دوشنبه و سه شنبه
#روزانه_نويسی
روز ۱۰۴ و ۱۰۵ جنگ
بابا لنگ دراز عزیز اگر از نوشتن روز قلانم جنگ،خسته شده ای،کور خواندی😬اخر،این دشمن وجودی،مگر از ذاتش دست برمیدارد؟
ماشالله به کار تیمی و به برنامه ریزی اش،که برای من درسی برای آموختن دارد!همین امروز، فلان شخص عراقی را دعوت کرد تا سبیلش را چرب کند تا حشد الشعبی را خلع سلاح کنند!
ارتش اسراییل هم که در اعترافی درس آموز،دیروز گفت ما هرکاری که طبق نقشه از اکتبر ۲۰۲۳ [یعنی طوفان الاقصی] به ما سپرده شد ه بود،انجام دادیم!
یعنی خیال کن صد در صد موفقیت!!!!که جز با کار تیمی ممکن نیست!حالا میخواهد مثل این ترسوها،ترور باشد یا مبخواهد پیشروی در خاک سوریه باشد!
اصلا بابا لنگ دراز عزیز،ما ایرانیها،عادت به گل خوردن دقيقة ۹۰ را تا حدودی داریم.حالا که همه دنیا ،دارند آمریکا را برای شکستش مقابل ایران،مسخره می کنند،من بیشتر دلم می لرزد!از غرور!از غفلت.
بگذریم!سفرنامه کربلا را بچسب که با مسافرت به سامرا وکاظمین و سید محمد شروع شد و مسافرت لذت دار اما طاقت فرسایی بود.شب موقع خواب،پادرد بدی داشتم.اما از رو نرفتم!گفتم من فردا صبح میروم حرم!اما از ساعت ۴ ،هر وقت بیدار شدم که راه بیفتم،شیطان یا هرکسی که نمیشناختمش نهیب زد:بخواب!تو برای خودنمایی میخواهی کلیپ ناخون را ضبط کنی...پس نرو.اخرین بار ساعت ۸ مست محکمی بر دهانش کوبیدم و گفتم:من اصلا میخواهم چه کسی برای آنها باشم؟
و تمام!شیطان پرید و من هم مثل کک به سمت حرم حصرت عباس به راه افتادم.
خلاف بزرگم که چایی عراقیست را نوشیدم و عکس گرفتم!ظهر هم منرل رییس موکب،دعوت بودیم که خیلی زحمت کشیدند.ظاهرا عربی حرف زدنم هم با تپق بیشتری شده.چون حاچ خانوم با کشس تعارف ندارد و مثل قدیمی ها،نظرش را رک میدهد.
شب مراسم تعویض پرچم را با هم رفتیم و الان از خستگی،پلک هایم بر هم می رود.شب بخیر ایران جانم.خوب باش و خوب بمان تا برگردم
@drtehranchi
دیگه صدای ادمین هم در اومد...😁
عادت نداره سکوت منو...
کجام؟بیمارستانی که ۳ سال مسوول قسمت نوزادانش بودم.
این چیه؟
نگران نباشین،معتاد نشدم🤣
مته است!
@drtehranchi
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چه سختی هایی...
چه لذت هایی...
زندگی همینه....هیچ چیزش خالص نیست.
راحتی و سختی اش با هم مخلوطه...
@drtehranchi
وقتی دوستت لبنانیه،یه ماگ پر از نسکافه مهمونت میکنه!خوردم به زور😅
#کربلا
@drtehranchi
نجلا شيعه است.پرستاره و عاشق آموختن.اهل جنوب لبنانه.روي پاش،یادگاری اسراییل نقش بسته.وقتی دختر کوچیکی بوده،مجروح شده.
قبل کربلا سعودی کار میکرده،فهمیدند شیعه است و مدافع سید لبنانی،بیرونش کردند و اومد کربلا.
