هدایت شده از انباری کوچک اژدها سواران
📪 پیام جدید
و به یادم آوردی آن عشق بدون عشق را که مخصوص آن کالبدی که دزدیدی بود.
چراکه شاید من آن اژدهایی باشم که او را گرفت.
ازت متشکرم که در لحظه ی فرود شمشیر بر گردنم سیمای حقیقی را به من نشان دادی.
اما آن مو های مواج را از من نگرفتی.
حالا میتوانم آرام باشم و به دنیایی که او هست روم و در آخرین لحظات زندگی ام گیسوان او را دیده باشم که صورتم را نوازش میکند.
ازت ممنون ماکسیمیلیان. جادوگر شمشیر زنی که نژادی برتر داشت اما آنقدر مهربان بود که مرگی فراتر از جایگاهم هدیه دهد.
#دوباره
#دایگو
چقدر تفاوت
چقدررررر
از لحاظ قلم ایده پایان
و جالبیش اینه هردوتاشون اسم اون یکی شخصیت رو خودشون نوشتن😭🤣
هدایت شده از ꜱʜᴀᴅᴏᴡ ʙʟᴏᴏᴍ♣️
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شش کلاغ - لی باردوگو
𝕯𝖆𝖌𝖌𝖊𝖗𝖘' 𝕷𝖎𝖇𝖗𝖆𝖗𝖞📚
هدایت شده از ᯓاخگر
کتابفروشیِ رویاهایتان قرار است نقاشی شود!
این پیام را بازارسال کرده و نشانی خود، شخصیتِ کتابی موردعلاقهتان و اسم کتابش، اسم خودتان یا نام مستعارتان را برای کتابدارِ اخگر ارسال کنید تا: نقاشی کتابفروشی شما به همراه اسم کانالتان بر سردر آن و یک نامه از شخصیت موردعلاقهی شما به خودتان، دریافت کنید.🌤
Tag | Channel
هدایت شده از انباری کوچک اژدها سواران
📪 پیام جدید
دوستان کل قضیه اینه که این پریه یک معشوقه ای داشته که بعدا مجبور میشه با استفاده از اژدها بکشتش و از اون موقع افسردگی داشته.
بعد ماکسیمیلیان خودش را شبیه معشوقه میکنه و میره سمت پریه. پریه هم وقتی میبینتش خوشحال میشه و فلان و بهمان. در لحظه ی آخر ماکسیمیلیان خود واقعی اش را نشان میده اما موهاش را عوض نمیکنه و پریه را میکشه.
کل قضیه اینه که اون با احساس گناهی که داشته و عشقی که به معشوقه اش داشته توسط ماکسیمیلیان شکست میخوره.
#دوباره
#دایگو