پیام جانسوز یکی از دوستان:
امشب تو مسجد محل ما روضه بعد از نماز این بود:
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی از نهضت خمینی محافظت بفرما
خامنهای رهبر...
همه زدند زیر گریه...
دیشب حالم بسیار خراب بود، به چند مسجد و پایگاه سر زدم تا خدا قوت بگم،
دلم میخواست بلند بلند گریه کنم.
رفتم سراغ رفقای قدیمی ام که با هم بزرگ شدیم،
مهدی قمی موکب داره به اسم عمارت نرجس خاتون، شهردار منطقه ۱۱ تهرانه که بیت امام شهید مان آنجاست.
اولین کسانی بودن که بعد از موشک باران بیت آقا، رسیدن اونجا برای کمک.
چیزهایی دیده بود ، گریه امان اش رو نمیداد، رفیق همیشه شوخ و خندان ما.
حسابی گریه کردیم.
حمید علیمی مداح لطف کرد و آمد روضه ای خوبی خواند و ما همه در حال دیگری بودیم.
آخر روضه آمد دعا کند، طبق عادت برای سلامتی آقا دعا خواست بکنه، که ضجه کل جمع بلند شد و دوباره مفصل تر همه گریان شدن.
کی باور میکنه تو شهری نفس میکشم که دیگه آقا نداره، سال ها با افتخار میگفتم نفس ما با نفس آقا مخلوطه.
دنیای بدون آقا چقدر تلخ و غمگینه
مخصوصا برای ما که فرصت عزاداری نداریم و تو دل جنگ فقط باید به حفظ میراث آقا که انقلاب هست باشیم.
عزاداری بماند بعد پیروزی
17.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 فرزندان را در این روزها همراهی کنید
+ هادی زینلی، کارشناس تعلیم و تربیت
#نوجوانان #خانواده #کشور_دوست
https://eitaa.com/dr_hadizeinali
13.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 دو تکنیک برای کاهش اضطراب
+ هادی زینلی، کارشناس تعلیم و تربیت
#نوجوانان #خانواده #کشور_دوست
https://eitaa.com/dr_hadizeinali
*◼️ رهبران جمهوری اسلامی ایران*
*▪️سیّد روح الله مصطفوی خمینی*
🔻تولد: مهر ماه ۱۲۸۱
🔻وفات: خرداد ماه ۱۳۶۸
🔹*سن: ۸۶ سال و ۸ ماه*
*▪️سیّد علی حسینی خامنه ای*
🔻تولد: تیر ماه ۱۳۱۸
🔻شهادت: اسفند ماه ۱۴۰۴
🔹*سن : ۸۶ سال و ۸ ماه*
الان بهشت زهرا (س) بودم ، معلم فارسی پسرم شهید شده بود.
محمد حسین کلاس سوم هست.
دو روزه کلا گریه میکنه و هی تو گروه مدرسه پیام میزاره.
اصرار داره عکس معلم شهید اش رو برم روی تخته شاسی چاپ کنم.
هر بار بهش گفتم بیا بغلم تا بلکه آروم بشه ، کلی گریه کرده.
ازم دیشب میپرسید، بابا این بده که من برای آقا یوسفی معلم فارسی امون بیشتر دلم تنگ شده تا آقای خامنه ای؟
من که کمی از سوال اش جا خورده بودم، بل کمی تامل گفتم نه باباجون، خوب تو آقا یوسفی رو بیشتر از آقا خامنه ای میشناختی.
شما فرصت نکردید با ایشون بیشتر آشنا بشید.
تو دلم گفتم این قصه خیلی از مردم این شهره. نمیشناختند، و از رسانه های مشکوک غربی بیشتر شنیده بودن .
چه حیفه سهراب هایی که رستم زمانه رو نشناختن.
و من چرا گریه نکنم که سال هاست با معلمی تو بزرگ شدم آقای شهیدم.
