و سرانجام تو پس از ۹ ماه بسیار سخت و طاقت فرسا قدم به دنیای ما گذاشتی، عزیز دلم...
میوه دلم دوستت دارم نه فقط چون
پاره تنم و تکه ای از قلبم هستی،
دوستت دارم چون آرزو کردم تو را
تویی که مایه افتخار و مباهات
پیامبرت هستی در فردای قیامت
مگر نه اینکه رسول الله به کثرت امتشون حتی به تعداد جنین های سقط شده افتخار میکنند در برابر بقیه پیامبران الهی.
آرزو کردم تو را تا یار و سرباز امام زمانت باشی و الگویی برای هم سالانت
آرزو کردم در لحظه تولدت که به استجابت نزدیک ترین است تا خداوند عاقبتت را زیباترین بنویسد و چه عاقبتی زیباتر از شهادت؟
آرزو کردم به برکت و یمن حضور تو جوانی جمعیت را برای کشورم، قدرت و سربلندی را برای وطنم و ظهور مولی رو برای همه جهانیان
بین خودمان باشد آرزو کردم نماز خواندن در بیت المقدس را، کسی چه میداند شاید براورده شد
کانال دکتر موتا
مشاهدات و تجربه های یک مادرِ دندانپزشک ساکن آلمان
https://eitaa.com/joinchat/3509321946Cbb998519ef
انتشار فقط با لینک کانال
یادش به خیر
امشب که بیمارستان تنهام به این ماه هایی که گذشت فکر میکنم
و مدام به زبونم میاد یادش بخیر...
چه اتفاق های عجیبی رو پشت سر گذاشتیم
یادش به خیر روزهایی که با حضور تو در دلم تصمیم گرفتیم مراسم احیا و شب شهادت امیر المومنین رو در منزلمون برگزار کنیم و من برای حدود صد پنجاه مهمان نشسته غذا پختم
یادش بخیر روزی که با حضور تو ولی بدون حضور پدرت با خواهر ها و برادر کوچکترت سفر کردم به ایران. یه مسیر سخت و طولانی...
یادت میاد مامان، تو فرودگاه ترکیه برای اینکه از پرواز دوم جا نمونیم و به نماز هم برسیم خواهر کوچولوت رو بغل کردم و دو طبقه فرودگاه رو دوییدم به سمت نماز خونه و به تو گفتم خودت رو سفت بگیر مامان جون که نیفتی...
یادت میاد شبهایی که میرفتیم حرم امام رضا علیه السلام؟ طعم چای حرم رو یادت هست مامان جون؟
یادت میاد تو این مدت در کشورمون جنگ شد و من چه ها که نکشیدم از غم و نگرانی...
یادت میاد چند ماه نبودن پدرت به واسطه درس و کار رو ؟
مجبور شدیم با تو و خواهر ها و برادرت تنها با دنیایی سختی در مملکت غریب زندگی کنیم
یادت میاد روضه های دهه محرم رو در منزلمون؟
اصرار داشتم سینی چایی رو خودم دور بزنم و در جواب نگرانی دیگران میگفتم حالم هنوز خوبه بگذارین بچه منم از همین الان در این راه زحمت بکشه و خدمت کنه به مهمانهای ابا عبدالله (به قدر منطقی و بدور از احتمال خطر)
در تمام این سالها من ارزو داشتم در خونه مون مراسم بگیریم ولی هیچ وقت نشده بود.
اما تو این چند ماه چندین و چند بار توفیقش نصیبمون شد به برکت حضور تو❤️
یادت میاد تصادف کردیم با ماشین...
یادت میاد خواهر کوچولوت دو بار بیماری ویروسی شدیدی گرفت و من چقدر نگران تو بودم...
اونم در شرایطی که پدرت نبود و ما دسترسی به دکتر و دارو نداشتیم...
و هزاران اتفاق ریز و درشت دیگه که فقط من و تو میدونیم و خدا...
حتما یادت میاد تک تک روزهایی
رو که با هم گذروندیم رو...
و چه ها که به لطف خدا از سر نگذروندیم...
امیدوارم سختی های این مسیر ذخیره آخرتمون بشه
چقدر شیرین و سخت بود انتخاب کار درست و عمل به وظیفه❤️
شام بیمارستان...
پدر دکتر ارنست پرسیدن خودت اینا رو انتخاب کردی یا کلا غذا همین بود؟😳
گفتم نه خودم انتخاب کردم.
عصری مسئولش اومد سفارش بگیره پرسید نون ساده یا سبوس دار؟ گفتم سبوس دار
پرسید کره یا پنیر یا مربا؟ گفتم کره و پنیر
پرسید خیار یا گوجه؟ گفتم خیار
خلاصه که خودم انتخاب کردم😅
شام آلمانی همین شکلیه دیگه.
