اخر هفته بود...
همینطور که داشتم اماده میشدم برم برای خرید خونه تو ذهنم لیست هم مینوشتم
روغن؟ نه داریم!
نمک؟ داریم هنوز
ارد؟ تازه خریدم
تخم مرغ؟ تا هفته بعد داریم😳
یادم اومد چند روز پیش ستاد بحران اعلام کرده بود موج یخ بندان عجیبی وارد کشور شده طوری که در سی چهل سال اخیر سابقه نداشته و ممکنه برق در شهرهای مختلف برای چند روز حتی قطع بشه و توصیه کرده بودن مردم مواد غذایی و ضروریات برای ده روز تو خونه ذخیره داشته باشن. ما هم شمع و هیزم و مواد غذایی اولیه برای ده روز اماده کردیم!
تو همون لحظه با خودم فکر کردم شارژ گوشی رو چیکار کنیم اگر برق ها قطع شد؟! یادم اومد تو اخبار خونده بودم این یه هفته ای که برق برخی مناطق برلین قطع بوده کلیساها باز بودن و مردم میتونستن برای گرم شدن یا شارژ کردن گوشی هاشون مراجعه کنند!
راستی کلیسا نزدیک خونه ما کجاست؟
نمیدونم امروز که کمکیم اومد بپرسم ازش! پناهنده ها خوب بلدن!
یک دفعه انگار ذهنم رو برق گرفت! چقدر اینجا کلیسا ها فعالند! کلیساها محلِ مراجعه مداوم مردم هستن مخصوصا نیازمندان!
غذای ارزون و رایگان میخوای؟ کلیسا!
لباس میخوای؟ کلیسا
کمک هزینه خرید وسائل بچه میخوای؟ کلیسا
یک کسی که در انجام کارهای اداری کمکت کنه مخصوصا وقتی زبان بلد نیستی؟ کلیسا
تو یکم زبان بلدی، میخوای کارهای عام المنفعه انجام بدی که کار پناهدگیت زودتر درست بشه؟ برو کلیسا
چقدر ارتباط مردم مخصوصا قشر ضعیف با کلیسا قویه! طبعا بعدش فکر کردم به ارتباط مردم خودمون با مساجد! خب همه جا یه جور نیست اما من خیلی از مساجد رو دیدم که فقط و فقط وقت نماز باز میکنن و بعدش خیلی زود میبندن! چه فرصت بزرگی که به راحتی از دست میره!
یه کلیپ سخنرانی می دیدم از اقای پناهیان. مجری ازشون پرسید با توجه به وجود این همه مشکلات در جهان امام زمان علیه السلام کی ظهور میکنن؟ یه سری توضیحات میدن و یه جمله شون اینه که وقتی مساجدمون مثل مواکبمون محل مراجعه مردم و رفع نیاز ها و ... بشه ( نقل به مضمون)
#مساجد
#ظهور
#کلیسا
#آلمان
#مهاجرت
کانال دکتر موتا
مشاهدات و تجربه های یک مادرِ دندانپزشک ساکن آلمان
https://eitaa.com/joinchat/3509321946Cbb998519ef
انتشار فقط با لینک کانال
چند روز پیش که در مورد تاریخ خوندن نوشته بودم کلی سوال اومد در مورد معرفی کتاب!
من خودم تخصصی در این زمینه ندارم اما خانم علی عسگر نجاد در بله چندتا کتاب با توضیحاتش معرفی کردن. همون پیام ها رو براتون اینجا میگذارم👇
کتاب شمارهٔ ۱
روایتی از زندگی و زمانهٔ حضرت آیتالله سیدعلی خامنهای
به قلم جعفر شیرعلینیا
نشر سایان
اسم کتاب گویای موضوعش هست و نیست!
کتاب در ظاهر دربارهٔ زندگی رهبر انقلابه، اما در باطن یه مرور تاریخی مکتوب و مصوره دربارهٔ اتفاقاتی که پایاپای زندگی آقای خامنهای در ایران و جهان افتاده. از ۱۳۱۸، جنگ جهانی دوم، شروع قحطی نفت و قند و شکر در مشهد شروع میشه و میرسه به ۱۳۹۳، سال چاپ کتاب.
این کتاب سه تا برگ برندهٔ خیلی خوب داره با دو تا نکتهٔ منفی:
۱- عکسهای خیلیخیلیخیلی جذاب متناسب با موضوع هر صفحه که خیلیهاشون جاهای دیگه راحت پیدا نمیشن.
۲- خیلی شستهرفته و طبقهبندیشدهست و ترتمیز. هم قلم خیلی روونه هم طراحی گرافیکی کتاب عالیه.
۳- به جای شایعات بیپایهای که در افواه عوام میچرخه، یه عالمه اطلاعات مستند با سند و مدرک و تصویر از ۱۳۱۸ تا ۱۳۹۳ دربارهٔ رهبر ایران و خود ایران به آدم میده.
نکات منفیش چیه؟
۱- خب طبیعتاً ۱۱ سال جا مونده! الان ۱۴۰۴ خورشیدیه و ما نیاز داریم فصل جدیدی به کتاب اضافه بشه.