دکتر آلا ، معاون بیمارستان،عراقيه متخصص زنانه.بسیار فهمیده،با شخصیت،حل کننده مشکلات
خلاصه، توی هر ملتی،همه جور آدمی پیدا میشن.
موافق نیستم این جملات رو:عراقیها همه فلان طورند...عراقیها،همه بیصارند.
دیدن رییس بیمارستان نرفتم.چون خاطره خوبی ازش ندارم!تعارف هم ندارم.ولی از اعماق دام برای دکتر آلا دلم تنگ شده بود
#کربلا
@drtehranchi
گفتم وضع علویون چطوره؟
دکتر وفا گفت چرا برات مهمه؟
گفتم دوستم هستین.مهم بود و هست.
گفت ایران،کنار علوی ها نایستاد!بعد سقوط
گفتم عزیزم،ما اونجا مهمان بودیم،وقتی بشار،حرف گوش نداد ،مهمان که نمیتوانه کاری بکنه!
دکتر عبیر گفت:ایران چیکار میتونست بکنه وقتی ما سلاحهامونو زمین گذاشتیم؟!
لااقل با شرافت،شهید می شدیم!نه با ذلت،هر روز دخترهامونو ببرن و بچه هامونو بکشند.
@drtehranchi
بهشون گفتم:مقاومت،هزینه اش کمتر از تسلیم شدنه!!!
فكر كن ايران،تنها تونست امریکا و اسراییل رو شکست بده تا اینجا.
اگر همه اعراب و مسلمونها با هم بودیم،چی میشد؟
گفتند:راست میگی!
#کربلا
7.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دکتر عبیر داره تعریف می کنه توی سوریه،حمص که خانوادش هستند،تا الان حتی هفته قبل،قتل هست!
ت..جاوز هست.
خونَش رو هم که پسندیده بودند و گرفته بودند،پس ندادند
میگه از زن کسی خوششون بیاد،میگیرن ،میبرند 😭😭😭😭
وای خدایا...
@drtehranchi
چه عجب!توی بیمارستان،مهد کودک،درست کردند!
چقدر بهشون گفتیم و نشد...
آخر شد
مادر از بچه نباید جدا باشه.در هیچ ملت و فرهنگی.
@drtehranchi
براشون،سوغاتی گل محمدی امساله(ماشالله کیلویی سه تا ۵ میلیونه)😬
و سرمه=کحل و جا سرمه ای آوردم.
دکتر عبیر گفت انشالله کحل رو میذارم،پیروزی نهایی ایران،می کشم توی چشمم.
بعدم گفت
شما خیلی قوی هستین،
باید به احترامتون،کلاه از سر برداشت💜💛
@drtehranchi
#كربلا
نشسته ام روبرویت...و اعتراف میکنم به ضعف...
اعتراف به اینکه من هیچچیز بلد نیستم!
دو دست خالی آورده ام.
که پر از خالی اند .پر از ترس و امید همزمان.
آشفتگی خاصی دارم...شاید "دوست دارد یار ،این آشفتگی".!
یا قمر
پر از بارش کلمات متعجبم!کلمات سرگردان.توشه ام،خواهش است.خواهش دهها نفر برای مادر شدن.دهها نفر برای شفا.مادرم ،اشکهایش را همراهم فرستاده. قمرا !خسته نشو از ما.از کثرت درخواست ها..مگر اجدادت نفرمودند"احتاج الناس اليكم،نعمة فلا تملوا النعم.احتیاج مردم به شما نعمت است،پس از نعمت ها خسته نشوید!"
دیدم که دیدی با دخترک ،در حرمت چطور برخورد کردم.خسته ام کرد!ردش کردم برود با پدرش!اما تو خسته نشو!ردم کنی،کجا بروم؟پیش پدرم؟پدرم ،که پدر شماست!مگر پیامبرجان نگفت "انا و علی ابوا هذه الامة!من و علی،پدران این امتیم."
