eitaa logo
اژدها سواران کتابخوان🏴
385 دنبال‌کننده
7هزار عکس
553 ویدیو
115 فایل
https://daigo.ir/secret/5952857640 اگه دایگو براتون نیاورد: https://harfeto.timefriend.net/17498898695442 پیامای ناشناس اینجا قرار میگیره : @anbaryyy_e
مشاهده در ایتا
دانلود
براتون سواله اینا رو چجوری میفرستم ؟ توی گالری زوم بک میکنم و یهو یه جا یه سری رنگ میبینم که جالب میزنن زوم میکنم و تادا ! عکسی که به نظرم قشنگه رو میفرستم پس احتمالا همه اینا رو قبلا هم فرستادم ولی خب.. (پینترست هنوز نمیشه چیزی ازش دانلود کرد- اه)
هی مثل اسکلا تو پینترست میکس از الین استیج میبینم و روحم عملا جیغ میکشه-
پارت نهم دلتا: من به کمک تو نیازی ندارم! +: میدونم که نداری .. ام... فقط میخواستم تا اتاقت بیام و شاید امشب رو اونجا بخوابم؟ دلتا: هانننن؟؟؟ +: میدونی اخه... من کس دیگه ای رو اینجا نمیشناسم به خاطر همین.. و عادت ندارم توی جمع بخوابم .. بقیه اتاقا گروهیه.. دلتا: وا چرا نمیری پیش لوکاس + همینجوری که از تماس چشمی خود داری میکرد گفت : چون.. لوکاس و اون دختر نیمه روباههپیش هم توی یه اتاق میخوابن.. دلتا: نیمه روباه؟ اها دلینا رو میگی + : آره دوست ندارم مزاحمشون بشم میدونی.. دلتا که از شدت تعجب حس میکرد شاخ در آورده با قیافه ای بهت زده چند ثانیه ای به + خیره شد بعد فک و پوزه آویزانش را جمع کرد و گفت : باشه پس فقط امشب پرنس + با چشمانی که از خوشحالی برق میزد به خاطر اینکه خواسته اش پذیرفته شده بود دوباره دست دلتا را گرفت تا به سمت اتاق دلتا بروند + در را باز کرد و به آرامی وارد شدند برخلاف چیزی که + انتظارش را داشت اتاق دلتا خیلی هم به هم ریخته نبود .. یک میز پر از مداد و دفتر و نقشه با منظره ای به سمت دریا که در این وقت شب مانند موهای دلتا میدرخشیدند و چند قفسه پر از کتاب شلوغ ترین بخش تختش بود پر از کتاب و لباس و چاقو.. هان؟ چاقو ؟ + توجهش به کلکسیون چاقو و تپانچه های روی دیوار پرت شد و غرق در شگفتی بود که دلتا او را صدا زد: کجا میخوای بخوابی؟ + : نمیدونم هرجا تو بگی.. فقط اینجا نه مبل داره نه تشک اضافه ای که رو زمین بندازم دلتا در حالی که نیشخند به لب داشت و هنوز به خاطر شراب خوردن صورتش سرخ بود گفت : اوهوم.. چون قراره روی تخت بخوابی فقط قبلش اون لباسا رو تا کن کتابا رو هم بزار تو قفسه جای اون چاقو ها هم روی دیواره بالای تخته +: ... وایسا منن؟؟؟ دلتا : آره پس چی؟ چرا فکر کردی انقدر سریع بهت اجازه دادم توی تخت من بخوابی؟
قبلیاش تو انباریه ولی از این به بعد تو کانال میفرستم-
دلینا همون آدرینه لوکاس هم سولیه-
هر پارت یه صفحه کامل دفتره نمیدونم چرا تایپ میکنم انقدر کوتاه میشه..
پارت بعدش یه مقدار غم انگیزه ...
ولی طنزه البته شاید قسمت طنزش بیفته پارت بعد ترش
https://eitaa.com/satsojen/1691 من دارم گریه میکنم شما ادامه بدین-