هدایت شده از انباری کوچک اژدها سواران
📪 پیام جدید
6-
به انجا که رسیدم متوجه شدم اسمی برای این موجود سیاه رنگ با نفس های یخی انتخاب نکرده ام
اسمش را آدرالک گذاشتم آدرا به معنی سرما و طوفان + بلک به معنای سیاه
آدرالک همه چیز می خورد و هر روز تقریبا دو برابر می شد بطوریکه بعد از دو هفته هم قد من شد و داشتم فکر می کردم به فکر جای دیگری برای ماندن باشم کا خداروشکر رشدش با قدی حدود سه متر متوقف شد
اوایل نمی توانست نفس هایش را کنترل کند و باعث شد همه درختان حیاط یخ بزنند و من هم مجبور شوم با لباس زمستانی نزدیکش شوم اما با بزرگ شدنش دیگر نفس های یخینش را به سمت من نمی فرستاد
او بعد از هفته اول هم پرواز کردن را یاد گرفت و وقتی بزرگتر شد نصفه شب ها من را با پنجه هایش می گرفت و با هم به سواری میرفتیم
#کارا
#دایگو
هدایت شده از انباری کوچک اژدها سواران
📪 پیام جدید
7-
فته رفته به اخلاقش هم اشنا شده بودم معمولا نسبت به اطرافش بیخیال بود و توجه کمی نشان می داد وقتی از رفتارم دلخور می شد کلافگی اش را با فرستادن باد نه چندان سردی به سویم که موهای کوتاهم را به هم می ریخت نشان می داد و علاقه زیادی به پرواز کردن داشت وقتی هم از چیزی خوشحال می شد بال های بزرگش را به هم می زد و عصبانیتش را هم از تیره تر شدن رنگ ابی چشمانش می فهمیدم.
#کارا
#دایگو
هدایت شده از انباری کوچک اژدها سواران
📪 پیام جدید
۸-یک شب ادرالک برای پرواز کردن رفته بود و من هم داشتم به کیسه مواد غذایی اندازه ده نفر از شهر بر می گشتم متوجه شدم خانه اتش گرفته است. سریع با اتش نشانی تماس گرفتم اما شهر خیلی دور بود و کم کمش یست دقیقه طول می کشید تا برسند و تا ان موقع همه چیز می سوخت. همانطور سراسیمه و نگران در صد متری خانه داشتم قدم میزدم که از اسمان صدای بالهای ادرالک را شنیدم
منتظر بودم فرود بیاید که ناگهان جریان هوای بسیار سردی بر خانه فرو امد و باعث شد اتش خاموش شود. ادرالک خانه مان را نجات داده بود و مثل این میمانست که من مزد زحماتم بای بزرگ کردنش را گرفته باشم.
#کارا
#دایگو
اژدها سواران کتابخوان🏴
📪 پیام جدید ۸-یک شب ادرالک برای پرواز کردن رفته بود و من هم داشتم به کیسه مواد غذایی اندازه ده نفر
وای خیلی قشنگ بودددد خیلی جزئیاتش کامل بودددد
ایدشم خیلی خوب بود😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭✨✨✨✨✨✨