نماز لیله الدفن هم فراموش نشه! البته اصلش دیشب بوده گویا
از اون مهمتر و بیشتر توصيه شده اینه که صدقه بدیم امشب. اگر تونستید هر دوش رو انجام بدین
ممنون که برام کلی عکس و فیلم میفرستین و میگین یاد من و دخترم بودین
ما متاسفانه از دیروز دوباره اورژانسی اومدیم بیمارستان بستری!
و تازه دیشب فهمیدیم که یک دارو مهم و سنگین رو ده روزه که دارن اشتباه بهش میدن!
و تو این ده روز ما تقریبا روز درمیون میومدیم بیمارستان و من هر سری بلااستثنا از هر رزیدنتی که میومد برای ما میپرسیدم که من فلان دارو رو هنوز بدم؟؟ میگفتن بله!
نگو همون ده روز پیش باید قطع میشده!
تا بالاخره دیروز که حالش بد شد و اومدیم بیمارستان
اینم از باغ اروپا!
امروز هم شف و یک اتند دیگه اومدن و گفتن اونا اشتباه کردن
حالا خیلی اشکالی نداره باز خوبه بیشتر دادی! اگر اشتباهی کمتر میدادی بد بود🤦♀️
اینم از این
البته که تو این مدت کوتاهی که ما درمان شروع کردیم خطای چهارمشونه! این دفعه هم که فهمیدیم باز من خودم رفتم به یکی از پزشک ها گفتم بیا برو لطفا دقیق چک کن من احساس میکنم قبلی ها دقیق بررسی نکردن چون به نظر خودم هم باید دارو رو قطع میکردیم🤐
کانال دکتر موتا
مشاهدات و تجربه های یک مادرِ دندانپزشک ساکن آلمان
https://eitaa.com/joinchat/3509321946Cbb998519ef
انتشار فقط با لینک کانال
دیروز از خونه با خودم خورش مرغ آوردم( با برگه زرد آلو و هویج پخته بودمش) الان گرم کردم برای بچه ها که شام بخورند
پرستار اومد تو اتاق در لحظه گفت وای اینجا چه بوی خوبی میاد! تو دلم گفتم بله در برابر چیزهایی که شماها میخورین مرغ دو روز مونده ما بوی خوبی میده
پینوشت: چند روز پیش ها یه بسته سوزن دوزی خریدم برای دخترم فکر میکردم کوبلنه! گفتم یکم تجربه کسب کنه الان که تابستونه و مثل مامانش بی هنر نشه! برای نوجوونیشون هم خوبه!
خودم در بچگی یه ذره کوبلن دوخته بودم گفتم بالاخره یک کاریش میکنیم با هم
هیچی دیگه اوردیم خونه دیدم شماره دوزیه! منم صفررررررم در اینجور هنر ها
اون که بیخیالش شد ولی من با خودم اوردم بیمارستان و نشستم پاش. آسونه اما خیلی زمان بره!
اگر موشن سیکنس داشته باشین ممکنه مثل من تهوع بگیرین البته
کانال دکتر موتا
مشاهدات و تجربه های یک مادرِ دندانپزشک ساکن آلمان
https://eitaa.com/joinchat/3509321946Cbb998519ef
انتشار فقط با لینک کانال
ساعت ده و بیست و سه دقیقه شب
واقعیت از اونچه که در عکس میبینید یک کوچولو روشنتره تازه!
منتظریم تاریک بشه نماز بخونیم بخوابیم!
یعنی این فصل سال مسلمانها خیلی سختی میکشن اینجا! اینجا برای سر کار رفتن واقعا لازمه سر شب بخوابی وگرنه نمیکشی! خودشونم تو هوای کاملا روشن میخوابن ولی ما برای نماز ناچاریم بیدار بمونیم
اون زمانهایی که ماه مبارک این فصل از سال بود که رسما نابود شده بودیم
ده و نیم شب اذان بود، یک و نیم شب امساک!
