- دست به قلم ؛
برادرشهیدیعنی: یهرفیقکههیچوقتتنهاتنمیزارهحتیاگهصدبارراهتوغلطبری.
برادرشهیدیعنی:
بادیدنچهرهاشیهحسخوبدرونتموجبزنه
هرکسیاینآیهراشبی
۱۰۰مرتبهبهمدت٤۰شببخواند؛
امامزمانرامیبیندمگرکهنشناسد!((:
"رَبِّاَدخِلنیمُدخَلَصِدقواَخرِجنیمُخرَجَصدق
- #رجبعلیخیاط
- دست به قلم ؛
_
صادق آهنگران تو یه تیکه از شعرش میخونه:
«شمعِ شبهای دوعیجی میشدیم»
میدونید یعنی چی؟
عراق تو منطقه دوعیجی بمبِ فسفری مینداختن.
فسفر وقتی با اکسیژنِ هوا ترکیب بشه، شعلهور میشه.
رزمندهها که زیر این بمبها گیر میکردن، فسفر به تنشون میچسبید و با هیچ وسیلهای دیگه خاموش نمیشد!
و اونا میسوختن و میسوختن و میسوختن..
صبح، باد، خاکسترهاشون رو با خودش میبرد💔
#قالامامجواد.ع.
آشكاركردنهرچيزىپيشازقطعیتواستحكام يافتن،سببخرابىآنخواهدبود.
تحفالعقول.ص۷۲۹
بهراستیاگرخداوند . .
گریهرابهانساننبخشیدهبود،
هیچچیزنمیتوانستکدورتیراکه..
باگناهبرآیینهیفطرتشمینشیندپاککند.!'
#شهیدمصطفیآوینی
- دست به قلم ؛
من حتی به یه کاشی حرمتم حسودیم میشه.
خادم ها و زائرات که دیگه جای خودشونو دارن .