eitaa logo
محمد فنایی اشکوری
1.8هزار دنبال‌کننده
352 عکس
281 ویدیو
101 فایل
به نام او سلام این فضا فرصتی است برای طرح مباحث و اندیشه های مبتلابه انسان معاصر در حوزه های فلسفه, عرفان, دین و مسایل اجتماعی با رویکرد عقلانی و معنوی. راه های ارتباط: @gmail.com" rel="nofollow" target="_blank">Fanaei.ir@gmail.com
مشاهده در ایتا
دانلود
نگاهی به سیره علمی استاد مصباح.mp3
13.63M
ویژگی های سلوک علمی استاد مصباح و نقش او در ارتقاء اندیشه اسلامی معاصر فنایی اشکوری 17/1099
در سوگ سه قهرمان این روزها ملت ایران در سوگ سه بزرگ نشسته اند و دشمنان خارجی و داخلی در سه شادی جشن گرفته اند: سالگرد شهادت سردار دلها سلیمانی، اربعین دانشمند شهید فخری زاده، و ارتحال اندیشمند فرزانه مصباح یزدی. این بزرگان سه ضلع یک مثلث و سه رکن رکین نظام اسلامی و مکمل یکدیگر هستند. رکن اعتقادی و ایداولوژیک، رکن علمی و تکنولوژیک، و رکن دفاعی و استراتژیک . استاد مصباح معلم و نظریه پرداز مبانی نظری و اعتقادی و مربی معنوی است؛ شهید فخری زاده پیشتاز در علم و فناوری است و سلیمانی بزرگ قهرمان میدان های حماسه و رویارویی سخت با دشمن است. این ارکان به هم مرتبط و متصل و به یکدیگر وابسته و مکمل یکدیگر هستند. اینها اساسی ترین عناصری است که یک جامعۀ پویا و پیشرو نقلابی به آن نیازمند است. آن استاد فرزانه، معرفت و معنویت تعلیم می دهد؛ آن دانشمند با الهام از آن معرفت و معنویت، دانش و ابزار تولید می کند؛ و آن قهرمان با استفاده از آن معرفت و دانش پنجه در پنجه اهریمن می اندازد و دست نحسش را قطع می کند. هر یک از جوانان عاشق کشور باید خود را برای ایفای نقش در یکی از این صحنه ها و نبرد در یکی از این جبهه ها آماده کنند. در جامعۀ انقلابی که اهداف الهی و عدالت خواهانه دارد و در برابر دشمنان ذلت تسلیم را نمی پذیرد، کار در هریک از این عرصه ها جهاد و سربازی و دفاع است. جهاد و شهادت در هر سه عرصه مطرح است. دشمن هم این حقیقت را خوب درک کرده است، از این رو بین آنها فرقی قائل نیست؛ هر سه را هدف کینه و ترور قرار می دهد و به خاک و خون می کشد. هرکسی را که مفید به حال ایران سربلند تشخیص دهد عزم کشتنش را می کند، چه رزمنده میدان رویارویی نظامی باشد، مانند چمران و همت و سلیمانی، چه دانشمند هسته ای و موشکی باشد مانند شهریاری و طهرانی مقدم و فخری زاده و چه متفکر و اندیشمند باشد، همچون مطهری و مفتح و بهشتی . اگر دستشان به ترور فیزیکی نرسد ترور شخصیت می کنند که بس دردناکتر و خسارت بارتر است و برای دشمن کم هزینه تر، مانند آنچه دشمن با آیت الله مصباح می کند، چنانکه در طول سالیان شاهد بوده ایم و این روزها از هنجره های شیطانی شبکه های ماهواره ای و فضای مجازی بدست ایادی استکبار شاهد هستیم. ما سوگوار این عزیزان هستیم و جا دارد از ماتم فقدانشان اشک خون بریزم، اما هرگز مجالی برای یأس و نومیدی نیست. هر یک از این سه قهرمان نماینده و پرچمدار یک لشکر نیرومند و عظیمند و این پرچم دست به دست می گردد و هرگز بر زمین نمی افتد. هر یک از اینان میراثی گرانقدر از خود بر جای گذاشته و شاگردان بسیاری را پرروش داده اند که این راه را با همت و قدرت ادامه خواهند داد. از این رو به دشمن هم باید گفت خیلی شادی و پایکوبی نکنید که هنوز هزار باده ناخورده در رک تاک است. @dreshkevari
