eitaa logo
اژدها سواران کتابخوان🏴
378 دنبال‌کننده
7.1هزار عکس
560 ویدیو
117 فایل
https://daigo.ir/secret/5952857640 اگه دایگو براتون نیاورد: https://harfeto.timefriend.net/17498898695442 پیامای ناشناس اینجا قرار میگیره : (برید توی بیوی انباری ابزارک هست فقط اونجا پیام بدین-) @anbaryyy_e
مشاهده در ایتا
دانلود
📪 پیام جدید داشتم چالشو می‌نوشتم ولی وسطش یه داستان دیگه به ذهنم رسید پس همونو فرستادم تو پیویت😆😅
📪 پیام جدید https://eitaa.com/anbaryyy_e/506 خط به خط شد اینا واسه ایستگاه ۳۴ بودننن‌
اژدها سواران کتابخوان🏴
📪 پیام جدید داشتم چالشو می‌نوشتم ولی وسطش یه داستان دیگه به ذهنم رسید پس همونو فرستادم تو پیویت😆😅
در دورانی دور زمانی که جهان نوزادی نو پا بود، تاریکی ابدی دامنش را بر سراسر جهان پهن کرده بود. زمین مانند تخته‌سنگی صاف و بی‌حاصل بود؛ نه سبزه‌ای رشد می‌کرد و نه جویباری از آب می‌جوشید. حیات با زمین قهر کرده بود و تنها تیغه‌ی کشنده‌ی زمستان و شب‌های بی‌پایان دست دوستی برای مردم دراز کرده بودند. گرسنگی و قحطی چون پیچکی سیاه گلوی انسان‌ها می‌فشرد. آن زمان، تاریکی درخششی را در سینه‌ها آشکار می‌کرد. مردم به خیال یافتن گرما، قلب خود را بیرون می‌کشیدند و هنگامی که بدن سردشان جان می‌داد قلب‌هایشان به آسمان می‌رفتند. تا روزی رسید که هزاران قلب مانند هزار شمع سوزان در آسمان پدیدار شدند. مردم آن قلب‌های سرد و درخشان را «ستاره» نامیدند. ستاره‌ها روشن و گرم بودند اما بسیار کوچک؛ پس صد مرد شجاع قلب‌هایشان را فدا کردند تا ستاره‌هایشان را کنار هم بچینند. صد ستاره کنار هم درخشیدند و جرقه های سرد زبانه کشیدند و از هم تنیدن نور و آتش بالهای باشکوه اژدهایی پر زد و به آسمان رفت تا گرمایش را با زمینیان تقسیم کند سپس زمین پر از برکت و زندگی شد! سرما رفت، سبزه‌ها روییدند، جانوران زنده شدند و خانه‌ها گرم شدند. مردم ژدها را بسیار دوست داشتند پس برای قدردانی نامش را خورشید گذاشتند. مردم دیگر گرسنه و سرد نبودند اما اژدها آینه‌ای بود که انعکاس گرسنگی و سرمای گذشته انسان ها را در خود نگه داشته بود. اژدها شروع کرد به بلعیدن ستاره‌ها، با بلعیدن هر ستاره خورشید هم بزرگ‌تر و گرم‌تر شد. ماه ها بعد ستاره‌ها دیگر او را سیر نمی‌کردند و خورشید به زمین بازگشت و تقاضای خون کرد. مردم که دیگر طاقت دیدن مرگ را نداشتند به خورشید حمله کردند؛ آنها قلب اژدهایی که خود به وجود آورده بودند را از بدنش بیرون کشیدند و اورا از زمین طرد کردند. خورشید نیمه‌جان به خودش پیچید و مانند گلوله‌ای طلایی تنها ماند و به سوختن ادامه داد. مردم به یاد قلب‌های از دست رفته، قلب بزرگ اژدها را در میان ستارگان پرتاب کردند. از آن روز جسد اژدها نیمی از زمین را روشن می‌کرد و قلب نقره‌اش نیمه‌ی دیگر را...
اژدها سواران کتابخوان🏴
در دورانی دور زمانی که جهان نوزادی نو پا بود، تاریکی ابدی دامنش را بر سراسر جهان پهن کرده بود. زمین
این خیلی خفن بودددد خیلی زیادییی خفننن بوددددددد اصلا یه افسانه محشر ساختی سولییییتبههقبتتفهفتیتبتی
این چقدر منم..
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
POVشیطان کش:
۱.۲.۳ حالا همه بیخیال غصه..
سلام،سلام آدم ها.این پیام حاوی یه تقدیمی رندوم و یهویی از طرف @Weasleys_Wizard_Wheezes هست. شما این پیام رو توی چنلتون فور میکنید، اینجا حتما حتما جوین میشید، لینک چنل یا برای ممبرها آیدی رو توی اینجا 🎪 میندازید، و صبوری میکنید تا من بهتون بگم شما ماه هستی یا خورشید، میکُشی یا کشته میشی، اگه اسطوره ای از یونان بودی چه اسطوره ای بودی و همراه اون اسطوره شماره کابینت رو هم بگم، و یه قصر یا قلعه تقدیم نگاهتون کنم. ظرفیت ۱۶ تا چنل و آدم.
شب بخیرررر
وای این بچه هه سوراخ مماخش قلبیهههه