بهتر تعریف می‌کنه حالا دیگه خودش میدونه از من بگه براتون با اتفاقایی که برا جفتمون باهم افتاده😂
خببب مثلا دیشب داشتیم دکور رو درست میکردیم بعد ما رو نیمکت ها نشسته بودیم بعد براداران جهادی 😂 داشتند به درخت کتاب فارسی این چیزا وصل می‌کردند بعد برای طبیعی شدن کتاب فارسی برادر اومد اینو یه کوچولو آتیش بزنه و زد و رفت دیگه کسی روی صحنه نبود که کتاب شروع کرد آتیش گرفتن یعنی واقعا باید تو اون موقیعت میبودید فرمانده واحد که خیلی ریلکس داشت دور میدون رو دور میزد تا برسه به صحنه😂 یکی دیگه از برادر ها کاملا حرفه ای از دیواره میدون پرید کاملا جنتلمنانه 😂بعد شروع کرد فوت کردن کتابببب😂😂😂 یعنی نمیدونید چقدر خندیدیم دوستشون هم از اون سمت کمک می‌کرد فوت می‌کرد آتیش هم هی گر میگرفت😂😂😂
دوتایی تا عرش ☁️🇮🇷
خببب مثلا دیشب داشتیم دکور رو درست میکردیم بعد ما رو نیمکت ها نشسته بودیم بعد براداران جهادی 😂 داشتن
منظورش آتیش آتییییشه اها اتییییش😂 بعد حالاا فرمانده واحد بعد ده دقیقه ریلکس راه رفتن بنده خدا رسید خیلی حرفیه‌ی خاموش کرد باز یکی از برادرااا اومد تکونش داد و فوت کرد دوباره اتیش گر گرفت 🗿 اصلاا یه وضعی و مایی داشتیم اینور از خنده میمیردیم😂😂😂