ما و آن استاد سفرکرده کسانی که استاد فقید آیت الله مصباح رضوان الله تعالی علیه را می شناسند و با او به نحوی ارتباط داشته اند، چه ارتباط زنده و حضوری و چه از راه مطالعه آثار یا شنیدن سخنان ایشان، در چند دسته قرار می گیرند: بی طرفان، دوستان، منتقدان و دشمنان. الف. گروه بی نظر و بی طرف به نظر می آید جمع زیادی را دربر نگیرد، چون شخصیت و منش و اندیشه و سلوک استاد چنان بود که بعید است کسی با ایشان آشنا باشد، اما هیچ موضعی نسبت به ایشان نداشته باشد.   ب. دوستان و ارداتمندان: اغلب کسانی که با استاد حشر و نشر بیشتری داشته اند در این دسته قرار می گیرند و دسته های دیگر معمولا کسانی هستند که یا اساسا با ایشان حشر و نشری نداشته اند و یا ارتباطشان بسیار کم بوده است. این گروه طیف گسترده ای را در بر می گیرد، از همدوره ها و دوستان و شاگردان که از محضرش استفاده علمی و معنوی برده اند تا علاقمندان عامی که به نحوی از سخنرانی های عمومی و مواعظ و مواضعشان بهرمند بوده اند. از شاگردان و همفکران ایشان انتظار می رود که راه آن بزرگوار را در ابعاد مختلف ادامه دهند: در بعد علمی که فهم و عرضه اسلام اصیل به صورت عقلانی و کار آمد است؛ در بعد معنوی که خودسازی و بسط اخلاق و معنویت و دینداری در جامعه است؛ و در بعد سیاسی که حمایت و پشتیبانی از حق در هر جا بویژه در پیشبرد اهداف نظام اسلامی و دفاع از آن در برابر تهاجم دشمن است.  وظیفۀ دیگر دوستان و شاگردان استاد مصباح، معرفی شخصیت و اندیشه های ایشان و دفاع از ایشان در برابر شبهات و هجمه ها و تهمت های ناجوانمردانه است.   در اینجا لازم است به چند نکته توجه داشت: نخست در مواجهه با مخالفان و دشمنان استاد مصباح و ناجوانمردی های آنها نباید دست به مقابله به مثل زد و پا را از مرز اخلاق و منطق بیرون نهاد. اگر آنها نسبت به آن بزرگوار جسارت و بی ادبی می کنند ما نباید در مقام دفاع از او چنین کنیم. حق آن بزرگوار بر ما و ارادت ما به او هرگز مجوز شکستن مرزهای اخلاقی نیست، بلکه خلاف خواست آن استاد معنوی است. بدون افتادن در دام خشم و هیجان و با رعایت کامل منطق و اخلاق می توان پاسخ مخالفان را داد. دوم هرگز منتقدان استاد مصباح را با مخالفان و دشمنان او یکسان نگیریم، به شرحی که اشاره خواهد شد. سوم یادآوری این نکته برای گروه اندکی از عزیزان ارادتمند آن استاد فرزانه لازم است که سعی کنیم استاد را از راه  اندیشه ها و آثار نوشتاری و گفتاری و سیره عملی او بشناسیم و در همان چارچوب ایشان را معرفی کنیم. ما نسبت به حضرات معصومین هم نباید غلو کنیم، چه رسد به شاگردان مکتب آنها. از بکارگیری تعابیر غلو آمیز و یا حتی تعابیر حقی که ممکن است موجب سوء فهم یا سوء استفاده دشمنان و بیماردلان شود باید اجتناب کرد. آیت الله مصباح آن قدر کمالات علمی و عملی آشکار و محسوس دارد که هیچ نیازی به نقل کرامت ها و خواب های این و آن نیست. بیان این گونه مطالب با صرف نظر از صحت و سقمش، اگر به زیان نباشد قطعا سودی ندارد. بالاترین معرف استاد مصباح کارنامه درخشان علمی و عملی هشتاد ساله ایشان است. مطمئنا مخاطب با بصیرت این نوشتار هرگز آنچه گفتیم را به معنای انکار کرامت بندگان خالص و مخلص خدا یا تردید در آن تلقی نخواهد کرد.      