eitaa logo
Dr.Mutter
59.2هزار دنبال‌کننده
3.3هزار عکس
1.1هزار ویدیو
2 فایل
از حقایق کمتر گفته شده دنیای غرب مینویسم مادر. دندانپزشک. ساکن آلمان. نشر مطالب فقط با ذکر منبع. راه ارتباطی با ادمین محتوا: @dr_mutter تعداد پیام ها خیلی بالاست ممنون که درک میکنید🌷 تبلیغات: https://eitaa.com/dr_mutter_werbung
مشاهده در ایتا
دانلود
خاطره ای در مورد کسب و کار مجازی! احتمالا میدونید که حدود یک ساله من در کانال چند شب در هفته معرفی دارم. بعد از شهادت سید حسن بنا به دلائلی تصمیم گرفتم در کانال معرفی بگذارم. اگر ماجراش رو نمیدونید در پیام پین شده کامل نوشتم. پر واضحه که هر کاری راه و روش مناسب خودش رو داره و برای اینکه بازدهی و میزان موفقیت بره بالا با افزایش تجربه هر فردی میتونه ساز و کار و قوانین متناسب با خودش رو ایجاد کنه و طبعا برای متخلفین هم جریمه در نظر بگیره. من هم برای اینکه با توجه به شرایط خودم کانال های خوبی رو بتونم به نحو درستی و در چهارچوب اصول شرعی و اخلاقی به شما معرفی کنم قوانینی دارم. بهتره بگم قوانین دقیقی دارم. حتما دیدین کانالهایی که هر شب تبلیغ میگذارن و بالاش هم برای رفع مسئولیت از خودشون مینویسند محتوای تبلیغات نه تایید میشه و نه رد!😳🙄 ولی در کانال ما محتوای معرفی ها تا حد زیادی جز به جز بررسی میشه، کیفیت محصول، زیبایی، نحوه کانالداری و ارایه محصول، از اون مهمتر صداقت کانالدار در ارائه توضیحات، نحوه برخورد و میزان صبرش در برخورد با مخاطب، میزان مسئولیت پذیریش و قابل اعتماد بودنش و ... خلاصه صادقانه بگم کار سختیه، تقریبا هر سری با خودم میگم دیگه معرفی قبول نمیکنم اما بنا بر دلائلی که قبلا نوشتم ادامه میدم... یکی از قوانین ما این هست که کانالدار حداکثر تا ظهر روز قبل از معرفیش اون پیام تبلیغاتیش رو برای ادمین بفرسته تا ما هم برسیم بررسی های لازم و در صورت نیاز اصلاحاتی رو انجام بدیم. مثلا اگر کسی تو پیامش نوشته باشه ارزونترین لباس ها یا با کیفیت ترین... من قبول نمیکنم. چون احتمالا واقعیت نداره ( البته همه میدونیم ولی من همینقدر هم حرف الکی برای شما نمینویسم!)
و البته طبق قاعده عقلایی هر قانونی باید ضمانت اجرایی داشته باشه تا قانون باشه! پس برای کانالهایی که طبق زمان مقرر بنر تبلیغاتیشون رو نفرستن جریمه در نظر گرفتیم و طبق انصاف قبل از اینکه هر کانالی با ما تبلیغ رزرو کنه بهش میگیم که حتما اول بره قوانین رو بخونه چون که همین یک قانون نیست و ... لازمه بگم نزدیک ۹۰ درصد کانالها این موضوع رو رعایت نمیکنن و شب تبلیغ تازه یادشون میاد بنر بفرستن؟! و این یعنی کار و زحمت اضافی برای من که بخوام در فرصت کم بنر رو بررسی کنم! بررسی خود کانال قبلا انجام میشه. البته گاهی هم نمیرسم به بررسی کانال پس تبلیغشون کنسل میشه چون من تا بررسی هام به قدر توان خودم کامل نشه به شما چیزی رو معرفی نمیکنم! ولی تا امروز حتی از یک نفر هم جریمه ای کسر نکردم بنا بر همون اصل مدارا با مردم! صبر کنید چون قصه داره تازه به جاهای قشنگش میرسه!
من و محمد حسین خان تو ماشین در انتظار خان داداش من خیلی از نکات رو دارم فاکتور میگیرم که متن طولانی و حوصله سربر نشه پس اگر جایی براتون سوال ریزی پیش اومد یا تعجب کردین بدون حتما دلیل قانع کننده ای داره فقط نرسیدم بنویسم!
