eitaa logo
تدابیر طب ایرانی و مکمل
2.4هزار دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
354 ویدیو
16 فایل
دکتر الهه دلشاد/پزشک/ متخصص طب سنتی ایرانی و مکمل فارغ التحصیل از دانشگاه علوم پزشکی مشهد ارتباط با من: @edelshad حدفاصل چهارراه دکترا و میدان بیمارستان امام رضا. انتهای ابن سینا ۵ رزرو نوبت: ۰۵۱۳۸۵۳۰۹۱۱_۰۹۳۸۱۶۶۵۶۴۷
مشاهده در ایتا
دانلود
حرکت به سوی عرفات... اللّٰهُمَّ إِنِّى أَرْغَبُ إِلَیْکَ وَأَشْهَدُ بِالرُّبُوبِیَّةِ لَکَ مُقِرّاً بِأَنَّکَ رَبِّى، وَأَنَّ إِلَیْکَ مَرَدِّى، ابْتَدَأْتَنِى بِنِعْمَتِکَ قَبْلَ أَنْ أَکُونَ شَیْئاً مَذْکُوراً، وَخَلَقْتَنِى مِنَ التُّرابِ، ثُمَّ أَسْکَنْتَنِى الْأَصْلابَ آمِناً لِرَیْبِ الْمَنُونِ، وَاخْتِلافِ الدُّهُورِ وَالسِّنِینَ؛ خدایا، به‌سوی تو اشتیاق دارم و به پروردگاری تو گواهی می‌دهم، اقرار کننده‌ام که تو پروردگار منی و بازگشت من به‌سوی تو است، وجودم را با نعمتت آغاز کردی پیش از آنکه موجودی قابل ذکر باشم و مرا از خاک پدید آوردی، سپس در میان صلب‌ها جایم دادی، درحالی‌که از حوادث زمانه و رفت‌وآمد روزگار و سال‌ها ایمنی بخشیدی؛
یا رب البیت الحرام سفرنامه حج ۱۵ شب عرفه. سرزمین عرفات نمیدانم چه بنویسم از چه بنویسم که این حجم از عظمت را نمی‌توان در قالب کلمات جا داد. عظمت زمان در عظمت مکان.... قابل وصف نیست. یعنی با فکر کوته و زبان الکن من نیست. عرفه تا همیشه تاریخ جز در قالب کلمات حسین علیه السلام وصف نخواهد شد.
یا رب البیت الحرام سفرنامه حج ۱۶ منزل به منزل می‌رویم... به همین سرعت تمام می‌شود.... دیشب از مسجد الحرام به شوق عرفات و شب عرفه در عرفات شب زنده داری خیمه های عرفات جبل الرحمه ذکر و دعا مناجات امام حسین اشتیاق دیدار امیر الحاج نیت وقوف نماز عرفه زیر آسمان عرفات و دعای عرفه در سرزمین عرفات.... یک آرزوی دیرین چیزی که همیشه از صفحه تلویزیون دیده بودیم. و یا درخاطرات شنیده بودیم. هنوز هم باورمان نمیشود این ما بودیم در این سرزمین؟؟ و حال دوباره بستن کوله بار و راهی شدن... وقوف در عرفات تمام شد باید بروی ولی امیدداریم که عرفه در ما تازه شروع شده باشد. فرصت گذشت.... به سوی مشعر و وقوف بانوان به اندازه قدمی... و بعد راهی شدن برای رمی جمره عقبی.... و باز از انجا راهی منا شدن.... و بیتوته کردن ماندن برای دو تا سه روز...
غروب عرفه😔 و یکی یکی رفتن کاروان ها
یا رب البیت الحرام سفرنامه حج ۱۷ عید قربان دیشب برای رمی جمره عقبی رفتیم. در چادرهای منا مستقر شدیم و سریع به سمت جمرات پیاده راه افتادیم. از تصوری که داشتیم سخت تر بود. لعنت بر شیطان..‌ راه دور و جمرات شلوغ مسن های کاروان واقعا اذیت شدن. منکه به حالشان حسرت میخورم چه انگیزه و توان و امیدی آدم کیف می‌کند. .... خداروشکر انجام شد. به چادرها برگشتیم. بسیار کوچک و گرم سهم هرکس از جا عرض در نصف طول. یعنی حتی کمتر از جای قبر. ولی انگار شیطان پس از ان همه سنگ پرانی به سمتش باز هم ولمان نمی‌کند. گاهی میشنوی اعتراض به جا به گرما .... لعنت بر شیطان... همه چیز این سرزمین تلنگر است. صبح شد.... قربانی انجام شد. تقصیر کردیم.... و به قولی حاجی شدیم. ان شالله بشود که حاجی بمانیم.... عید قربان مبارک