هدایت شده از انباری کوچک اژدها سواران
📪 پیام جدید
میفهمم اون بچه اژدهای بزرگه و تیکه های پازل جمع میشن: امپراتوری اژدهای بزرگ رو بدست اورده و رومن اونو دزدیده!خدای من...باید چیکار کنم؟ درسته زنده است،ولی لب مرگه! میرم جلو ولی بهش دست نمیزنم...دست زدن به اژدها چه حسی داره؟نمیدونم...پس از کمی تامل بهش دست میزنم...نمیدانم آیا میتوانید تصور کنید که به دست نوازترین و البته سخت ترین چیز دنیا دست میزنید...بله همین حس را داشتم... تا دستم را برمیدارم اژدها چشمانش را باز میکند...آبی بیکرانی را میبینم ... و دمش رو میبینم...علامت قبیله خودم رو به همراه شماره ام میبینم(منظورش از عدد اینه که تو امپراتوری آدما به جای اسم یه عدد دارن) و او دیگر اژدهای من است...
#کتابفروش
#دایگو
هدایت شده از انباری کوچک اژدها سواران
اژدها سواران کتابخوان🏴
📪 پیام جدید میفهمم اون بچه اژدهای بزرگه و تیکه های پازل جمع میشن: امپراتوری اژدهای بزرگ رو بدست اور
داستان عجیبی بود.. اولاش این شکلی بودم که هان؟… چرا نمیفهمم ولی آخرش فهمیدم چی به چیه😔😂
از رفتارش چیزی نمیگی؟ ممکنه که ولت کنه؟ یا خیلی به هم نزدیکین؟