eitaa logo
دکتر صدیقه طهرانچی
5.3هزار دنبال‌کننده
2.5هزار عکس
796 ویدیو
22 فایل
دکتر صدیقه طهرانچی،موسس مادر و کودک ایران، فوق تخصص نوزادان متخصص اطفال،ریاست سابق nicu حرم امام حسین ع ادمین @Tasnim1991 آیدی ما @drtehranchi پرسش و پاسخ رایگان پزشکی: https://eitaa.com/joinchat/2347304130C0c25ce5d24 سایت:madarokoodakeiran.com
مشاهده در ایتا
دانلود
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
خلاصه:مقبل، شاعر ایرانی، که اکنون در کاشان دفن است، نمی تواند خود را به کربلا برساند و مشغول مداحی با دل شکسته در یک حسینیه عادي می‌شود.در خواب به کربلا می رود و در مجلسی... داستان،، طولانی بود و فکر کردم به صورت صوتی،احتمال بیشتری دارد گوش کنید. لذا بی آمادگی خاصی، ضبطش کردیم.فاطمه زهرا هم شرکت کرد. انشالله که از ما بپذیرند. 🤲 @drtehranchi
این هم برای آنها که نوشتارش را می خواهند: ماجرای خواب مقبل (شاعر اهل بیت) در سالى زوّار بسیاری از اصفهان، به جهت زیارت عاشوراء عازم کربلا شدند و من (مقبل) مرد تهیدستى بودم. به یکى از دوستان خود گفتم که می‌ترسم بمیرم و آرزوى زیارت سیدالشهداء روحى له الفداء در دلم بماند. پس او، دلش بر من سوخت و بر حال من رقت نموده و گفت: اگر جز فقر عذرى ندارى بیا و برویم، تا کربلا مهمان من باش. پس به اتفاق رفیق شفیق روانه شدیم. در نزدیکى گلپایگان، جمعى از قطّاع الطریق، شبانه بر سر زوّار ریختند و همه را غارت نمودند و ایشان برهنه و عریان وارد گلپایگان شدند. برخى قرض کردند و رفتند. من همانجا ماندم؛ نه اسباب رفتن داشتم، نه دل برگشتن، تا آنکه ماه محرم شد. حسینیه‌اى در آنجا بود که شب‌ها شیعیان در آن مشغول عزادارى بودند. من هم در آنجا به سر مى‌بردم و شب و روز مى‌گریستم. در اواخر شب، خوابم ربود. در عالم واقعه، دیدم وارد کربلا شدم، و رفتم به جانب حرم که مشرّف شوم. اذن دخول مى‌خواستم. شخصى مرا مانع شد و به دست اشاره کرد: برگرد که حال، وقت زیارت تو نیست. گفتم: بنا نبود حرم جناب ابی‌عبدالله علیه السلام حاجب داشته باشد. هر که بخواهد گو بیا و هر که خواهد گو برو     کبر و ناز و حاجب و دربان در این درگاه نیست گفت: اى مقبل، حال حضرت زهرا (س) و مادرش خدیجه کبرى و مریم و حوّا و آسیه و جمعى از حورالعین، با جمعى از انبیا، به زیارت آمده‌اند. قدرى تأمّل کن، آنها که فارغ شدند نوبت تو است. گفتم: تو کیستى؟ گفت من ملکى هستم از جمله حافّین حول حرم مطهّر که دائم براى زوّار استغفار مى کنم. پس دست مرا گرفته در میان صحن گردش می‌داد. جمعى را در صحن مقدّس مى دیدیم که شباهت به اهل دنیا نداشتند. پس رسیدیم به موضعى که در آن محفلى بود آراسته، و جمعى موقّر و با خضوع و خشوع نشسته بودند. پرسید: اینها را مى‌شناسى؟ گفتم: نه. گفت: اینها حضرات انبیا هستند که به زیارت سیدالشهداء صلوات‌الله علیه آمده‌اند؛ آنکه بر همه مصدر نشسته، حضرت آدم ابوالبشر صفى الله علیه السلام است و آنکه در طرف یمین او نشسته، حضرت نوح نجىّ الله است و در طرف یسارش حضرت ابراهیم خلیل الله است و آن یکى شیث است و آن دیگرى ادریس است و آن هود و آن صالح و آن اسماعیل و آن اسحاق و آن داود و آن سلیمان و آن کلیم الله و آن روح الله است (صلوات الله علیهم اجمعین). در آن اثنا دیدم بزرگوارى از حرم بیرون آمده، در حالتى که دو نفر، زیر بغل‌هاى او را گرفته بودند. پس همه انبیاء برخاستند و تعظیم او نمودند. این بزرگوار رفت و در صدر مجلس نشست، و بعد از لحظه‌اى سر بلند کرد و فرمود: محتشم را بیاورید. پرسیدم: این بزرگوار کیست؟ گفت خاتم انبیاء محمد مصطفى صلى‌الله علیه و آله است. ساعتى نگذاشت که محتشم را آوردند و او مردى بود که کوتاه قد و قامت و خوش سیما که عمامه‌اى ژولیده بر سر داشت؛ پس او تعظیم کرد و ایستاد. حضرت رسول صلى الله علیه و آله فرمود: اى محتشم، امشب شب عاشوراء است، پیغمبران براى زیارت فرزندم حسین علیه السلام آمده اند، مى‌خواهند عزادارى کنند. برو بالاى منبر، و از اشعار دلسوز خود بخوان، تا ما بگرییم. به امر پیغمبر صلى الله علیه و آله منبرى گذاشتند و محتشم رفت و در پلّه اول ایستاد. پیغمبر اشاره کرد بالاتر برو. در پله دوم ایستاد. فرمود: بالاتر برو تا آنکه در پله نهم منبر ایستاد. فرمود بخوان. مقبل می‌گوید: حواسّم را جمع نمودم، ببینم محتشم کدام بند مرثیه را مى‌خواند که از همه دلسوزتر است. شروع کرد به خواندن این بند: کشتى شکست خورده طوفان کربلا     در خاک و خون فتاده به میدان کربلا گر چشم روزگار، بر او فاش مى‌گریست   خون مى‌گذشت از سر ایوان کربلا از آب هم مضایقه کردند کوفیان          خوش داشتند حرمت مهمان کربلا 😭😭😭 عرض کرد: یا رسول الله! بودند دیو و دد، همه سیراب و مى‌مکید خاتم ز قحط آب، سلیمان کربلا صداى پیغمبر صلى الله علیه و آله به نالید بلند شد و رو به انبیاء کرد و فرمود: ببینید امت من با فرزند من چه کرده‌اند؛ آبى را که خدا بر کلاب ذئاب و کفّار مباح کرده، امت من بر اولاد من حرام کردند، پس محتشم، شروع کرد به این مرثیه: روزى که شد به نیزه، سر آن بزرگوار             خورشید، سر برهنه بر آمد ز کوهسار موجى به جنبش آمد و برخاست کوه کوه       ابرى به بارش آمد و بگریست زار زار چون محتشم به این شعر رسید، پیغمبران همه دست بر سر زدند. محتشم رو به پیغمبران کرده و گفت: جمعى که پاس محملشان داشت جبرئیل    گشتند بى‌عمارى و محمل، شتر سوار محتشم، هنوز دل ما از گریه خالى نشده است، بخوان پیغمبر صلى الله علیه و آله فرمود: بلى، این جزاى من بود که دختران مرا در کوچه و بازار مثل اهل زنگبار بگردانند. محتشم سکوت کرد و ایستاد که پیغمبر صلى الله علیه و آله او را مرخّص فرماید. محتشم، هنوز دل ما از گریه خالى نشده است، بخوا
17.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