تا اینجا خوندین؟؟ ادامه بدم؟
هفته پیش یک تبلیغی رزرو کرده بودیم که ایشون هم طبق معمول بنر نفرستاده بود وقتی که ادمین باهاشون صحبت کرده بود و قوانین رو گفته بود و البته فرصت مجدد هم داده بود یک دفعه دیدیم طرف مقابل به جایی اینکه سریع از فرصت استفاده کنه شروع کرد به بد صحبت کردن، توهین و تهمت زدن و دروغ بستن به ما و ... قبلا هم به ندرت پیش اومده بود کسی بی ادبی کنه و ما کنسل کرده بودیم ولی اینبار قضیه فراتر از این حرف ها بود! طرف مقابل اصلا کوچکترین منطقی درش اثر نداشت و یکسره حرف ها و تهمت های خودش رو تکرار میکرد. تکرار؟ هر دفعه تهمت جدید خلق میکرد و یک ریز نفرین میکرد! این وسط دروغ هاش هم مدام در میومد یک بار میگفت به خاطر کار شما اعصابم به هم ریخته با شوهرم دعوام شده اما وقتی میخواستیم ازش شماره کارت بگیریم که پولش رو پس بدیم میگفت من اقای فلانی هستم🙄 در جواب تعجب ما هم میگفت به شما چه من کی هستم مگر شما خودت رو تو کانال معرفی کردی؟!😱 همینقدر درک نمیکرد که ما از نظر قانونی و اخلاقی باید پول رو به همون شخصی که واریز کرده برگشت بزنیم و به همین دلیل باید بدونیم کی هست!!! فکر میکنین قضیه به همین جا ختم شد؟؟ نه این تازه قسمت خوب ماجرا بود!
البته همون اولِ بد حرف زدن هاش ما متوجه شدیم ایشون صاحب کانال نیست و ادمین یک کاناله! بزرگترین مشکلش چی بود که اینقدر تهمت میزد و نفرین میکرد؟! در ظاهر اینکه ادمین بهش گفت بود طبق قرار اولیه مون جریمه کسر میشه ازتون. ولی خب همه مون دیدیم افرادی رو که عادت کردن با این کارها جوری رفتار کنن که انگار حق با اون هاست و اما قسمت بدتر ماجرا... من دیدم یکی از همکاران محترممون، صاحب یکی از کانال های بزرگ و پر مخاطب ایتا پیام داده که یکی اومده و یه حرف هایی زده (همون تهمت ها)، قضیه چیه؟ فرداش یک عزیز کانالدار دیگه پیام داد خانم دکتر تو یک گروهی عضوم یک نفر داره تو گروه مدام علیه شما یه حرفهایی میزنه و ... بله این خانم تمام تهمت هاش رو برای هر کسی که میشناخت تعریف کرده بود و چنان آبرو ریزی راه انداخته بود که اون سرش ناپیدا! از خدا که پنهون نیست از شما چه پنهون اولش حالم واقعا بد شد، من عادت به شنیدن این همه دروغ و تهمت نداشتم. من مدام از خودم می‌پرسیدم چطور یک نفر برای چندرغاز پول میتونه اینقدر راحت دروغ بگه، نفرین کنه، آبروریزی راه بندازه.. چقدر بعضی ها راحت دروغ میگن! جالب بود تو اون گروه، چند نفری رو هم که سعی کرده بودن بهش توضیح بدن اشکال کارش چی بوده یا چرا حق باهاش نیست رو هم نفرین میکرد😐 هر کی مخالفش بود، لایق نفرین بود یاد معترضین زن زندگی آزادی افتادم! حالم بود چون احساس میکردم آبروم در خطره. یادتون باشه براتون اون روز نوشتم اینقدر فکرم مشغوله که نتونستم برم خونه و رفته بودم با بچه ها پارک... و اونجا بود که خودم مچ خودم رو گرفتم! با خودم گفتم مگر تو نبودی که همیشه میگفتی آبرو و عزت دست خداست؟! مگر تو نبودی که میگفتی تا خدا نخواد برگ از درخت نمیافته؟! پس چرا اینقدر متلاطمی؟! چرا اینقدر نگرانی؟! واقعیت اینه که آبرو و شانیت از جمله چیز هاییه که من برای حفظش خیلی وقت ها از حقم هم چشم پوشی کردم بس که برام مهمه و خدا حالا داشت من رو با یکی از خط قرمزهای زندگیم امتحان میکرد! البته که دفعه اول هم نبود! این وسط یه عده هم از اون گروه همراه اون خانوم شروع کردن به قضاوت ناحق و حتی پیام های تهدید آمیز برای من فرستادن و من در تمام مدت با اینکه باز هم حالم بد بود به خودم یادآوری میکردم خدا هست و میبینه! یه جاهاییش با خودم میگفتم این ادم باید حتما جریمه بشه تا یاد بگیره اینجوری نمیتونه حرف ناحقش رو به کرسی بنشونه، یه جاهایی هم میگفتم ولش کن بابا ارزش وقت و عمر تو بیشتر از این حرف هاست که صرف همچین اموری کنی، باز با خودم میگفتم مگر همیشه نمی‌گی جریمه های قانونی در آلمان باعث شده مردم درست تر رفتار کنن. ( البته رفتار درست از روی تقوا قطعا بهتره) پس جریمه رو بگیر تا بفهمه و ... خلاصه چند روز پر تلاطمی بود، و من مدام در حال تمرین عملی این جمله که عزت و آبرو دست خداست اون وسط قضاوت های اعضای اون گروه یک جمله بود که باعث شد بیام کل این بحث رو برای شما تعریف کنم یک جمله که نشون از همون باور های نانوشته اجتماعی بود! میتونید حدسش بزنید؟
