#روزانه نويسي
روز ۸۴ جنگ
یکشنبه ۳ خرداد
شب ۲ خوابیدم.مادرم بعد نماز دیگر روی زمین بند نبود و گفت بروبم بیمارستان.در راه زیارت عاشورای چله مان و سوره یاسین خواندیم تا برسبم.پدرم در زندگی فقط دوید و کار کرد.یادم هست بچه بودم دو جا برایش گریه کردم.یکی وقتی کلاس اول بودم و ظهر دیر کرد؛با خشم صورتش را نگاه کردم اما نگاهم که به دستان باندپیچی شده اش افتاد، چشمانم تر سد.ماشین آتش گرفته بود و او تلاش کرده بود اولین ماشین عمرمان که دسته دوم خریده بود،را نجات دهد.دومین جا وقتی بود که یک بار ماهی بزرگی را که به قیمت عمده خریده بود،گذاشته بود روی پشتش و آورده بود خانه. نمیدانستم برای کدام گریه میکنم؟خستگی اش؟لباسی که روی دوشش کثیف و بودار شده بود؟یا عدم غر زدن و شکایتش؟اصلا تقصیر اوست که من این فکر را برداشتم که مرد خانه،غر نمی زند و نباید بزند!!
اصلا همه پدرها،دخترهایشان را بدعادت می کنند!با دیدن اکسیژن توی بینی اش و موهای سفیدش و لبخند زورکی اش،یاد حرفهای چند وقت پیشش افتادم:صدیقه،فکر نکنی من از زندگی لذت نبردم.موقع دانشجویی که لذت بقیه،مشروب بود،من از ورزش لذت بردم.من نون و پنیر را طوری خوردم که انگار،کباب است!ولی من دلکرمی مادرم از صبح تا ظهر که او را ببرند برای آنژیوگرافی یودم.این را خودش موقع خداحافظی ظهر که خسته ولی شاکر از زنده بودن بابا،به سمت کشیکم می امدم گفت. و گفت خدا،بچه هایت را عاقبت بخیر کند.پس گریه نکردم.پس کم نیاوردم.حتی کلاس کوچینگم را هم رقتم.از نعیم طهرانی سالها پیش در کلاس، یاد گرفته بودم :کار ما آدمها،حذف است...کاش جمع را یاد بگیریم. سریع،کاری را برای کار دیگر حذف نکنیم.
اما ظهر که به بیمارستان کشیکم رسیدم،بدن درد وحشتناک ناشی از استرسی که متحمل شده بودم،داشتم.وتلاشم بابت خوابیدن،منجر به بیدار شدن با گریه بعد از یک ربع شد.خواب دیدم مثل دوران دانشجویی تخصص،که محمدعلی چند ماهه بود و من کشیک های ۳۶ ساعته میدادم،موقع خواب دستم را روی تخت باز کرده ام تا کودکم روی بازویم بخوابد.آن سالها،از فرط سختی فراق کودک شیرخواره ام،این کار را می کردم و چقدر خوب،حس و دلیل بشقاب چیدن مادر شهدا را برای فرزند شهیدشان،میفهمیدم!
گفتم شهید،کاش شهادت ره بر از یاد مسوولان نرود!مثل مردم که هشتاد و چند روز است کف خیابانند و انتقام خون او را یادشان،نرفته.و باز یاد آن اصلاح طلب نا انسان افتادم که نوشته بود رهبرِ کشته شده!خدایا،خداوندا،ایران در تاریخ ،برعکس امور نظامی، یستن عهدنامه ها و قرارصلح ها را بلد نبوده.امروز و فردا و فرداها را به تو میسپاریم.
@madarokoodakeiran
فردا باذن الله از ۹ مطب،پذیریتان هستیم.
لطفا بدون هماهنگی تشریف نیارید💜💛
*واقعیت اینه که کاملا راسته* 🥲
شاید برای خیلیها باورکردنی نباشه، اما اسهال در کودکان زیر ۲ سال، اگه طولانی بشه و بهش بیتوجهی کنیم، اصلا شوخیبردار نیست و میتونه دلبندتون رو واقعا در معرض خطر جدی قرار بده📛
@madarokoodakeiran
حالاچرا اسهال میتونه اینقدر خطرناک باشه؟
ببینید، بدن کودک خیلی کوچیک و حساسه🌱
وقتی اسهال اتفاق میافته، بدن در زمان خیلی کوتاهی حجم زیادی از آب و املاح ضروری (مثل سدیم و پتاسیم) رو از دست میده. این دهیدراته شدن یا همون کمآبی شدید، باعث میشه ارگانهای حیاتی بدن مثل کلیهها و مغز نتونن درست کار کنن🤯
وقتی بدن نتونه این کمبود رو جبران کنه، وضعیت به سرعت میتونه بحرانی و حتی مرگبار بشه🥲
@madarokoodakeiran
یا مثلا تب چطور میتونه زنگ خطر باشه، چه وقتهایی؟🤔
تب به تنهایی همیشه خطرناک نیست، اما در این شرایط باید خیلی جدی بگیرید👇
✔️زیر ۳ ماه: هر تبِ بالای ۳۸ درجه سانتیگراد
✔️در کودکان بزرگتر:
● اگه تب بیش از ۳ روز طول کشید.
● تب بالاتر از ۴۰ درجه سانتیگراد.
● بیحالی شدید یا خوابآلودگی غیرعادی.
● سفتی گردن، تشنج یا مشکل در تنفس.
● ظاهر شدن دانههای پوستی بنفش یا تیره.
● نوشیدن مایعات بسیار کم (یا امتناع از شیر خوردن).
● گریههایی که به هیچ وجه آروم نمیشن.
@madarokoodakeiran
✨اینجا دقیقا همونجاییه که اهمیت آگاهی والدین مشخص میشه🫴
اینکه بدونید تو اون لحظات طلایی چطور بدن کودک رو مدیریت کنید، چطور آبرسانی رو درست انجام بدید و چه زمانی سریعا به پزشک مراجعه کنید، میتونه تفاوت بین یک بیماری ساده و یک بحران جدی باشه👀
@madarokoodakeiran
برای همین، من *دوره جامع درمان خانگی بیماریهای شایع کودکان* رو دقیقا با همین هدف طراحی کردم که شما به عنوان والدین، توی شرایط سخت با آرامش و دانش کافی از پسِ مراقبت از فرزندتون بربیاید📚
💡 *همین الان میتونید برای ثبتنام و شروع یادگیری از طریق ایدی زیر اقدام کنید👇*
ارتباط با ادمین: @Tasnim1991
@madarokoodakeiran
💥برای شرکت در لایو امشب ساعت ۲۳
اسم و فامیل وشماره تماس ( شماره تماس به انگلیسی) را به آیدی ادمین بفرستید..
♦️برای شما پیامک یادآوری رأس ساعت ۲۳
ارسال خواهد شد✅
ارتباط با ادمین: @tasnim7
جا نمونید از ثبتنام🤳😍
مامان و باباهای آگاه تند تند دارن ثبتنام میکنن👌
@madarokoodakeiran