محمد برکات یکی از شیعیان جنوب لبنانه که همین امروز متوجه شده در آخرین حملات رژیم به جنوب این کشور بعد از آتش‌بس، خونه‌اش خراب شده. خلاصه چیزی که محمد در این ویدئو می‌گه: "خانه‌ام در آخرین حملات به جنوب بعد از آتش‌بس خراب شد. ما این‌طور می‌بینیم که حتی وقتی خانه‌ات در راه خدا از بین برود، این رزقی از طرف خداست و به جای این که نیاز به صبر داشته باشد، بشارتی است. به ویژه که من در روز دهم محرم مطلع شدم خانه‌ام از بین رفته است، مثل این‌که خیمه من هم با خیمه‌‌های نوه رسول‌خدا سوخت. ما این‌طور می‌بینیم و تربیت شدیم" @mybelovedcountry ایرانِ جان
حی علی موکب... جمعیت زیادتر و زیادتر شده. هوا هم گرم پس اینجا رسمه جز چایی داغ که تحمل گرما رو آسون میکنه.ث،خوراکیهای خنک مثل بستنی،آبمیوه(اکثرا مصنوعی)،دوغ و...پخش میشه. @drtehranchi
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آب طالبی.نوش جان عزاداران ایاعبدالله از همتووووووون قبول باشه گفتم موکبمون نزدیکه،اون پشت حرم رو میبینید... @drtehranchi
دخترا دارن حلیب پخش میکنند(فاطمه زهرا و دوست عراقیش ،فاطمه،که نوه مسوول موکبه) @drtehranchi البته در عراق،روز اصلي پخش شیر به نیت حضرت علی اصغر فرداست. ما هم پخش می کنیم
زهرا کثیری هم اومده کربلا زهرا از اون شیرزنهاست که چون مدرس زبان عربیه و زیاد رفت و آمد می کنه،خودش تنها میاد و میره(که من به هر زنی،توصیه نمیکنم) خوندن سفرنامه اش جالبه👇👇👇
. امشب کربلا، شب عاشوراست شب جمعه هم هست جمعیت خیلی زیاده و فرقش با اربعین اینه که جمعیت آقایون تقریبا دو سه برابر خانم‌هاست این جمله را زیاد ازشون شنیدم که روز عاشورا حرم جای خانم‌ها نیست با اینکه حرم را برای خانم‌ها میبندن خانم‌ها معمولا داخل حرم يعنى اطراف ضريح يا سرداب یا طبقه‌های بالا میتونن بمونن اما اگر بیان بیرون از حرم دیگه نمی‌تونن وارد بشن بعضی از دوستام هستن که این ٢۴ ساعت رو داخل حرم می‌مونن یه خانمی می‌گفت ٢۴ ساعت تو حرم موندم و تنها کسی بودم که کنار ضريح بودم خودم بودم و ضريح و هیچ‌کس دیگه‌ای نبود در کل من یاد گرفتم در مورد حال و هوای آدم‌ها و عشقی که به امام حسین(ع) دارند و نحوه ابرازش هیچ‌کس را قضاوت نکنم و همه را با اصول خودم نسنجم قضیه امام حسین (ع) با همه فرق داره @kasiri_zahra در بله اینه ای دیشون
من همیشه از خودم میپرسیدم چگونه ممکن است که امام زمان را در زمانه ظهور،به نام جدش،امام حسین بشناسند؟ اما الان میفهمم!!!!! از وقتی مقاومت لگویی را دیدم،که چطور دنیا را پُر کرد و همه دنیا بجای bbc و cnn و فاکس نیوز،به اخبار لگویی اعتماد داشتند،فهمیدم که می شود! در این شبهای مقدس،که مثل شب قدر،سرنوشت ساز است،دعا کنیم هرکدام سهممان در ظهور حضرت را ایفا کنیم. مرحله اول شناختن وظیفه و سهم هرکداممان است و مرحله دوم شجاعت قدم برداشتنش. "وأعنا علی تأدیة حقوقه اليه" اينجا گروه تلگرامی اخبار انفجاری است که درباره عاشورا،محصول لگویی تولید کرده اند و غیر شیعیان میپرسند عباس کیست؟😭 @drtehranchi
