#روزانه نویسی
روز ۸۷ جنگ
چهارشنبه ۶ خرداد
شب آرام کشیک عید أضحی ،به صبحی طوفانی تبدیل شد.بعد از نماز صبح،یه نوزاد نارس ،بدحال شد.تا کارهای او را انجام دادم،از بلوک زایمان گفتند یک نوزاد با رشد ناقص رحمی،دارد به دنیا می آید،دویدم جلوی بلوک زایمان،در بسته بود،همراه مریض بلوک،مرتب از من سوال می پرسید و تلاش من بابت فهماندن اینکه من متعلق به بخش دیگری هستم و الان هم استرس دارم ،فایده ای نداشت.اخر گفتم بفرمایید بنشینید،من باید برم داخل! او هم برگشت گفت چه خودخواهه دکتره! وقت و اعصاب جواب دادن ،نداشتم.رفتم دور زدم و از در مخفی بلوک وارد شدم.مادر،در حال زایمان بود.خدا را شکر ،بچه حالش خوب بود و لذا کمک کردم،مادر همان موقع،نی نی را زیر سینه اش بگذارد.بعد از تحویل بیماران،سلانه سلانه و مثل زندانی رها شده، به سمت امامزاده صالح رفتم.دست کشیدم به قبور شهدای هسته ای و غیر هسته ای و بعد رفتم داخل.از طرف همه زیارت کردم.درست است داخل نمیگذارند دراز بکشم،اما دیدن مناره از زوایای مختلف،یکی از سرگرمیهای لذت بخش من است .پس رفتم محوطه بیرون و دراز کشیدم(عکسش همینه).دیگر لابد اهل خانه بیدارند.پس یه سمت خانه رفتم.به ذهنم رسیده بود پنج شنبه برویم استخر.سه ماه است به بچه ها قول دادیم!!به دخترها خبر دادیم. نماز ظهر و عصر،دیدم فاطمه زهرا قنوتش طول کشید!!اول نفهمیدم چرا.نمازش تمام شد گفت:داشتم از خدا توی قنوتم بخاطر استخر و برنامه های دیگه تشکر می کردم😍😍
عصر هم،جلسه کوچینگ ،در نقش کوچی شرکت کردم و مابقی روز هم مثل باد گذشت.کشیک شب ،حتی اگر بتوانی کمی بخوابی،کوفت است!!!فردایش هوا را مواج میبینی و پای چشمت چاله سیاه می افتد و ضعف داری!حال امروز من!تا فردا شبش نشود و نخوابی،جبران نمی شود.
اما من انتخابش کرده ام.خودم!با آگاهی!پس غر نمی زنم.آفرین به تو صدیقه.
آفرین درخت!این روزها مرتب توی ذهنم می آید:آفرین درخت!
مگر ایرانی ای که قضیه "آفرین درخت" را نداد،هست؟
مثل میناب مثل تنگسیری،مثل لگو،تنگه هرمز پرچم، تجمع،مثل الله اکبر.چقدر قاموس کلمه ها و فرهنگ عده ای از ما ،متفاوت شده است!!الحمدلله برای این فرصت💜💛
در جنگ،در جهاد، در این ایام که ما هستیم،میتوان چندین برابر توشه برداشت.نورها و توشه های نور که جمع میشود و پله آمدن امام زمانمان می شود.
خدایا نور این ملت را بیفزای و توشه نور ما را پر و پیمان بده.
@madarokoodakeiran
دکتر صدیقه طهرانچی
احساس کردم خیلی از مشکلات ارتباطی از سوء برداشت ما و من از شخصیت اطرافیانه....مثلا همسرم یه تعریفی از حمایت داره،که من ممکنه اونو دخالت بدونم!پس اگه تیپ های شخصیتی رو بلد باشم،کمکم میکنه حرص نخورم و نیت اون آدم رو بفهمم!!!