ج. گروه منتقدان:  منتقدان کسانی هستند که اندیشه ها و مواضع استاد را منصفانه و عالمانه نقد و بررسی می کنند. منتقد ممکن است ارادتمند استاد باشد، یا پژوهشگر بی طرفی باشد که بدور از دوستی و دشمنی در مقام بررسی علمی دیدگاه های ایشان است و یا حتی ممکن است مخالف و دشمن ایشان باشد، و لی فعلا در مقام بحث علمی با رعایت اصول نقد علمی است. هرگز نباید منتقد به معنایی که گفتیم را با دشمن و مخالف یکی انگاشت. منتقد هر کسی باشد در مقام انتقاد محترم است و باید با او مواجهه علمی محترمانه داشت و کاری به نیت و انگیزه اش هم نداشت. ممکن است کسی به یک نظریه فلسفی استاد مصباح نقدی داشته باشد و بنده که شاگرد و مرید آن استاد هستم آن نقد را بپسندم و بپذیرم، چنانکه ممکن است در موردی اشکال را وارد ندانم و محترمانه آن را پاسخ دهم. مقتضای حقیقت جویی و سلوک علمی این است. خود استاد مصباح نقاد اندیشه بودند بطوری که نظریات محبوبترین استادش را نقد می کردند و نه تنها هرگز از نقد علمی آراء خودشان ناراحت نمی شدند، بلکه از نقد علمی استقبال می کردند. د. گروه دشمنان و مخالفان: از اینکه شخصیتی مثل آیت الله مصباح دشمنان بسیاری دارد نباید هرگز تعجب کرد. دشمنی واقعیتی است که وجود دارد و گریزی از آن نیست. نمی توان توقع داشت که کسی عمری از حق دفاع کند و با باطل بجنگد اما دشمن نداشته باشد. این محال است. آدم های بی خاصیت دشمن ندارند. انبیا و اولیا بدترین و بیشترین دشمنان را داشتند. گاهی چنان است که هرچه شخص بهتر و شایسته تر باشد دشمنان بیشتر و بدتری خواهد داشت. درباره امیر المؤمنین (ع
) گفتند: قتل فی المحراب لشدة عدله. مدتها او را بر منابر و در خطبه ها لعن می کردند. کار دشمن تهمت و هتاکی و فحاشی و تحریف و جعل و ترور فیزیکی و شخصیتی است. اقتضای طبیعتش این است و اگر جز این باشد جای تعجب دارد. باید افرزود که بیشتر دشمنی ها با استاد مصباح در واقع دشمنی با نظام اسلامی و رهبری است و کسانی که به آن استاد فرزانه هتاکی و جسارت می کنند در حقیقت عقده ها و کینه های خود را نسبت به انقلاب و رهبری اظهار می کنند، چرا که او از برجسته ترین مدافعان این نظام و رهبری و خار چشم دشمنان بود. هرکس که مدافع انقلاب باشد در هر سنگری که باشد هدف تیر غضب و غیظ دشمن است، چه سردار رشید سلیمانی باشد، چه دانشمند شهید فخری زاده باشد و چه حکیم فرزانه استاد مصباح. و ترور شخصیتی بسی ناجوانمردانه تر از ترور فیزیکی است و خسارتش برای انقلاب بیشتر است. دشمن گمان می کند که با بدنام کردن و ایجاد شبهه می تواند از نشر اندیشه ها و تأثیر کلام و جاذبۀ شخصیت او بکاهد. باید توجه داشت که دشمن غیر از