هدایت شده از •مجهـولالنام | 𝐌𝐀𝐉𝐇𝐎𝐎𝐋•
یک دقیقه بیشتر با شعرِ من عاشق بمان امشب آغازِ زمستان است... یلدا را ببین#نمیدونم |
گاهی یه حرفهایی رو نمیشه زد؛
یه اشکایی رو نمیشه ریخت
مثل جایی که هوشنگ ابتهاج میگه:
سالها ناگفته ماند این شرح درد،سالها !
من دیگه قادر به ادامه دادن زندگی نیستم🤌😭
یکی بیاد به جای من زندگی کنه😔😂
*امتحانا شروع شده🌚
به احمقانه ترین حالت ِممکن ؛ دلتنگ ِکسی هستم که با او هیچ خیابانی را قدم نزدهام . . . ولی خیال ِبودن ِاو مدام در خاطرات من است !
- کسی سؤال میکند: به خاطرِ چه زندهای؟!
و من برایِ زندگی، تو را بهانه میکنم! :) .