ولی اذان صبح میشد ساعت سه🤐
کانال دکتر موتا
مشاهدات و تجربه های یک مادرِ دندانپزشک ساکن آلمان
https://eitaa.com/joinchat/3509321946Cbb998519ef
انتشار فقط با لینک کانال
اگر یک دختر جوان بیاد به شما بگه من به سبک زندگیم خیلی اهمیت میدم و در کنار همه مشغله های زندگی برای خودم بک روتین مشخص دارم که اغلب 90 درصدش رعایت میشه
و بعد مثال بزنه که
همیشه صبح که بیدار میشم نیم ساعت ورزش میکنم بعد بیست دقیقه به ظاهرم میرسم مثلا موهام رو روغن میزنم، ماسک صورت میزنم بعد میرم سراغ صبحانه!
و ادامه بده به تغذیه سالم خیلی اهمیت میدم
نیم ساعت وقت میگذارم صبحانه سالم برای خودم درست کنم و بعدش تازه میرم سروقت کارهام و کمی مطالعه میکنم مثلا یک ساعت و...
برای میان وعده باز برای سلامتی خودم وقت ميگذارم و چندتا مغز رو تازه بو میدم ( رست میکنم ) برش های میوه اماده میکنم
بعدش میرم سروقت اتاقم یا کارهای خونه
لباس ها رو اتو میکنم همه رو! حتی لباس تو خونه ای ها رو!
بالاخره ادم باید برای خودش ارزش قائل بشه
بعد دیگه وقت نمازه! نماز میخونم با دوساعت تعقیبات
این وسط البته یک قیلوله هم رفتم قبل نماز
و بعد یکم با گلهام وقت میگذرونم نهار سالم گریل شده درست میکنم با سبزیجات بخار پز
بعد میرم کنار خانواده کمی با اونها وقت میگذرونم یکم فضای مجازی میبینم بعد میروم پیاده روی عصر و بعدش باز یک ساعت مطالعه و شام سالم و روتین پوستی و رسیدگی به پوست دست ها و در نهایت نماز و خوندن نیم ساعت تفسیر قران و بعد هم مسواک و خواب!
یه وقتی هم در روز میگذاره مثلا برای کمک به هم نوع و فامیل و خانواده و ...
اما برنامه شخصیش همینقدر کامل و جامع باشه
اگر یه نفر برنامه روزش رو براتون اینجوری منظم و دقیق بیان کنه بهش چی میگین؟؟
ایا بهش آفرین نمیگین؟؟
هم قران و هم نماز اول وقت و تعقیبات و تفسیر
روتین پوستی و ورزش و تغذیه سالم و مطالعه!
افرین نداره به نظرتون؟؟
کانال دکتر موتا
مشاهدات و تجربه های یک مادرِ دندانپزشک ساکن آلمان
https://eitaa.com/joinchat/3509321946Cbb998519ef
انتشار فقط با لینک کانال
خب اغلب گفتیم افرین دمش گرم کاش ماهم بتونیم
حالا اگر همین دختر جوان یا مجردِ با برنامه که به همه جنبه های زندگیش داره میرسه بگه البته من امسال امتحان کنکور هم دارم!!!!! و اضافه کنه هدفم اینه رتبه دو رقمی بیارم
اون وقت چی؟ هنوز بهش میگین افرین به برنامه ریزیت؟؟
حالا بیاین فرض کنیم این دختر کنکوری در ادامه بگه تازه یک مشکل خیلی بزرگ هم برای خانوادم پیش اومده در حد مرگ و زندگی!
دیگه چی فکر میکنید راجع بهش؟؟؟
نمیگین عزیزجان تو کلا زندگی رو چپه فهمیدی؟؟؟
پس اولیت بندی چی میشه؟؟
مگر میشه تو همچین شرایطی تو تمرکزت رو بگذاريد روی ورزش و تفسیر قران و خواب قیلوله! که همشون کارهای خوب و مهمی هستن!
مثلا پدرمون از ما کمک بخواد بگه بیا کمکم و ما بگیم صبر کن دارم تفسیر میخونم بعدش میام!
راستش از نظر من روتین داشتن و رسیدگی به خود و حفظ روحیه و تزیین غذا و .... خیلی خوبه، لازمه
من خودم اهلشم
در یک کلمه همه این کارها خیلی مهم هستن
اما نه در سال کنکور!