هدایت شده از زهرا خالقی «توسعه فردی زنان»
اگر دوست داری این مهارت رو اصولی و کاربردی یاد بگیری،
دوره شخصیتشناسی منتظرته 🌱
*به مناسبت عید قربان،
ثبتنام این دوره با ۵۰٪ تخفیف ویژه باز شده*
این فرصت دیگه با این قیمت دیگه تکرار نمیشه👀
‼️ فقط برای طرفیت ۳۰ نفر
*اگه میخوای همراهمون باشی کلمه «شخصیت» رو اینجا بفرست برامون👇🏻💛
@zahrakhaleghibusiness *
دکتر صدیقه طهرانچی
اگر دوست داری این مهارت رو اصولی و کاربردی یاد بگیری، دوره شخصیتشناسی منتظرته 🌱 *به مناسبت عید قرب
راستی،قسطی هم قبول میکنند عزیزان.
#روزانه نویسی
روز ۸۸ جنگ
پنج شنبه
صبح تا دخترک(با ک تحبیب) را صدا زدم،مثل فشنگ از جا پرید،چون میدانست میخواهیم برویم استخر.الکی نیست می گویند جمعه به مکتب آورد طفل گریزپای را.پنج شنبه هم به مکتب آورد...😃
استخر از شش صبح باز بود و من از دهانم در رفت و گفتم.حالا به زار و زور قانعش کردم که بین ۸ تا ۹ آنجا باشبم و نه ۶ !مثل بچگیهای ما از شدت ذوق،مایو را از خانه می پوشد.خداراشکر میکنم که هنوز با وجود جنگ،میتوان به استخر رفت.من خودم ،نیمی از بچگیم در استخر گذشت.و چقدر در شکل گیری جسم و روح قوی برایم موثر بود.
در کوچه که منتظر آمدن زهرا و دخترها هستیم،به دخترک می گویم:خوسحالی برگشتیم ایران؟می گوید اوهوم ولی دلم برای کربلا هم تنگ می شود.می گویم من هم همین طور.
.وروی استخر،وقتی می گویند تخفیف عید تا عید هم شامل شما شده، همچون یک ایرانی اصیل،سر از پا نمیشناسیم🤣.در آب، زهرا در حالیکه خیلی جدی استایل شنا به خودش گرفته می گوید بزن بریم.می گویم صبر کن صبر کن.کی گفته ما اومدم استخر شنا کنیم؟ما اومدیم حرف بزنیم😃حالا لطف می کنیم این حرفو موقع قدم زدن در آب می زنیم..از در و دیوار حرف می زنیم. و دخترها هم با هم مشغولند.بعد از آن، به خانه مادر می رویم و بابا را برای اولین بار بعد از ترخیص از بیمارستان،می بینم.کمی بی حال است.شکر خدا برای وجودش.جلسه ای دارم که می روم و سپس بالاخره خانه!اما دیگر جان رفتن به تجمعات را ندارم.در عین حال،عذاب وجدان هم دارم!لبنان،در حال خونریزی است.بی صدا شیعیان دارند سلاخی می شوند! مثلا جزو آتش بس ما هستند ولی نمیدانم چه اشتباه یا مصلحتی هست که اعتراضی از طرف ما شنیده نمی شود.آتش بس ،خیالِ یک طرفه است.فقط باید این کلمه از آقای شهید،رهبرِ همه فن حریفی که از نوت بتهوون تا ژئو پلتیک ایران را خوب بلد است(و به نظر من بخاطر کتاب خواندن زیاد و سختی زیادیست که کشیده) را به خاطر داشت:جنگ وجودی!!!!یعنی یا ما یا اسراییل.فقط دعا می کنم و دعای علقمه می خوانم تا هرکه برخلاف مصالح ایران،قدم برمیدارد،ساکت شود.رهبر جدید هم که فرمودند منازعه موجه یا غیرموجه را کنار بگذارید.پس دهانم را می بندم و بیشتر وارد جزییات نمی شوم.خدا کمک کند انشالله.
@madarokoodakeiran
خانواده ،کلش توسط اسراییل...😭
مربوط به روزانه نویسی روز ۸۸
@madarokoodakeiran
خدایی
شروع دوره درمانهای خانگی،فرداست
چرا عده ای،نه به پیامک نه تلفن ادمین، جواب نمیدین
و وارد لینک نشدین؟؟
اینم فرش قرمز🧧
بیاین دیگه😬