قمرالعشیره،دیروز ،موقع مراسم تعویض پرچم،حالم خیلی بد شد.این همه لبیک گو! هزاران هزار ! که ۳۱۳ یار از آن در نیامد؟قلبم می سوزد وقتی آن کله زرد می گوید اگر قاسم سلیمانی را نمی کشتیم،الان این همه موفق نبودیم.راست می گوید خاک برسر.احتمالا امام غایب،۳۱۳ تا مثل قاسم میخواهد!
ای پدر خوبیها،ابوفاضل،من که نیستم!یکی از ان ۳۱۳ تن.الانسان علی نفسه بصیرة!هركسي بر احوال خودش داناست!من،هنوز ،نیستم!اما خودم دیدم ره بر شهید، جنگ را کاتالیزور میدانست.بله!!! جنگ،محل سرعت بخشیدن پتانسیل هاست!هیچم را به بی نهایت،متمایل کن که در جنگیم!جنگ خونهای صفر متمایل به بی نهایت و شمشیرهای آخته ی بی نهایت!
@drtehranchi
دو تا کتاب فروشی هست
در محوطه بین الحرمین
رقتم گفتم کتاب از سید قائد شهید دارین؟
گفتند نه والله
می خواستم بگم خیلی بی بصیرت تشریف دارید والله!!!
@drtehranchi
#کربلا
#روزانه_نويسی
چهارشنبه
روز ۱۰۶ جنگ
به نظرم،مثل مبدا تاریخ هجری،مبدا پرده در شدن حمله به ایران،از جنگ ۱۲ روزه،مبدا مهمی است!حریمی شکسته شد که نباید!الان هم هیچ گاه مسوولین ما نخواهند توانست به راحتی قبل،در خانه و خیابانها،قدم بگذارند!خصوصا سید مجتبی.این روزها زیاد به فکرش هستم.سخت است بی کَس،شده باشی و نگران بچه هایت هم باشی و مسوولیت بزرگی هم داشته باشی!
انشالله مبارک باشد توافق نامه.چه جالب است که حتی انقلابی ها هم درباره آن اتفاق ندارند.عده ای قربان صدقه قالیباف می روند که در حال تحمل چه تهمت هاییست.عده ای می گویند مثل برجام است و نه سایه جنگ و نه مشکلات اقتصادی را حل نمی کند!
اما در صحنه بین الملل،ایران،برنده محسوب می شود!فعلا!
اما اگر این توافق موجب شل شدن و غفلت شود و تروری که قطعا شبانه روز ،دنبال آن هستند،صورت بگیرد،همه بازنده آن خواهند بود.
[ ] بگذریم.صبح در خواب و بیداری،تمرین کوچینگ انجام دادم و بعد با دخترک،روانه بیمارستان خدیجه شدیم تا دوستان را ببینبم.جای نوال خالی که سوریه است.بقیه،یک صبحانه نون و پنیر به ما ندادند.مگر کیک و نسکافه،صبحانه می شود؟😅
عصر هم کلاس کوچینگ داشتم و بعد خرید چادر عربی جدید و سپس حرم حضرت عباس.باز دخترک گیر داد که تیمم می کنم و وضو سخت است و آن روی عذاب وجدان مادری مرا بالا آورد .گفتم خاک بر سر من.چه دختری پرورش دادم!بعد از کلی حس بد دادن به دخترک، رساندمش به بقیه و خودم در بین الحرمین،بست ،نشستم.هرچقدر لازم بود گریه کردم و نوشتم و حتی خندیدم(با دوستی که پتو به سر،با ابالفضل عباس،حرف زد)و تمام.
خدا قبول کند پست ناخن مصنوعی را.به قول حاج قاسم اونیکه باید ببینه،میبینه.
معبودا!با اغماض ،ببین و خودت ما را پاکیزه بپذیر
@drtehranchi