سال کنکور یک وظیفه اهم به عهده اون فرده که اکثر کارهای مهم رو کنار میزنه!
بله در سال کنکور نماز میخونیم با توجه، کمی قران هم میخونیم یکمی هم حواسمون به تغذیه و خوابمون هست در حدی که ما رو کمک کنه در امتحان کنکور موفق بشیم!
این ادم در یک جمله درگیر کارهای مهم شده و از کار اهم ( یعنی مهمترین کار) همون کار اصلیه جا مونده!
درسته؟
خب تا اینجاش تو ذهنتون باشه
الان بریم یه سر دیگه قصه
مسیر رو گم نکنیدها
هزار خرده ای سال پیش حالت طبیعی در جامعه این بود که امام معصوم همیشه حضور داشت!
مردم میدیدنشون، سوالهاشون رو میپرسیدن و ..
رفته رفته شیعیان آب رفتن، ضعیف شدن، کم شدن تا جایی که 11 امام ما به شهادت رسیدن و جان امام دوازدهم چنان در خطر بود که خدا از چشم ما مردم مخفیش کرد تا زمانی که که دوباره اونقدر قوی بشیم که بتونیم از جان اماممون نگه داری کنیم
مشکل قدرت داشتن دشمن نبودها!! مشکل ضعیف بودنِ شیعیان بود!
مشکل این بود که به قدر کافی پای کار نبودن اهل فداکاری نبودن اهل ایثار جان و مالشون نبودن اهل بصیرت نبودن! تازه امام ها رو نصیحت هم میکردن این کار رو نکن جونت رو از دست میدی🤦♀️🤦♀️🤦♀️
نگفتن ظهور وقتی اتفاق میافته که دشمن قدرتش رو یا یارانش رو از دست بده! ظهور وقتی اتفاق میافته که مردم پای کار و اهل بصیرت، اونهایی که اهل ایثار و فداکاری هستن اونقدر زیاد باشن که دیگه جان امام در خطر نباشه به اون معنا!
کانال دکتر موتا
مشاهدات و تجربه های یک مادرِ دندانپزشک ساکن آلمان
https://eitaa.com/joinchat/3509321946Cbb998519ef
انتشار فقط با لینک کانال
جریان غیبت پیش اومد و اول نواب خاص و بعد هم نواب عام بعد هم مرجعیت شیعه تا رسید به امام خمینی!
ما معصوم نداشتیم اما اماممون بود علنی با هواپیما از فرانسه اومدن ایران و دشمن جرئت نکرد دست از پا خطا کنه!
دلش نمیخواست امام رو بزنه؟ قطعا میخواست
پس از کی میترسید که نزد؟؟ خیلی ارتش پیشرفته و گسترده ای داشتیم؟ سلاح هسته ای داشتیم؟ تهش چند تا هواپیما جنگي بود دیگه! یادتونه که ما حتی سیم خاردار هم نمیتونستیم تولید کنیم!
درصد افراد تحصیلکرده جامعه مون به شدت پایین بود
اما دشمن از همون جامعه، از ملت ایران میترسید! میدونست پای کار هستن!
گذشت و گذشت و گذشت
تا وضعیت به حدی رسید که جان ولی فقیه در جامعه ما در امان نبود
گاهی ازشون خبر نداشتیم، برخی از سفرهاشون اطلاع رسانی نمیشد
حتی در دیدار با خانواده شهدا رسما اطلاع نمیدادن که امام میان و...
گذشت و گذشت به کیفیتی که میدانید و دشمن اینقدر جسارت پیدا کرد که جرئت کرد امام ما رو بزنه و شهید کنه!
من مدام به این فکر میکنم که اختلاف توان نظامی ما به دشمن الان خیلی کمتر از اول انقلابه! دشمن اول انقلاب از ما خیلی خیلی قوی تر بود از نظر تسلیحات الان هم قوی تره تعارف که نداریم اما ما این اختلاف رو کم کردیم در این سالها
پس چی شد که دشمن الان جرئت کرد و امام ما رو شهید کرد؟؟
شما فکر میکنید علتش چیه؟؟؟
برام حتما بنویسید