دقایقی دیگر شبکه دو مهمان خانه های شما هستم،
حدود ساعت ۱۹.۱۵
دیشب مثل شب های گذشته با خانواده رفتیم میدان تهرانی مقدم👇
به خاطر بچه ها که دوستای مدرسه اشون هم بیشتر میان اونجا تا هم رو ببینن.
خیلی شلوغ بود، از شب های قبل جمعیت بیشتر بود.
هر شب کل حواسم از شدت غم به مداحی ها و شعار ها بود و با چشم تر جواب میدادم.
اما دیشب به جهت کاری دنبال یه سوژه خاص بودم برای گفتگو، برای همین حواسم به مراسم نبود.
برای همین کل توجه ام به صورت و حس و حال آدم ها بود، سه چهار بار کل میدان رو چرخیدم و به چهره ها دقت کردم.🥲
انگار تازه متوجه شدم هر شب کلی آدم با حال و هوای خاص دورم بوده، جالب بود.
همه مثل خودم گریان، همه مثل خودم داغدار، همه مثل خودم یتیم.
همه پر شور شعار میدادن ، حتی وقتی برق قطع شد، بدون میکروفون ۱۵ دقیقه الله اکبر گفتن بدون خسته شدن.✌️
انگار دوباره همه یک خانواده شدیم، همه شبیه هم،👨👩👧👦
شاید سرش این بود که آقای شهیدمان پدر همه ما بودن با هر سلیقه ای، و الان همه یتیم شدیم.💌
آقا پدر همه امون بودن و الان همه فرزند شهیدیم
💔🥀
سلام مادر ایران
همسر رهبر عزیز ما:
حاجیه خانم منصوره خجسته باقرزاده
راستی با این موقعیت و محدودیت های زندگی با آقا، اصلا توانسته بودید حج مشرف شوید؟
عمره چطور؟
کربلا که دیگر رفته بودید؟ یا نه؟!
ما خودمان حواسمان نبود اما در این سالها خیلی به شما زحمت دادیم؛
نه یه زندگی عادی کردید
نه یک سفر خانوادگی عادی با همسرتان رفتید
نه بچه هایتان را توانستید جاهایی ببرید که خیلی از مادرها به راحتی می بردند.
حتما بزرگ کردن ۶تا بچه آن هم در زندگی با همسری پر مشغله و حساس به ساده زیستی، خیلی برایتان پر مشقت بوده.
خداقوت
از شما چه پنهان؛ من همیشه فکر می کردم که این تمیزی و آراستگی
این لبخندها و مهربانی ها
و این مجاهدت های بی وقفه ی آقا بدون خم به ابرو آوردن، برای این است که در خانه،همسری دارد رفیق و همراه، فهمیده و دانا و صبور
بعدها که موفقیت های فرزندان تان را دیدم
و این تعریف آقا را که فرموده بود در بعضی از موارد، شما مشوق و حرکت دهنده ی ایشان هستید، مطمئن شدم که همینطور است.
خیلی دوست داشتم ببینم تان
ولو یک عکس
اما از شما هیچ اثری هیچ جا نبود.💔
میدانید مادرجان
من سالها به این که رهبرم کسی را دوست دارد و با او هم سر است، افتخار کرده ام.
حالا که میبینم این همسری و محبت میان شما تا جایی بود که حتی آقا تا بهشت هم شما را همراه خود برد ،بیشتر به شما افتحار می کنم.
می شود سلام و دلتنگی ما را به اقا برسانی؟😭
و سرنوشتی و عاقبتی مثل خودت را برای ما بخواهی؟😭
ما خستگی ها، رنج ها و فداکاری های پنهان شما در راه اعتلای این انقلاب و کشور را فراموش نخواهیم کرد.
شما هم در بهشت در کنار آقا و فرزندان و نوه هایتان، ما فرزندان معنوی خود را از دعای خیر فراموش نکنید.✨
بیاد مادر ایران: شهیده منصوره خجسته باقرزاده، همسر رهبر عزیز شهیدمان