یک سالن نه چندان مرتب
با پرده های نه چندان تمیز که اتاق را به چند بخش تقسیم کرده بود.
در هر پارتیشن دو تخت بود و یک دستگاه تحریک الکتریکی برای استفاده مشترک.
فضا در مقایسه با فضای درمانی ایران و مطب ها از نظر بهداشت قابل مقایسه نبود.
ما در سکوت همراه مترجم و دانشجوی پزشکی فقط تخت به تخت ، دنبال استاد میرفتیم و سعی میکردیم نکات عملی و نحوه انجام تکنیک ها را بیاموزیم.
سه ساعت کامل ایستاده بودیم و در گرمای بسیار عرق ریختیم و امکانات پذیرایی و حتی آب نبود.
(علت گرمای محیط اینکه همه بیماران به دلیل انجام طب سوزنی پوشش بدنشان کم هست.)
در نهایت بعد از مطرح کردن از طرف خودمان، با نفری یک بطری آب گرم از ما پذیرایی کردند.
بعد از اتمام بیماران بخش ، سریعا ا ز بیمارستان خارج شدیم و به سمت یکی از ساختمان های طب سوزنی پکن راه افتادیم برای مختصری استراحت و نماز و ناهار.
و سپس کلاس آموزشی توسط پروفسور هو با مبحث چاقی.
ذکر نکات مشقت و مرارت و کاستی های امروز نه از بابت شکایت بود بلکه برای خودم درس و تجربه بزرگ و ارزشمندی بود.
که اغلب ما در ایران درگیر حواشی و .. میشویم و اصل علم و تلاشمان کمرنگ تر میشود.
حال آنکه امروز ما دیدیم که چقدر امکانات و حواشی و... برای آن استاد تمام و دانشجویان و همکارانش کم اهمیت بود و تمام مدت و بدون وقفه در همان گرمایی که ما شاکی بودیم مشغول درمان بودند.
خیلی امروز برایم تجربه خوبی بود و با همه خستگی اش ، به جهت غنای مطالب و آموزش عملی حال خوشی داشتم و احساس رضایت میکردم.
۲ مرداد
https://eitaa.com/dr_delshad
خلاصه بعد از اتمام کلاس ،همگی راهی یکی از بازارهای پکن شدیم و با دیدن اجناس سنتی وخرده خریدهایی به عنوان سوغات برای بچه ها ، انرژی دوباره ای به جان خسته ما برگشت😊
https://eitaa.com/dr_delshad
سلام و نور
بعد از نماز صبح دیگه خوابم نمیبره...با وجودیکه در شبانه روز گذشته کمتر از ۳ ساعت خوابیدم😊
ترجیح دادم برم پیاده روی اطراف هتل....
ساعت ۵ و نیم صبح
دمای هوا ۳۰ درجه
رطوبت بالا
با من همراه باشین ....
508.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در این ساعت از روز در حال باد زدن