منتقد است و تهمت و هتاکی و بی ادبی غیر از نقد است. بنابر این آنچه در این روزها در بوق های تبلیغاتی دشمن و در فضای مجازی علیه آن حکیم فرزانه گفته می شود هرگز از جنس نقد نیست. منتقد براساس منطق  و بطور مستند آراء و مواضع را نقد می کند. آن کس که هتاکی می کند و تهمت می زند و کلیپ های تبلیغاتی در فضای مجازی منتشر می کند منتقد نیست، دشمن است. منتقد در پی کشف حقیقت است، اما دشمن به دنبال عقده گشایی و نفرت انگیزی و انتقام گیری است. نقد علمی دشوار است و کار هرکسی نیست، اما بدگویی و هتاکی و هیاهو و شانتاژ و پروپاگاندا به راه انداختن بسیار آسان است. بعضی در این فنون استادند. آیت الله مصباح آثار متعدد در زمینه های گوناگون فلسفی، کلامی، قرآنی، سیاسی و اخلاقی دارند. صدها مقاله و پایان نامه در شرح و بسط اندیشه های ایشان نوشته شده است و  از اثرگذارترین متفکران معاصر در ایران است. مطالعه این آثار و بررسی و نقد آنها کار هرکس نیست، اما تهمت و ناسزاگویی و دشنام دادن و کاریکاتور کشیدن آسان است. نه نیازمند فکر است و نه نیازمند مطالعه؛ تنها چیزی که نیاز دارد خباثت و حماقت است که آنهم مؤنه ای ندارد. این گونه رفتارها کار متفکران و اندیشمندان نیست، کار اراذل و اوباش است. نقد اندیشه چیز دیگری است و نیازمند علم و معرفت و حکمت و ادب است. کسی که می خواهد نقد کند اول باید ادب نقد را بیاموزد بعد نقد کند.  وظیفه ما در قبال دشمنی ها روشنگری و رفع شبهه است، نه درگیر شدن با آنها و به سطح آنها تنزل یافتن و با زبان آنها سخن گفتن. بسیاری از کسانی که در صف مخالفان آن استاد فرزانه قرار گرفته اند قربانیان فریب و بمباران تبلیغات دشمن هستند. از این رو برخورد منطقی و اخلاقی ما در آگاهی بخشی به آنها می تواند اثرگذار باشد. و من الله التوفیق.    @dreshkevari
زندگینامه مختصر آیت الله مصباح یزدی آیت الله محمد تقی مصباح یزدی در سال‌ 1313شمسی در شهر باستانی و کویری یزد در خانوده ای مذهبی چشم به‌ جهان‌ گشود. وی در دوره ای که دانش آموز دبیرستان بود، وارد حوزۀ علمیۀ یزد شد. او به مدت چهارسال توانست مقدمات علوم اسلامی همچون ادبیات عربی و منطق را بیاموزد و با مقدمات فقه و اصول آشنا شود. در سال‌ 1330 برای ادامۀ تحصیل به همراه خانواده به نجف که مهمترین مرکز علوم اسلامی شیعی بود هجرت کردند، اما به جهت مشکلات مالی ناچارشدند پس از شش ماه به ایران بازگردند. وی برای ادامۀ تحصیل وارد حوزۀ علمیه قم شد و در مدرسۀ فیضیه حجره ای گرفت و نزد اساتید آنجا به آموزش متون اصلی فقه و اصول از جمله آثار شیخ مرتضی انصاری و آخوند خراسانی مشغول شد. پس از اتمام این دوره برای آموزش اجتهادی فقه و اصول در درس های آیت الله بروجردی، امام خمینی و آیت الله بهجت شرکت کرد و در بیست و پنج سالگی به اجتهاد در فقه نائل گردید. آیت الله مصباح تفسیر قرآن و فلسفۀ اسلامی را نزد علامه‌ سيد محمد حسين‌ طباطبايي آموخت و دستیار ایشان در نگارش کتاب بیست جلدی المیزان مهمترین تفسیر شیعی معاصر بود. وی تا پایان عمر علامه طباطبائی در کنار او بود و از او