البته که برای من از خونه غذا اوردن.
کانال دکتر موتا
مشاهدات و تجربه های یک مادرِ دندانپزشک ساکن آلمان
https://eitaa.com/joinchat/3509321946Cbb998519ef
انتشار فقط با لینک کانال
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سالن غذا خوری بخش زایمان...
اینجا معمولا بخش (محل بستری) خانم هایی که فرزند به دنیا اوردن با بقیه مشکلات و بیماریهای زنان جداست.
الان وقت صبحانه است. البته بخوایم برامون میارن تو اتاق
اون سمت هم که من فیلم نگرفتم قسمت بزرگی هست برای نشستن و غذا خوردن....
اما تنوع غذاییش به نسبت بقیه بیمارستان ها واقعا کمتره...
کانال دکتر موتا
مشاهدات و تجربه های یک مادرِ دندانپزشک ساکن آلمان
https://eitaa.com/joinchat/3509321946Cbb998519ef
انتشار فقط با لینک کانال
#پیام_مخاطب
خب شرایط کلا با ایران متفاوته مخصوصا در بحث تولد نوزاد
در ایران شما وقتی برین بیمارستان همون دکتری که ۹ ماه پیشش میرفتین میاد برای تولد بچه.
اینجا اما دکتر مطب اصلا نمیاد بیمارستان و شما موقع تولد وقتی به بیمارستان مراجعه میکنید زایمان رو فقط ماما میگیره مگر اینکه مسئله پزشکی خاصی پیش بیاد که حضور پزشک لازم باشه یا اینکه شما بیمه خصوصی داشته باشین در اون صورت پزشک میاد برای درمان.
و پزشک هم هر کسی اون موقع شیفت باشه میاد دیگه خانم یا اقا!
ماما ها اما همه خانم هستن
ادامه دارد...
کانال دکتر موتا
مشاهدات و تجربه های یک مادرِ دندانپزشک ساکن آلمان
https://eitaa.com/joinchat/3509321946Cbb998519ef
انتشار فقط با لینک کانال
#پیام_مخاطب
خب شرایط اولیه قطعا با ایران فرق میکنه و سخت تره چون درکی از موضوع ندارن.
اما وقتی بحث همکاری پیش بیاد خب بهتر و بیشتر از ایران همکاری میکنن.
روال اینطوریه که از چند هفته قبل از تاریخ زایمان باید بیمارستانتون رو انتخاب کنید و کارهای اداری رو انجام بدین
من به خاطر همین مسئله رعایت حریم ها و اینکه من میخوام حتما پزشک بیاد و نه فقط ماما همیشه چند تا بیمارستان رو بررسی میکنم و در نظر میگیرم حتی در شهرهای اطراف و باهاشون صحبت میکنم در این مورد.
وقتی که زمان تولد نوزاد برسه زنگ میزنیم به بیمارستان ها بر اساس اولویت لیستمون و میپرسیم اون یکی دو روز چه پزشک هایی کشیک دارن. اقا هستن یا خانم. اگر تولد نوزاد در طی روز باشه که خب مشکلی نیست همه هستن و وقتی بیمار پزشک خانم بخواد براش پزشک خانم میاد. مشکل اونجایی هست که زایمان طبیعی ساعت و تاریخ نداره و ممکنه به شب بخوره یا چند روز طول بکشه. بنابراین باید کشیک شب رو برای چند روز چک کنیم.
حالا اگر بحث بی حسی هم باشه که باید کشیک بیهوشی رو هم چک کنید.
و در نهایت تصمیم میگیریم بریم کدوم بیمارستان.
این سری به خاطر مشکلاتی که بود ما یک هفته اخر رو تقریبا هر روز میرفتیم بیمارستان اولی که انتخاب کرده بودیم برای چک آپ و مدام کشیک دو سه روز اینده اش رو هم بررسی میکردیم و میگفتن خانمه.
روز آخری که رفتیم برای کنترل، گفتن برنامه کشیک تغییر کرده و در یک هفته اینده کل کشیک ها با یک متخصص آقاست و اینجوری شد که ما دقیقه نود مجبور شدیم بیمارستانمون رو عوض کنیم. اونجا هم روزها محدود بود یکی دو روز پزشک خانم کشیک داشت وسطش باز اقا کشیک داشت و بعد دوباره خانم و شرایط تولد نوزاد ما هم داشت سخت و کمی خطرناک می شد.
البته در شرایط اورژانس طبعا سلامتی اولویت داره اما ما داشتیم تلاش میکردیم تا جایی که به سلامتی مادر و کودک اسیبی نرسه شرایط رو مهیا کنیم.
