هدایت شده از انباری کوچک اژدها سواران
📪 پیام جدید
https://eitaa.com/dragonbook/10769
بچه ها اینا رو گفتین یاد ی چیزی افتادم، ی داستان بگم مغزتون دیگه نتونه پردازش کنه؟
#درونگرا
#دایگو
هدایت شده از انباری کوچک اژدها سواران
اژدها سواران کتابخوان🏴
📪 پیام جدید https://eitaa.com/dragonbook/10771 اینم خوبه هاااا #سباستینمککویین #دایگو
من همیشه پیشنهاد های خوب مید-
آره قشنگ میشه😭😂✨
هدایت شده از انباری کوچک اژدها سواران
هدایت شده از انباری کوچک اژدها سواران
📪 پیام جدید
https://eitaa.com/dragonbook/10773
باشه فقط ببینین زیاده پارت پارت میزارم..
#درونگرا
#دایگو
هدایت شده از انباری کوچک اژدها سواران
📪 پیام جدید
https://eitaa.com/dragonbook/10775
درسته عزیزم .
خب چیکار کنم سربازه رو خیانت کار کنم ؟
#سباستینمککویین
#دایگو
اژدها سواران کتابخوان🏴
📪 پیام جدید https://eitaa.com/dragonbook/10775 درسته عزیزم . خب چیکار کنم سربازه رو خیانت کار کنم ؟
آره خوب میشه… ولی مثلا یه خیانتی که مجبور بوده … یعنی با اینکه عاشق طرف بوده مجبور شده بهش خیانت کنه…
شاید حتی اصلا به خاطر خود شاهه بهش خیانت کرده..
هدایت شده از انباری کوچک اژدها سواران
📪 پیام جدید
ببینین ی زمانی بوده ی تیمچه بوده(حالا شاید واستون سوال شه تیمچه چیه؟ شما مثه یه روستای نظامی بهش نگا کنین ، چون منم هنو نمیدونم چیه☝🏼😂😂)، خلاصه ی شبی ی مرده بوده داشته توی جاده با ماشینش میرفته ک یهو ماشینش خاموش میشه و از کار میفته، خلاص مرده هن تیمچه رو میبینه چند کیلومتر اونطرفتر میره اونجا و از مردم تیمچه کمک میخواد....
مردم تیمچه هم ک میبینن نصفه شبه و ...بهش کمک میکنن و ماشینشو واسش درست میکنن و بهش شام هم میدن و میگن حالا شبه بمون فردا برو ، مرده هم میخوابه همونجا و شب ی صداهایی میشنوه...
P¹
(ادامش پارت 2...)
#درونگرا
#دایگو
هدایت شده از انباری کوچک اژدها سواران
📪 پیام جدید
مرد ی صداهای شبیه زمزمه و ..میشنوه و خلاصه میگه با خودش ک حالا فردا ازشون میپرسم چی بوده و اینا..
فردا ک میشه مرده میخواد بره از اونجا و یاد صداهای دیشب میفته و از رئیس تیمچه هه میپرسه ک اون صداها وسه چی بوده؟ هم نایی ک زمزمه و اینا بودن؟
رئیسه هن بهش میگه ک ما نمیتونم بهت بگیم چون تو عضو تیمچه نیستی!
مرده هم ناامید میشه و میره..
تا اینکه ۴ سال یعد دوباره همونجا و همون اتفاق ۴ سال میش واسش میفته(ماشینش تو همون جاده خراب میشه، از مرم تیمچه کمک میخواد، دقت کنین ک شبه ها، مردم ماشینشو درست میکنن بهش آب و غذا میدن و بهش میگن امشبو بمون فردا برو)
مرد دوباره همون زمزمه ها و صداهای ۴ سال پیشو میشنوه و دوباره ف دا روزش از تیمچهای ها میپرسه و اونام ..
P²
(تا پارت بعد ضجه بزنین!^_؛)
#درونگرا
#دایگو