تقریبا یه حرفی شبیه این. اینکه اینا که مومن هستن و نوشتن هدفشون از تبلیغات کمک به کسب و کارهاست برای چی اینقدر قانون و مقررات دارن؟ بیچاره ایمان که همچون منی بخواد ادعایی براش داشته باشه. اما رسم رایجه که به آدم های محجبه میگیم مومن! ولی سوال من اینجاست بر فرض که من مومن! چرا من‌ِ مومن نباید تو کارم نظم و دیسیپلین داشته باشم؟! چرا من اگر مثلا مومنم نباید انتظار نظم داشته باشم؟ اصل مدارا سر جاش، منم بهش معتقدم شاهدش هم اینکه تو این یک سال یک نفر هم جریمه نشده اما حرفم سر این انتظاره. مثلا من دیدم به کانال فلان نویسنده میگن تو اگر مومنی چرا نمیگذاری ما از مطالبت بدون اسمت استفاده کنیم؟! یا پیام میدن تو اگر مومنی چرا کانال ما رو قبول نمیکنی معرفی کنی؟ چرا انتخاب میکنی و کیفیت برات مهمه تو اگر مومنی چرا جایی معرفی نمیکنی دندونهای ما رو مجانی درست کنه و ... خدایی کلیشه ذهنی بعضی از ماها از آدم های مومن چیه؟ یه عده آدم ساده لوح مدام تسبیح به دستی که هیچی از دنیا سرشون نمیشه؟ همون تصویری که فیلم های سینما و تلوزیون دهه ها سعی کردن به خورد ما بدن خلاصه که بیاین هر کدوممون یکمی این باورهای ذهنیمون رو بیشتر بررسی کنیم. تو هر مسئله ای که در روزمره پیش میاد یکمی تامل کنیم ببینیم براساس چه باور ذهنی داریم رفتار میکنیم ایا این فور ما منطق و درسته؟ مبتنی بر دینه؟ و... پایان
در آخر گشتم صاحب کانال رو پیدا کردم و با ایشون صحبت کردم. کار زمانبری بود اما می ارزید. بر عکس اون ادمین، صاحب کانال فوق العاده خانم مودب، محترم و منطقی بود. من هیچ جریمه ای کسر نکردم، و ادامه تذکر دادن به اون ادمین رو سپردم به صاحب اون کانال. پینوشت: ما تو قرار اولیه مون نوشتیم که اگر سر موقع تحویل داده نشه فلان مبلغ کسر میشه و تبلیغ کنسل میشه یعنی همه چیز از قبل مشخصه مثل یک قرارداد کاری.
8.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امروز صبح ما با دیدن این برف زیبا شروع شد. آمار رو چک نکردم، اما پارسال اینجا میزان بارش برفش به نسبت سال قبل خیلی کمتر بود
اومدم یک اداره که احتمال میدم برای شما جالب باشه. دفعه قبل دو سال پیش بود که اومدم ولی فکر کنم نرسیدم در موردش براتون بنویسم. چند روزی قبل از تولد فاطمه یاس بود. یادش بخیر عمر چه زود میگذره...
ان شالله که به خیر و خوشی قسمت ایران هم بشه حالا من کاری ندارم که واقعا آیا مشکل گاز و ... در ایران اینقدر شدید هست یا نه اما مطمئنید همه عواقب بارش برف رو مثل آلمانی ها تحمل میکنید؟ مثلا ما اینجا پارو کردن پیاده رو جلو خونمون به عهده خودمونه و اجباریه که انجام بدیم در غیر اینصورت جریمه داره و اگر کسی جلو خونمون زمین بخوره رسما بیچاره میشیم.... شیشه های ماشین همه یخ زده و باید صبح به صبح بتراشید یا آب جوش بریزین و ... تو اوج برف و یخ بندون هم مدارس تعطیل نمیشن راستی قیمت سرسام آور حامل‌های انرژی و دمای خونه که روی ۲۱ درجه جداوثر تنطیم میشه دو فراموش نکنید و مبلغ بسیار زیادی که آخر سال باید اضافه پرداخت کنید برای مصرف برق و گاز و...‌
داخل پتو نمیپیچم کیسه ساک یا کیسه های گرم مخصوص کالسکه استفاده میکنم. منم بچه ها رو میارم ایران بقیه تعجب میکنن که چرا به نسبت کم تنشون میکنی یا من رو که اینجا میبینن میگن یخ نمیزنی؟! لباست کم نیست برای این هوا! فارغ از اینکه سبک زندگی اینجا، نوع لباسها و ... متفاوته بخش مهمشیش بحث عادته. ما به این سبک آب و هوایی عادت کردیم و شاید برای اینه که به نسبت کمتر سرما میخوریم البته ابریزش بینی رو در بچه های اینجا زیاد میبینم مخصوصا که تو این هوا پیاده میرن مدرسه و برمیگردن!