میاین بریم فرانکفورت؟؟
فرانکفورت قلب اقتصادی اتحادیه اروپاست. رستورانها و فروشگاه های حلال بسیاری داره.
قبلا ایران در این شهر کنسولگری داشت اما بعد از اعدام یک دو تابعیتی ایرانی آلمانی همه کنسولگری های ایران رو آلمان تعطیل کرد به جز سفارت اصلی در برلین
اینجا اوضوع مواد مخدر هم ناجوره شنیدم نسبتا خیلی راحت در بین دانش آموزان رد و بدل میشه
کانال دکتر موتا
مشاهدات و تجربه های یک مادرِ دندانپزشک ساکن آلمان
https://eitaa.com/joinchat/3509321946Cbb998519ef
انتشار فقط با لینک کانال
خب اگر نمیخندین عرضم به خدمتتون که فرانکفورت به خاطر یه چندتا از این ساختمان ها در آلمان معروفه!
در آلمان ساختمان بلند به نسبت ایران خیلی خیلی کمتره و در همه شهر ها هم نیست
کانال دکتر موتا
مشاهدات و تجربه های یک مادرِ دندانپزشک ساکن آلمان
https://eitaa.com/joinchat/3509321946Cbb998519ef
انتشار فقط با لینک کانال
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مهارتی که من توش از بقیه خانواده یه سر و گردن بالاترم😎😎
کشیدن اشکال از تو اینه بدون دید مستقیم!!
از جمله تمرین هایی که زمان دانشجویی باید انجام میدادیم
خدا خیر بده استادی رو که اون زمان مجبورمون کرد و از این تمارین بهمون میداد. خدایی کار اسونی نیست
کانال دکتر موتا
مشاهدات و تجربه های یک مادرِ دندانپزشک ساکن آلمان
https://eitaa.com/joinchat/3509321946Cbb998519ef
انتشار فقط با لینک کانال
اتاق بعدی مربوط به نور ها و عدسی ها بود
این بازیش رو دوست داشتم اون دایره های مرکز رو باید نگاه میکردی و همزمان میگفتی بالا و پایین رو تا چند میبینی! وسعت دید رو نشون میداد
کانال دکتر موتا
مشاهدات و تجربه های یک مادرِ دندانپزشک ساکن آلمان
https://eitaa.com/joinchat/3509321946Cbb998519ef
انتشار فقط با لینک کانال
8.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این بازی فکری رو دوست داشتم
بازی های بیشتری بود ولی حجم گوشیم و سرعت اینترنت همراهی نمیکنه که بگذارم
امیدوارم حداقل این یکی بیاد
فیلم قبلی که نیومد
کانال دکتر موتا
مشاهدات و تجربه های یک مادرِ دندانپزشک ساکن آلمان
https://eitaa.com/joinchat/3509321946Cbb998519ef
انتشار فقط با لینک کانال
بیرون اومدن با چهارتا بچه واقعا سخته
یکی گرسنه اش میشه یکی میخواد بره دستشویی یکی بهونه خواب میگیره!
همون اول که اومدیم جفت کوچک ها رو باید تعویض میکردم بعد از مسئولش پرسیدم اتاق شیردهی کجاست! و تو این زمان دکتر ارنست بقیه بچه ها رو گردوندن. بعد برای اونا تلفن و ایمیل کاری پیش اومد رفتن تو ماشین من موندم و چهارتاشون که دوتا کوچولو ها با هم گریه میکردن
بعدش که اومدن دیگه وقت نماز بود و گشتيم دنبال یه گوشه دنج! باز خوبه دکتر ارنست بودن وگرنه که من از پسش برنمیومدم، خلاصه نماز خوندیم
باز دکتر ارنست باید ایمیل میزدن و من موندم با همه بچه هام...
ایمیل که تموم شد محمد مهدی گرسنه اش بود و ساندویچ هایی که از خونه آورده بودیم رو باباشون رفتن از ماشین آوردن و بهشون دادیم
اینجا دیگه من بریده بودم، دکتر ارنست بچه ها رو بردن تا من بتونم تو همون گوشه روی زمین سرد یکمی دراز بکشم...
دوباره بچه ها تعویض لازم بودن، بعدش محمد حسین گرسنه اش بود و ...
اینا فقط یه قسمتی از دردسرهای گردش با چهارتا بچه است. روزهای اخر تعطیلات زمستونه است و اگر امروز نمیاوردیمشون بیرون قطعا دیگه نمیرسیدیم.
کانال دکتر موتا
مشاهدات و تجربه های یک مادرِ دندانپزشک ساکن آلمان
https://eitaa.com/joinchat/3509321946Cbb998519ef
انتشار فقط با لینک کانال