بهره می برد. مربی و استاد او در اخلاق و تهذیب نفس آیت الله بهجت بود که سالیان طولانی از محضرش استفاده کرد. آیت الله مصباح در حوزه های فلسفه، الاهیات، اخلاق و علوم انسانی تدریس و تحقیق داشته است. آثار فلسفی او در چند زمینه است: نخست شرح و تفسیر متون سنتی فلسفه، مانند الاهیات شفا اثر ابن سینا، الأسفار الأربعة اثر ملاصدرا و نهایة الحکمة از علامه طباطبائی. دوم تدوین نظام فلسفی خاص خود با نگارش کتاب آموزش فلسفه که در آن آراء فلسفی ویژه خود را طرح کرده است. بخش سوم از فعالیت فلسفی ایشان بررسی و نقد برخی از نحله های فلسفۀ غرب مانند مارکسیزم و پوزیتیویسم است. آیت الله مصباح الاهیات و عقاید اسلامی را بر اساس تفسیر قرآن به صورت نظام مندی در چند جلد تدوین کرد که در حوزه های علمیه در تدریس این موارد از آن آثار استفاده می شود. وی علاوه بر تدریس فلسفۀ اخلاق، یک دوره اخلاق اسلامی را بر اساس قرآن و روایات اسلامی تدوین و منتشر کرد. همچنین وی در علوم انسانی در موضوعاتی همچون، فلسفۀ علوم انسانی، سیاست، مدیریت و جامعه شناسی با رویکرد اسلامی دارای آثاری است. آیت الله مصباح از کسانی است که در تحول حوزه علمیۀ قم نقشی به سزا داشته است. او چند موسسه برای تحقیق در علوم انسانی با رویکردی اسلامی تأسیس کرد که مهمترین آن مؤسسۀ آموزشی و پژوهشی امام خمینی است که یکی از مراکز علمی اثرگذار در حوزۀ فکر اسلامی بویژه فلسفه و علوم انسانی است. از آیت الله مصباح بیش از یکصد اثر در حوزه های مختلف علوم و معارف اسلامی منتشر شده است که اغلب آنها تقریر درسهای ایشان به قلم شاگردانش می باشند. آیت الله مصباح پس از عمری مجاهدۀ علمی، معنوی و اجتماعی در زمستان 1399 هجری شمسی به لقاء الله پیوست و در حرم مطهر حضرت فاطمۀ معصومه (س) در کنار استادش حضرت آیت الله العظمی بهجت فومنی به خاک سپرده شد. روح بلندش مستغرق در بحر رحمت و رضوان الهی و نام و یادش برای همیشه در دلهای حق جویان عالم زنده باد. @dreshkevari
جایگاه آیت‌الله مصباح در اندیشه اسلامی معاصر روزنامه فرهیختگان: یکی از ویژگی‌های برجسته آیت‌الله مصباح، که در فلسفه و اندیشه دینی و فعالیت‌های علمی و آموزشی او برجسته است، این است که او علاوه‌بر رسوخ در علوم اسلامی، عالم به زمان است، به این معنا که با دانش، فرهنگ، نیازها و چالش‌های روزگارش آشناست.   به گزارش «فرهیختگان»، محمد فنایی‌اشکوری، استاد موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) طی یادداشتی در روزنامه «فرهیختگان» نوشت: بی‌شک آیت‌الله مصباح بر قله فلسفه اسلامی معاصر قرار دارد. درباره سیره و سیر فلسفی استاد مصباح در جایی دیگر سخن گفته‌ام. آنچه لازم است یادآوری شود این است که منظومه فکری و معرفتی استاد مصباح در فلسفه او خلاصه نمی‌شود. آیت‌الله مصباح از برجسته‌ترین اسلام‌شناسان معاصر است. رکن اصلی نظام معرفتی آیت‌الله مصباح را اندیشه دینی او تشکیل می‌دهد. او در طول عمر بابرکتش فعالیت‌های علمی و آموزشی عمیق و گسترده‌ای در حوزه معارف اسلامی از عقاید و اخلاق تا معنویت و اجتماعیات اسلامی