۲- گیرانه! خیلی گران! من همون چاپ اولش رو دارم که سال ۹۴ دراومده به قیمت ۱۴۰هزارتومن! یه کتاب تمامگلاسه!!! و البته همون موقع هم گرون بود و کلاً نشر سایان کتاباش نفیس و گرونن. الان جرئت ندارم برم ببینم چنده! در سایت نشر سایان هم اصن وجود نداشت! نمیدونم چیه داستان، ولی اینو میدونم که صد درصد میارزه خوندنش.
من هنوز تمومش نکردهم چون بیشتر از متن، روی عکساش وقت میذارم و دقیق گوشهگوشهشونو نگاه میکنم. خیلی جذابه پوشش آدمها، سر و وضعشون، فیگورشون برای عکس، پشتنویسیهای عکسها و همهٔ جزئیاتشون. گاهی دقیقهها غرق تماشای یه عکس میشم.
این خیلی خوبه که میشه تاریخ رو با محوریت رهبر خوند، پیش از قیام امام، در زمان انقلاب و پس از رحلت امام. در هر برهه بهت میگه اون موقع سیدعلی خامنهای داشته چکار میکرده.
بخش منافقین و گروهکهای ایران و شیوهٔ رفتاری آقای خامنهای جوان دربرابر این اندیشههای نوی اون روزگار هم خوندنیه.
به نظرم بر هر کدوم ما، چه دوستدار این مرد بزرگیم، چه منتقدش، لازم و واجبه یک بار لااقل بفهمیم او در طول تاریخ چطور زندگی کرده و چه رفتاری داشته.
در آخر باید اینم بگم که معرفی این کتاب به معنی تأیید تمامی مواضع نویسندهش نیست…
کتاب شمارهٔ ۲
سالسی
روزنگار مصور ایران پس از انقلاب اسلامی
اثر رضا طاهرخانی
سازمان هنری رسانهای اوج
این یکی اسمش دقیقاً همون چیزیه که هست!
هرچی از جذابیت این کتاب بگم، کم گفتهم! فکر کنید از سال ۵۷ شروع میکنه ریز و درشت اتفاقات ایران رو با بهترین عکسها از حرفهایترین عکاسها با فقط یه دونه عنوان زیر عکس براتون تعریف میکنه.
تنها صفحات متنی در کل کتاب، صفحهٔ آغازین هر ساله. به دو زبون فارسی و انگلیسی خیلی فشرده توضیح میده در این سال مهمترین خط سیاسی اجتماعی اقتصادی یا نظامی در کشور چی بوده. کتاب دوزبانهست و عناوین تکجملهای عکسها هم به فارسی و انگلیسی درج شدهن.
چیش جذابه برای من؟
مواجههٔ مستقیم با حقیقت عریان.
انگار رفیقت گوشیش رو داده دستت گفته بیا عکسای امسالم رو نگاه کن. انگار مادربزرگت آلبوم قدیمیشو از صندوقخونه درآورده باشه فوتش کرده باشه گفته بیا برات بگم کی به کیه و قصهٔ هر عکس چیه.
کیف عالم رو میکنم دونهدونه عکسا رو دقیق نگاه میکنم ببینم اون روزگار مردم وقتی میومدن راهپیمایی که البته بهش میگفتن تظاهرات، چی میپوشیدن، چه پلاکاردایی میگرفتن دستشون، بستهٔ سیگار توی دست جوونا چه مارکی بوده، کفش ورنی میپوشیدن یا آل استار؟
خوبی کتاب اینه که عکسا اصلاً از این عکسا نیستن که همهجا ریخته باشه. خیلیاشون رو اگه عکاس نباشی احتمالاً اولین باره میبینی و میخکوبت میکنن.
من از سال ۶۰ شروع کردم تا سال ۶۳ رو در این کتاب صفحه به صفحه تماشا کردم، مزمزه کردم و الان حالم حال کسیه که انگار وسط معرکه بوده، از تهران تا اهواز و خرمشهر، از دفتر حزب جمهوری اسلامی تا مسجد ابوذر تا حسینیهٔ ارشاد تا شهرک سینمایی.
برگ برندهٔ کتاب، انتخاب عکسهاست. فقط سیاسی نیست، فقط فرهنگی نیست، فقط اجتماعی نیست، همهٔ اینا با همه! یعنی وقتی داره برات میگه توی جبههها چی شد دقیقاً، صفحهٔ بعد از افتتاح جشنوارهٔ فیلم فجر میگه، میره یه نما از سربهداران نشونت میده، میره توی خونهٔ رجایی، میره جنوب تهران ماشین مردم رو میاره جلوی چشمت که منافقین منفجرش کردن، میره هویزه پیش چمران، قشنگ شهر فرنگه! دید کامل بهت میده.
اینم فکر کنم حمد خدا گرانه!
بازم چاپ اولش رو دارم، ۱۳۹۱، ۷۰ تومن.
۱۳۹۰ صفحهٔ تمامگلاسه که برخی صفحات هم رنگیان.