eitaa logo
اژدها سواران کتابخوان🏴
378 دنبال‌کننده
7.1هزار عکس
560 ویدیو
117 فایل
https://daigo.ir/secret/5952857640 اگه دایگو براتون نیاورد: https://harfeto.timefriend.net/17498898695442 پیامای ناشناس اینجا قرار میگیره : (برید توی بیوی انباری ابزارک هست فقط اونجا پیام بدین-) @anbaryyy_e
مشاهده در ایتا
دانلود
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اولین ویدیو بعد از باز شدن پینترست ها ها ها
پینترست میاد ولی دایگو نه حالم عالیه
نیخزهبنیت
رندوم ترین پوشه من تو پینترست:
وای برید انیمه شو ببینید خیلی باحالهههه اسم انیمه : بابا های رفیق
خیلی از این خوشم میاد که سباستین انیمه هایی که من دیدم و دوست داشتم رو دیده و دوست داره-
شبی در باغ خاموش اندیشه، عقل و عشق رو‌به‌روی هم نشستند. ماه، چون چراغی نقره‌فام، بر چهره‌ی آن دو نور می‌پاشید و نسیم، آرام در گوش گل‌ها نجوا می‌کرد. عقل با صدایی استوار گفت: «ای عشقِ بی‌پروا! تو آتشی هستی که هر جا بروی، دل‌ها را خاکستر می‌کنی.» عشق خندید؛ خنده‌اش مانند رقص باران بر شیشه‌ی پنجره بود و گفت: «و تو ای عقلِ حسابگر! چونان قفسی سردی که پرنده‌ی آرزو را زندانی می‌کند.» عقل ابرو درهم کشید و گفت: «من چراغ راه آدمیانم؛ بی‌من، جهان در تاریکیِ اشتباه غرق می‌شود.» عشق آهی کشید؛ آهش چون موجی آرام بر ساحل سکوت نشست: «اما بی‌من، زندگی کویری خشک و بی‌گل خواهد بود.» عقل گفت: «من کوه استوار یقینم.» عشق پاسخ داد: «و من دریای بی‌کران شور و امید.» ستارگان، چون هزاران چشم بیدار، به گفت‌وگوی آن دو خیره مانده بودند. ناگهان پیر دانایی از راه رسید و گفت: «عقل و عشق، دو بال پرواز انسان‌اند؛ پرنده با یک بال هرگز به آسمان خوشبختی نمی‌رسد.» آن شب، ماه لبخند زد و باغ در سکوتی شیرین فرو رفت.
وای عالی بود نیبزتساعخ گوگل ترنسلیت کلا رد داده -
وای وای توی پلی یه ربات برای متیو ریدل ساختم و برخلاف انتظارم خوب شده-