اصلا خوشم نمیاد فردا برم مدرسه به خاطر اینکه دو زنگ باهاش کلاس داریم …
ولی باید برم مدرسه چون ادبیات داریم باید شعر حفظی بخونیم..
اژدها سواران کتابخوان🏴
اصلا خوشم نمیاد فردا برم مدرسه به خاطر اینکه دو زنگ باهاش کلاس داریم … ولی باید برم مدرسه چون ادبیات
نمیخوام.. اصلا آنقدر از فکر کردن به کلاساش حالم بد شده و دل درد گرفتم فکر نکنم اصلا بخوامم بتونم برم
ازش بدم میاد با تمام وجود ازش بدم میاد به خاطر تمام کارایی که با من کرده ازش بدم میاد..
از کلاس پنجم به بعد از ریاضی متنفر شدم....مدرسمو عوض کردم و معلممون یه جوری به ریاضی گیر میداد که منی که عاشق ضرب و تقسیم و زاویه و همه چی ریاضی بودم حالم داشت از ریاضی به هم میخورد هم پنجم و هم ششم قشنگ به فنا داد کل این علاقه ی منو....دیگه دبیرستانم که اصلا هیچی...
————
من با تمام وجودم عاشق ریاضی بودم از حل مسئله هاش خوشم میومد از این که سخت بود خوشم میومد نمیدونم این چیکار کرد با من…
معلم ریاضیم از خدا میگه؟ مگه اصلا دین و ایمونی هم داره وقتی اینجوری آزار میرسونه؟😂
————
واقعا…