eitaa logo
اژدها سواران کتابخوان🏴
375 دنبال‌کننده
7هزار عکس
558 ویدیو
115 فایل
https://daigo.ir/secret/5952857640 اگه دایگو براتون نیاورد: https://harfeto.timefriend.net/17498898695442 پیامای ناشناس اینجا قرار میگیره : (برید توی بیوی انباری ابزارک هست فقط اونجا پیام بدین-) @anbaryyy_e
مشاهده در ایتا
دانلود
📪 پیام جدید چند قدم اومد جلوتر و منم خودمو محکم به سنگ کنارم چسبوندم، یهو بال‌هاشو بازکرد و گفت:" من می‌خواستم مطمئن شم تو همون پرنسسی هستی که چند ماه پیش توی زندان یواشکی واسه اژدها ها گوشت می آورد یا نه، ولی خب الان مطمئن شدم، پس تا موقعی ک دوباره ببینمت.." وسط حرفش پریدن و گفتم:" تو منو میشناسی؟ هِی واقعا فکر کردی ميزارم به خمین راحتی بری؟ درحالی ک چیزیو میدونی ک نباید؟ " بهم نزدیک تر شد به حدی ک فقط چند سانتی متر با صورتش فاصله داشتم و گفت:" پس میخوای منو توی بِردیر نگه داری؟ میدونی که این یعنی..؟" دستمو روی صورتش P⁴
📪 پیام جدید گذاشتم و گفتم"تیلیوماچو توکوت را_اِبِن واهه مالکوماترو، من تورو اهلی میکنم جِثدیب!" چشماشو بست و گفت:" این یه کلک قدیمی بود نه؟ باید از اولش فکرشو میکردم.." گفتم:" هر دومون میدونیم تو دیگه اژدهای من شدی، و اون ورد ذهنت رو مثل تلپاتی به من وصل میکنه، حالا باید بریم پیش مایلا(جادوگر خانوم قصه‌مون ک دوساعته منتظره من برن پیشش🌝🧙🏾‍♀) تا بهت یه کَحزِم بده( یه چیزی تو مایه های یه جا واسه زندگی کردن:) و حالا بعد ۱۰۰۰ سال برین سراغ سوال بعدی🐣 P⁵
📪 پیام جدید ●اولین بار کجا همو دیدیم؟ توی زندان، البته من کامل نتونسته بودم ببینمش چون توی زندانه روی صورتشون یه جور ماسک میزارن تا نتونن آتیش بزنن همه جارو ولی من یواشکی می‌رفتم اونجا و واسشون گوشت گاو می‌بردم چون غذایی ک بهشون میدن سبزیجاته تا خیلی قوی نشن ولی اونا بعد چند وقت میمردن، چون سبزیجات عصب های آتیشیشونو ضعیف می‌کرد و این تغییر روی کل بدنشون تاثیر میزاشت..😶 ●ویژگی های شخصیتی اژدهام؟ اژدهام خیلی شوخه به حدی ک یه بار وقتی داشتن یادش میدادم آتیشش P⁶
📪 پیام جدید آتیشش رو به بالا و ن رو به پایی فوت کنه، منو با دمش پرت کرد تو رودخونه البته دوباره آوردم بیرون ولی بهش ی درس درست و حسابی دادم و مجبورش کردم ۱۰ روز رو تنها با جادوگر خانوم تمرین کنه بدون من و اینجوری شد ک کلا افسردگی گرفت .. یکی دیگست اینه ک خیلی با من مهربونه ولی با بقیه؟ اصلا! یه بار جادوگر خانوم رو توی کلبَش حبس کرده بود و تا دوروز اونجا بود چون بهش گفته بود نمیتونه اهلیِ من شه..اره داشم روم حساسه‌:) P⁷
📪 پیام جدید ●(نژادش چیه ؟) مافاحِثر ، نوعی ک خیلی کمیابه .. ●یه ماجرای باحال که وقتی با هم بودیم برامون اتفاق افتاده!؟ اینو هم فکنم توی همه جوابا به صورت تیکه تیکه خلاصه‌هایی گفتم.. ●چجوری اژدهامو رام کردم؟ زدم تو گوشش رام شد..شوخی میکنم من ورد رو خوندم رام شد ●اژدهام رو توصیف کنم: رنگش آبیه نیمه شبه..چشماش هم سیاه رویاله ، بالهاش اونجا ک لا نیشه یه چنگگ داره نمیدونم متوجه میشین یا ن؟ بعد دست و پاهاش ناخونای بلندی داره، شاخ داره سیاه رنگ ، کل بدنشون زیر فلساش تیغ داره ک موقع خطر و اینا پرتاب می‌کنه ، آتیشش هم آبیه و بنفش💘 P⁸
📪 پیام جدید ●توانایی های اژدهام؟ میتونه تیغ پرت کنه ، آتیشش بعضی وقتا ک خیلی عصبی میشه آبی و بنفشه جوری ک انگار جادو میشین..تلپاتی هم هست، بعد چند وقت به کمک جادوگر خانوم میتونه به شکل انسان دربیاد ولی شاخاش و بالهاش باقی میمونن چون تمرکز کافی نداره.. و اینکه قدرتش خیلییی زیاده به حدی ک ی بار وقتی داشتیم توی جنگل راه میرفتیم ۱۴۴ تا درخت کاج رو کند فردا روزش پادشاه ک بابام باشه وقتی داشت از پنجره‌ی قلعه بیرون دروازه ها رو نگا می‌کرد گفت چرا اونجا خالیه؟! اینان منم👈🏼 (🤫🥱) P⁹
📪 پیام جدید خب فکر کنم بلند بالاترین قصه رو جایزشو من ببرم، و جالبش اینجا بود ک همه‌ی سناریو ها و اسما در لحظه ب ذهنم رسید، درکل اگه سوالی واستون میش آوند ک خب البته فکر نکنم،..بپرسین من در خدمت اژدها سواران هستم..صبر کنین اسمشو گفتم درسته؟ اخه یادم رفت چون در لحظه ب ذهنم رسيده بود .. لطف میکنین بگین اسمشو واقعا الان از توی نوشته هام پیدا نمییشههههه😭😭😭 P¹⁰
اژدها سواران کتابخوان🏴
📪 پیام جدید خب فکر کنم بلند بالاترین قصه رو جایزشو من ببرم، و جالبش اینجا بود ک همه‌ی سناریو ها و ا
حقیقتا خلاقیتت عالی بود😭✨✨✨ وردا و اسم ها رو از خودت در آوردی یا مال کتابی چیزیه؟ خیلی جالب بود😭✨ آره اسمشو نگفتی..