- آدم ِضعیفی نبود ؛ اما دیگه حوصلهی سختیها رو نداشت میل عجیبی به گریز پیدا کرد ، به ندیدن ، ندونستن ، رفتن برای همیشه .
-
به گلو بغض و به لب اشک و به آغوشم درد ، شانهای نیست ولی شکر که دیواری هست: ) .
180.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
- آنکه آن همه درد را دوام آورده ، من بودم .