این وسط گزینه شهرهای دیگه هم مطرح بود که همزمان باهاشون در ارتباط بودیم
و من هم مداومت میکردم در حد امکان به ذکر یا حفیظ و یاعلیم
این ذکر رو یادمه موقعی که میرفتم حج حدود بیست سال پیش یاد گرفته بودم برای زمان طواف تا تنه نخورم
شرایط واقعا پیچیده بود، رفتن به شهر دیگه با وجود بچه های کوچکتر تو خونه کار آسونی نبود، برنامه بیمارستان شهر خودمون هم واقعا مثل یک معادله چند مجهولی بود انگار روی کاغذ مینوشتیم چه روزهایی اقا چه روزهایی خانم کشیک داره.
بعد بیهوشی کجا و چه زمان اقا و یا خانم
حالا اگر تولد نوزاد با چه نقشه ای پیش بره چی میشه. ( تولد نوزادمون پر ماجرا و دردسر بود مثل همه خواهر برادرهاش)
در نهایت سعی کردیم طوری هماهنگ کنیم شرایط تولد نوزاد رو که با روزهای خانم بیمارستان خودمون بخوره و البته توکل هم که اصل ماجراست.
در نهایت برنامه ریزی ما برای تولد بچه اصلا محقق نشد و خدا جور دیگری برامون برنامه ریخت اما خب درست در شبی که پزشک خانم شیفت بود. فقط مجبور شدیم از بی حسی صرف نظر کنیم چون کشیک بیهوشی مرد بود.
چقدر خدا رو شاکرم بابتش...
استرس بزرگی هست هر سری اما واقعا همکاری میکنن کادر. البته که متاسفانه باید بگم داشتن بیمه خصوصی هم واقعا موثره. یعنی حق شما و شانس شما رو برای داشتن همکاری کادر بیمارستان بالا میبره.
کانال دکتر موتا
مشاهدات و تجربه های یک مادرِ دندانپزشک ساکن آلمان
https://eitaa.com/joinchat/3509321946Cbb998519ef
انتشار فقط با لینک کانال
وقتی هم که میایم تو بخش خب تاکید میکنم که هیچ پرستار اقایی نیاد و ...
که روی میز پرستاری بزرگ مینویسن.
این بیمارستان گفت اصلا از این پارتیشن ها داریم که میگذاریم برات تا مطمئن تر باشی.
چون تخت دقیقا روبه روی در اتاق هست.
موقع تولد فاطمه یاس که لازم بود پزشک اقا بیاد بعد تولد بچه برای صحبت فقط نه معاینه و ...
پرستار خانم اول میومد تو اتاق، به من اطلاع میداد و کمک میکرد حجاب کنم کامل. بعد میرفت دکتر رو از بیرون اتاق صدا میکرد و میاورد داخل.
در کل تا بشه کمک میکنن که خواسته شما رعایت بشه در این مورد مگر اینکه گیر آدمی بیافتین که ضد خارجی باشه و بخواد اذیت کنه یا اینکه واقعا شیفت اقا باشه دیگه
کانال دکتر موتا
مشاهدات و تجربه های یک مادرِ دندانپزشک ساکن آلمان
https://eitaa.com/joinchat/3509321946Cbb998519ef
انتشار فقط با لینک کانال
خیلی ممنونم از تک تک پیام های تبریکتون🌷
ببخشید که نمیتونم تک به تک جواب بدم
فکر میکنم حدود ۹۰۰ تا پیام اومده برام...
واقعا محبتتون شگفت زده ام کرد❤️
ان شالله خداوند به هر خانواده ای که چشم انتظار داشتن فرزند هست به زودی و به خیر ذریه طیبه عنایت کنه.🌷
و به هممون توفیق بده نسل مهدوی تربیت کنیم🌱
نهار های بیمارستان که ما گیاهی انتخاب کرده بودیم
روز اول اون گلوله ها یه چیزی شبیه ماکارونی هستن.
روز دوم هم که سوپ بود
البته من هیچ کدوم رو نخوردم چون مطمئن نبودم. فقط اون موز روز اول رو خوردم. غذا از خونه برام میارن🌷
شام هم الان اومدن دوباره سفارش گرفتن درست مثل دیشب.
کلا آلمانی ها شامشون همین سبکیه.
کانال دکتر موتا
مشاهدات و تجربه های یک مادرِ دندانپزشک ساکن آلمان
https://eitaa.com/joinchat/3509321946Cbb998519ef
انتشار فقط با لینک کانال
تازه فهمیدم آبمیوه سالن صبحانه بیمارستان گواهی حلال داره!
نمیدونم چرا این روزها اینقدر زیاد راجع به خوراکی مطلب میگذارم🙄
کانال دکتر موتا
مشاهدات و تجربه های یک مادرِ دندانپزشک ساکن آلمان
https://eitaa.com/joinchat/3509321946Cbb998519ef
انتشار فقط با لینک کانال