داشته است. وی در این بخش نیز همچون فلسفه اهل تفکر، نقد، خلاقیت، نوآوری و نظریه‌پردازی بوده است. در این حوزه نیز او در تالیف، تدریس و ترویج معارف و تربیت جمع پرشماری از دانش‌پژوهان در رشته‌های مختلف معارف اسلامی توفیقات درخشان داشته است. تفسیر موضوعی قرآن و شرح بسیاری از احادیث و ادعیه و تدوین نظام‌مند عقاید و آموزه‌های اسلامی بخشی از مجاهدت‌های آن استاد فرزانه در این حوزه بوده است که جا دارد به تفصیل در باب آن سخن گفته شود. یکی از ویژگی‌های برجسته آیت‌الله مصباح، که در فلسفه و اندیشه دینی و فعالیت‌های علمی و آموزشی او برجسته است، این است که او علاوه‌بر رسوخ در علوم اسلامی، عالم به زمان است، به این معنا که با دانش، فرهنگ، نیازها و چالش‌های روزگارش آشناست. براین اساس است که او می‌تواند به پرسش‌های نو پاسخ دهد. این ویژگی است که نظام فکری او را هماهنگ با مقتضیات زمانه و پاسخگو به نیاز انسان مسلمان معاصر می‌سازد و او را قادر می‌سازد که منظومه معرفتی مناسب با زمان را طراحی کند. پیش از ایشان علامه طباطبایی، شهیدمرتضی مطهری و شهید سیدمحمدباقر صدر چنین مسیری را طی کردند. البته روشن است که عالم به زمان بودن امری نسبی است و دسترسی به علوم و اندیشه‌های جدید در حوزه‌های علمیه گذشته چندان آسان نبوده است. می‌توان گفت که این چهار متفکر و اسلام‌شناس ستون‌های اصلی اندیشه شیعی معاصر به شمار می‌روند. پایبندی به عقلانیت، رسوخ در سنت، زمان‌آگاهی و اندیشه نظام‌مند و ناظر به حیات انسان مسلمان امروز، ارکان اصلی منظومه فکری این چهار متفکر را تشکیل می‌دهد. افق‌هایی را که آن سه استاد گشودند و نهالی که آنها غرس و آبیاری کردند به دست استاد مصباح در مسیر شکوفایی و بالندگی قرار گرفت و امید می‌رود که با همت شاگردان و رهروان این بزرگان به ثمره و نتیجه نهایی که ظهور تمدن اسلامی متعالی است، منتهی شود. اینان عالمان نواندیشی هستند که با اعتقاد و التزام به منابع اصیل اسلامی، یعنی کتاب و سنت، و بدون تاثر از مدرنیته اما با آگاهی از فرهنگ عصر و توجه به مقتضیات زمان کوشیده‌اند منظومه معرفت دینی خود را بازسازی و عرضه کنند. این جریان متفاوت با جریان علمای سنتی است که با فرهنگ زمانه بیگانه است و به مقتضیات زمان توجهی ندارد و همچنین متفاوت است با جریان روشنفکران مسلمانی که با تاثر از مدرنیته و بدون التزام کامل به سنت می‌کوشند قرائتی از اسلام را ارائه دهند که مهم‌ترین دغدغه‌اش سازگاری با مدرنیسم است. غایت این اندیشه‌ورزی ظهور تمدن اسلامی است، تمدنی که پرچم آن را امام خمینی(ره) به دست گرفت و امروز در دستان حضرت آیت‌الله خامنه‌ای است. این دو بزرگ ضمن برخورداری از چنان منظومه فکری و معرفتی، از موهبت شخصیتی بی‌بدیلی برخوردارند که می‌توانند اندیشه اسلامی را از ساحت نظر به صحنه عینی اجتماع آورده، گام‌های بلندی در نیل به ارزش‌ها و آرمان‌های اسلامی بردارند.  @dreshkevari
سخنرانی مجازی محمد فنایی اشکوری در بنیاد ابن سینا مسکو درباره اندیشه های عرفانی آیت الله مصباح یزدی 15/11/99 https://clck.ru/T8i6H