یه خاطرو طنز برامان تعریف کن
۰۰
میم کاف بگه بهتر تعریف میکنه حالا دیگه خودش میدونه از من بگه براتون با اتفاقایی که برا جفتمون باهم افتاده😂
خببب مثلا دیشب داشتیم دکور رو درست میکردیم بعد ما رو نیمکت ها نشسته بودیم بعد براداران جهادی 😂
داشتند به درخت کتاب فارسی این چیزا وصل میکردند بعد برای طبیعی شدن کتاب فارسی برادر اومد اینو یه کوچولو آتیش بزنه و زد و رفت دیگه کسی روی صحنه نبود که کتاب شروع کرد آتیش گرفتن یعنی واقعا باید تو اون موقیعت میبودید فرمانده واحد که خیلی ریلکس داشت دور میدون رو دور میزد تا برسه به صحنه😂 یکی دیگه از برادر ها کاملا حرفه ای از دیواره میدون پرید کاملا جنتلمنانه 😂بعد شروع کرد فوت کردن کتابببب😂😂😂
یعنی نمیدونید چقدر خندیدیم دوستشون هم از اون سمت کمک میکرد فوت میکرد آتیش هم هی گر میگرفت😂😂😂
دوتایی تا عرش ☁️🇮🇷
خببب مثلا دیشب داشتیم دکور رو درست میکردیم بعد ما رو نیمکت ها نشسته بودیم بعد براداران جهادی 😂 داشتن
منظورش آتیش آتییییشه اها اتییییش😂
بعد حالاا فرمانده واحد بعد ده دقیقه ریلکس راه رفتن بنده خدا رسید خیلی حرفیهی خاموش کرد
باز یکی از برادرااا اومد تکونش داد و فوت کرد دوباره اتیش گر گرفت 🗿
اصلاا یه وضعی و مایی داشتیم اینور از خنده میمیردیم😂😂😂
بِسْمِ رَبِّ الْـشُهَدٰا وَ الْـصِدّیقین
۰۰
وَ بِاسْمِ مَنْ يُحْيِي الْقُلُوبَ بِنُورِهِ 🌿
«دنیا رو سخت نگیریم، وقتی حواسمون به عشق و خدای توی قلبمون باشه، همهچی قشنگه. همین عکس، همین لحظه 📸»
#عاشقونه
دوتایی تا عرش ☁️🇮🇷
ولی حیف حیف #بابا_رضا
ولی چقدر خوب میشد الان حرمت بودیم آقا جانم خیلی خیلی نیازت دارم الان🙃💔