چهارشنبه و پنج شنبه ۱۱۳ و ۱۱۴ جنگ! دوباره صبح ها مثل اوایل هر دو جنگ ،با طپش قلب بیدار می شوم. و دوست دارم بال در بیاورم به سمت موبایلم و ببینم چه خبر است!میخواستم قرص اعصابم را کم کم ،کم کنم و در این سفر قطع کنم ولی انگار نمی شود!دیروز تا ۲ حرم و اطراف حرم بودم و گرما زده شدم.راستش،نیت کردم مثل ام البنین که تا اخر عمر بعد کربلا به سایه نرفت، فقط چند دقیقه را به سایه نروم.!و این شد.پس این گرمازدگی را با سکوت و غر نزدن،گذراندم.عجیب است مخلوطی از علم و مذهب باشی!جدی می گویم.یک بار یک فالوری در اینستا هم گفته بود که چطور شما با این درجه علمی،این حرفها را می زنید!به او حق می دادم و حرفش را اصلا توهین آمیز ندیدم!من که سر سوزنی ار علم دنیا هم پیشم نیست اما در بزرگان ،دقیقا همین تضاد را دیده ام!مثل شهید چمران که سخت ترین تله های چریکی را برای اسراییل میچید و در عین حال از دیدن بمب ها گریه ی شوق می کرد که ما رأیت الا جمیلا. مثل سخت ترین نظامی ها که دفتر شعر داشتند!و مثل ره بر با تلخص "امین". کربلا،می گرید و در و دیوار برایم درس می گوید!و منی که راحت نمی گریم و گاهی از سنگدلی خودم،شاکی ام،بدون توجه به قضاوت دیگران،داستان مقبل را تعریف میکنم و ضبط می کنم و بغض می کنم.فقط یک نکته دارم که از ان میترسم و اینکه اشتباهاتم که حتما زیاد هم هست،به پای امام حسین نوشته شود! مادرم همیشه می گوید تو به پول و‌مال بی توجهی!نمیفهمم تعریف می کند یا شماتتم می کند اما امروز،اولین روزی بود که با دیدن زایران بی جا و مکان،دلم خواست پولدار بودم،خانه ی بزرگی در کربلا داشتم،با یخچالی پر،و به آنها خدمت میکردم. خدا کمک کرد و صبح فاطمه زهرا حسم را از سحر خیزی و حرم اول صبح،گرفت و لذت برد.خیال کرد از ان لقمه یک دیناری پنیر و صمون با چای عراقی،لذت برده و میگوید برویم تمام پنیرهایش را از آن خانوم عراقی روی زمین نشسته بخریم اما بعدها خواهد فهمید عشق حسین،و زیارت حسین بوده. ساعت ۱ و ۴۵ دقیقه صبح عاشورا به وقت کربلاست و کوچه ها تا محل اسکان،پر از سلاح سرد است.قمه و خنجر و دشنه و لباس هایی سرتا پا سفید.میفهمم که انسان،برای محبوب،آشفتگی و سختی دیدن را دوست دارد!اما روش طهرانی مقدم ها و چمران ها و خامنه ایها را بیشتر می پسندم.!تا ۱۲ ظهر فردا ،حرم مردانه است!پس بهتر است تا اذان صبح بیدار باشم و بعد بخوابم.بروم اعمال روز عاشورا را بخوانم .بروم. اول فکر میکنم چه بی مزه است که روزهای عاشورایمان فرق می کند،بعد به خودم جواب میدهم:امام زمان به نماینده اش در غیبت کبری که از دست خودش و حکم اشتباهش،دلگیر شده بود، پیام داد شما وظیفه تان را انجام بدهید،باقی با من!اشتباه بود یک اجر و درست بود،دو اجر می‌برید! بروم...صبح نزدیک است و ذهنم فریاد می زند: مکن ای صبح ،طلوع @drtehranchi
9.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دهه اول محرم ،تمام شد اما حسین 'ع' که تمام نمی شود! حسین 'ع'را فراموش نکن! بگذار دلت را زنده کند، بگذار دلت را آرام آرام، بسازد. نگو "دل باید،مؤمن باشه،اینها،فقط ظاهرسازیه". ظاهر،به باطن نفوذ می کند!وگرنه،" تباکی" را از ما قبول نمی کردند[تباکی را مرحوم مجتهدی،بالا توضیح دادند] @drtehranchi